بایگانی برچسب: s

ناکجا آباد هشدارآمیز پروژه‌ هسته‌ای در برجام…

Untitled-1

توافق هسته‌ای ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک| ۱۴ ژوییه ۲۰۱۵؛ وین Reuters©

پس از صدور قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر پایان تحقیقات آژانس به روی ابعاد نظامی برنامه اتمی جمهوری اسلامی، برخی رسانه‌ها تلاش کردند به آن مفادی که تاییدی بر اقدامات و ماجراجویی‌های نظامی/ اتمی رژیم ایران بود، نپردازند.

هر چند در گزارش آمانو، وی با اشاره به اسناد موجود، از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران تا سال ۲۰۰۳ و حتی در مواردی همراه با  ابهام تا سال ۲۰۰۹خبر داد.

برای بررسی این موضوع پای صحبت و نظرات دکتر مهران مصطفوی، کارشناس انرژی اتمی، نشستم.

– آقای مصطفوی، چه تناقضاتی در آنچه در رسانه‌ها و تریبون‌های دولتی بیان می‌شود با آنچه در گزارش آژانس آمده می‌بینید؟

– اینکه اطلاعات غلط ارائه می‌شود یک مقوله است اما عدم پرداختن به ابعاد تاثیرات این سند در تاریخ معاصر ما مبحث دیگری است که با زیرکی تمام بیشتر رسانه‌ها از کنار آن می‌گذرند. موضوعی که در تمام جهات از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از دید من آنچه در گزارش نهائی آژانس درباره فعالیت‌های احتمالا نظامی ایران اهمیت بسزایی دارد و کمتر به آن اشاره شده این است که ایران تا پیش از سال ۲۰۰۳ میلادی برنامه هماهنگ و سازماندهی شده‌ای برای پیشبرد و دسترسی به تکنولوژی  نظامیاتمی در دستور کار خود داشته و حتی برخی از این فعالیت‌ها البته به صورت حاشیه‌ای تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته است.

– چرا اسناد موجود و گزارش‌های آژانس اهمیت ویژه‌ای دارد؟

– ما پیش از این داده‌هایی داشتیم که من با اشاره به این داده‌ها به نتیجه‌گیری و پاسخ سوال شما خواهم رسید.

اول اینکه محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه در اواخر جنگ نامه‌ای رسمی به خمینی می‌نویسد، این همان نامه‌ای است که در قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران تاثیر مهمی داشت و خمینی  را مجبور کرد که جام زهر را سر بکشد. این نامه تنها سند رسمی است که بعدها هم در کتاب آقای منتظری آمد اما بخشی از نامه که از سلاح هسته‌ای سخن می‌گفت  پاک شد. در این نامه آمده که «سپاه برای ادامه جنگ به تانک‌ها و هواپیماها و اسلحه لیزری و اتمی نیاز دارد».

باید توجه کنیم که یک مقام رسمی این نامه را به رهبری نوشته است که ما به سلاح هسته‌ای نیاز داریم. این چنین مساله‌ای نمی‌تواند بدون هیچ پیشینه‌ای مطرح شده باشد و بالطبع تلاش‌هایی در این زمینه و جود داشته و تحقیقاتی در دستور کار بوده که به این نتیجه‌گیری ختم شده است.

دوم کتاب خاطرات آقای علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دوران جنگ است که در این کتاب خاطرات با افتخار آمده که ایشان در سال ۱۳۶۵ یعنی حدود ۱۰ سال قبل از اینکه اصولا قراردادی برای ساختن راکتور بوشهر بسته شده باشد اولین سانتریفیوژ را مخفیانه از پاکستان به ایران آوردند.

سوم اینکه در سال ۲۰۰۱ واشنگتن پست در مطلبی  آورد که شمخانی در سال ۶۸ برای دریافت بمب اتمی به پاکستان می‌رود و خانم بوتو موافقت نمی‌کند اما از آنجایی‌که قول‌هایی رد بدل شده بوده، با استناد به واشنگتن پست،  پاکستان در مقابل ۱۰ میلیارد دلار تکنولوژی هسته‌ای را به ایران منتقل می‌کند.

چهارم  صحبت‌های هاشمی رفسنجانی در ۲۳ آذر ۱۳۸۰ (باید توجه داشت که این سخنان پیش از سال ۲۰۰۳ و آغاز گفتگوهای اتمی و برملا شدن ابعاد نظامی ایران برای غرب ایراد شده است). در این سخنرانی هاشمی رفسنجانی می‌گوید تداوم اسرائیل بستگی به حمایت‌های استکبار دارد و چون اسرائیل سلاح‌های غیر متعارف دارد کسی نمی‌تواند در مقابل اسرائیل قد علم کند، اما اگر دنیای اسلام به بمب اتمی دست یابد این استراتژی تغییر می‌کند. در زمان ایراد این سخنرانی همه در دنیا می‌دانستند که پاکستان رسما بمب اتمی دارد و پاکستان هم بخشی از دنیای اسلام بوده و هست. پس منظور آقای هاشمی از این سخنان چه بوده و در پس سخنان ایشان چه نهفته است؟ ایشان به طور غیر مستقیم به فعالیت‌های خود رژیم اشاره دارد. 

اینها چهار مورد داده‌های تاریخی است.

گزارش آمانو نشان می‌دهد که رژیم ایران به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است Reuters©

اما گزارش آژانس تایید می‌کند که ایران تا سال ۲۰۰۳ به طور سیستماتیک دنبال بمب بوده است. حالا اهمیت تاریخی این برای ما ایرانی‌ها در چیست؟ اهمیت‌ این موضوع در این است که سیاست فلاکت‌بار رژیم که در طی بیست سال گذشته بیش از صدها میلیارد دلار هزینه به اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده است. علت‌اش انتخاب‌هایی بوده که رژیم ایران کرده، نه برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بلکه بر پایه تامین سلاح هسته‌ای و در راستای تضمین بقای رژیمراه‌اندازی نیروگاه بوشهر و صنعت غنی‌سازی و راکتور اراک هیچ توجیه اقتصادی ندارد و تنها دلیلی که می‌تواند این انتخاب‌ها را توجیه کند این است که این انتخاب زمانی صورت گرفته که ایران به جدّ به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است. در سال ۲۰۰۳  فعالیت‌های تاسیسات اراک و نطنز آشکار  می‌شود، این زمانی است که خاتمی رئیس جمهور و حسن روحانی رئیس شورای امنیت ملی است. در دوران تصدی حسن روحانی بر شورای امنیت ملی است که برنامه هسته ای/ نظامی ایران آشکار می‌شود و  با شروع مذاکرات، ایران مجبور می‌شود پروژه نظامی را کنار بگذارد.

یک سند دیگر خاطرات فرانسوا نیکولو سفیر پیشین فرانسه در ایران است که در کتاب خود می نویسد: «با روحانی گفتگو می‌کردیم و روحانی هم گفت ما خودمان هم اطلاع نداشتیم و پاسدارها دنبال ساختن بمب اتمی بودند، به آقای خامنه‌ای مراجعه کردیم و جلوی بمب را گرفتیم.» پس این هم تصدیق دیگری بر نظامی بودن برنامه اتمی است اما روحانی می‌خواهد مثل قتل‌های زنجیره‌ای پروژه سلاح هسته‌ای را هم گردن عوامل خودسر بیاندازد.

رژیم ده‌ها میلیارد دلار هزینه ماجراجویی اتمی کرده است و اقتصاد را به ورشکستگی کشانده و فرصت رشد را از نسلی گرفته است و حال در تلاش است تمام این افتضاحات را انکار کند.

– اما رویکرد برجام به این گذشته ماجراجویانه چیست؟

– برجام یعنی تمام این تلاش‌ها را کنار بگذارید. عملا تنها چیزی که در بر جام پذیرفته شده پنج هزار سانتریفیوژِ نیم قرن پیش است که تا ۱۲ سال آینده تنها این سانتریفیوژها حق دارند بچرخند که حتی یک درصد نیاز سوخت نیروگاه بوشهر را هم نمی‌توانند تامین کنند. راکتور اراک را تغییر کاربری می‌دهند و به نوعی به آب سبک تبدیل می‌کنند ولی باز در آن آب سنگین به کار می‌برند که خط قرمز آقای خامنه‌ای رعایت شود و تمام ذخیره اورانیوم غنی شده را هم از کشور خارج کرده و نظارت بی‌قید و شرط را هم می‌پذیرند.

– اگر  راکتور آب سنگین را به آب سبک تغییر دهند پس چطور باز آب سنگین به کار می‌برند؟ چطور برجام با این عملکرد زیر پا گذاشته نمی‌شود و چطور خط قرمز رهبر جمهوری اسلام هم رعایت می‌شود؟

روحانی و آمانو

در کانادا راکتورها آب سنگین وجود دارند چون کانادا نمی‌خواست وارد پروسه غنی‌سازی شود اما در ایران که این همه هزینه برای غنی‌سازی شده چرا راکتوری می‌سازند که به اورانیوم غنی شده نیاز ندارد؟ هیچ توجیه علمی و منطقی برای این عملکرد و جود ندارد به جز وجود برنامه‌ای نظامی.

– پس موضوع بتون ریختن در قلب راکتور چیست؟

– این همان راکتور است که در آن اورانیوم خام به کار می‌رود. این قلب راکتور باید خارج شود و طبق برجام، بتون ریزی شود و قلب جدیدی با قابلیت سوخت غنی شده جایگزین آن شود.

– واکنش رژیم و هر دو طرف دعوا یعنی اصول‌گرایان و دولت را نسبت به گزارش آژانس چگونه می‌بینید؟

– از دید من این گزارش برای رژیم یک شکست سیاسی بود چرا که رژیم ایران این گزارش را قبول کرده است. اگر قبول نکرده بود مثل همیشه که عادت دارند و در رویکرد دیپلماتیک رژیم مرسوم است، رسما این موارد را اتهام می خواندند و رد می کرند، اما چنین اقدامی نشده پس رژیم گزارش آژانس را پذیرفته و به نوعی بر تاکید قبلی خود بر عدم وجود برنامه هسته‌ای خط باطل کشیده و دروغ‌گویی مقامات ایرانی در این سال‌ها اثبات شده است.

آژانس می‌گوید شما دنبال بمب بوده‌اید و رژیم هیچ اعتراضی نکرده و تنها برخی از مقامات گفتند این گزارش سیاه و سفیدی هایی دارد اما سفیدی‌هایش بیشتر است، در جایی این گزارش، از دید رژیم، تماما سیاهی است چرا که تخلف و تلاش برای رسیدن به سلاح هسته‌ای در گذشته توسط رژیم ایران را تایید می‌کند. به یاد شما می‌آورم که دولت ایران سال‌ها مدعی بود که هر سندی که درباره فعالیت‌های نظامیـ هسته‌ای منتشر شود جعلی است. این گزارش سندی تاریخی است مبنی بر اینکه تمامی انتخاب‌های رژیم معطوف به دسترسی سلاح هسته‌ای بوده نه برای تولید انرژی. این نکته بارها و بارها با ادله کافی از سوی ناظران فن بیان شده که ایران اساسا نیازی به تولید انرژی اتمی ندارد.

– چه کارهای دیگری باید انجام شود تا برخی از تحریم‌ها لغو و برخی تعلیق شود؟

– یکی اینکه ۹۷ درصد از ۱۰ تن اورانیوم غنی شده را بفرستند به روسیه و به قول خودشان «صادر کنند» که الان در حال انجام است و تنها ایران حق دارد۳۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده را نگاه دارد که به نظر من این مقدار مضحک است و تنها به صورت نمادین باقی می‌ماند. دوم، باید همه سانتریفیوژها را اسقاط کند و تنها ۵ هزار سانتریفیوژ در نطنز در گردش باقی بماند و هزار عدد در فُردو که آنها هم نباید عملیاتی باشند. تغییر کاربری راکتور تأسیسات اراک که آن هم پنج سال طول می‌کشد.

– با این حساب عملیات مقدماتی اجرای برجام چه مدت زمان می‌برد؟

– ببینید، این سه کار اساسی یعنی فرستادن اورانیوم به روسیه، پیاده کردن سانتریفیوژها و تغییر کاربری راکتور اراک در حال انجام است. آمریکایی‌ها فکر می‌کردند ایران سه ماه زمان نیاز دارد که این مقدمات را انجام دهد اما از آنجایی‌که ایران برای رفع تحریم‌ها عجله دارد از قبل شروع به یک سری اقدامات کرده است. فرستادن  اورانیوم غنی شده به روسیه و بازکردن سانتریفیوژها کار مشکلی نیست کما اینکه پس از بازکردن سانتریفیوژها این قطعات دیگر کارآیی ندارند و اسقاط به حساب می‌آیند. باز کردن قلب راکتور اراک هم کار مشکلی نیست؛ کلا خراب کردن کار مشکلی نیست. با اقداماتی که ایران انجام داده تا پایان ژانویه مقدمات اجرایی شدن برجام انجام شده است. البته با در نظر گرفتن آغاز و انجام نظارت‌ها به نظر من زودتر از ماه مارس به روز اجرا خواهیم رسید.

اما یک گزارش دیگر پیش از اجرا لازم است. بعد از این اقدامات آژانس مجددا باید گزارشی بر تکمیل این اقدامات ارائه دهد. در گزارش آژانس، خبر اقدامات ایران برای اجرایی کردن مقدمات آمده بود اما هنوز نیاز به گزارش تاییدی آژانس از تکمیل مقدمات است تا به روز اجرا برسیم. تبلیغات ایران مبنی بر اجرایی کردن مقدمات التزامی بر اجرای برجام نیست و تنها با گزارش نهایی آژانس بر تکمیل اقدامات، روز اجرا خواهد رسید.

به نظر من در چند هفته آینده گزارش آژانس بر تکمیل اقدامات منتشر خواهد شد و این تنها پیش‌شرط دیگر اجرایی شدن بر جام استمساله بر سر این است که رژیم مجبور شده در عمل تمامی خطوط قرمزش را زیر پا بگذارد تا به اجرایی شدن برجام برسد و رفع تحریم شود.

مرحله بعد، برداشتن تحریم‌ها است که خود زمان‌بر است. دو طرف ماجرا مدام در حال تبادل اطلاعات هستند و آمریکایی‌ها هم برای سرعت بخشیدن به امور، در حال اجرایی کردن اقدامات اولیه برای رفع تحریم‌ها هستند.

– تا چه اندازه گزارش آژانس درباره بستن پرونده بررسی ابعاد نظامی برنامه اتمی ایران را سیاسی می‌دانید؟

– همه از ابتدا می‌دانستند که ایران فعالیت‌های نظامیهسته‌ای داشته و همه می‌دانستند که ایران مجبور شده این پروژه را کنار بگذارد. این ابهامات برای عامه بوده است. در صورتی‌که طرفین مذاکرات با استناد با آنچه در گزارش‌ها آمده از ابتدا واقف به امور بوده‌اند و با استناد به آن برنامه‌ریزی‌های لازم را در گفتگوهای متعددشان تنظیم نمودند. اگر به خاطر داشته باشید، جان کری در میانه مذاکرات حدودا شش ماه پیش گفت: «ما به گذشته نباید نگاه کنیم . گذشته نباید مانع پیشرفت این مذاکرات شود». ایران همواره ادعا می‌کرد که فعالیت نظامی نداشته که حال با استناد به گزارش آژانس مشخص شد که دولت ایران دروغ می‌گفته است. این گزارش می‌توانست دو برآیند داشته باشد یکی اینکه برجام اجرا نشود چرا که ایران دروغ گفته و قابل اعتماد نیست، دیگر اینکه با یک انتخاب سیاسی که شاهد بودیم برجام با تاکید بر اقدامات گذشته ادامه یابد که غرب راه دوم را برگزید.

– بنا بر این حرف عراقچی مطرح می‌شود که آژانس یا برجام را انتخاب کند یا پی ام دی را؟

– بله دقیقا همین است و رژیم نمی‌خواست در گزارش آژانس چیزی در رابطه با فعالیت نظامی مندرج شود که شد. به همین خاطر می‌گویم این  سند تاریخی است چرا که دروغ‌گویی سران در سال‌های مختلف را افشا می‌کند

روحانی و خامنه‌ای و ظریف

به روی خود نمی‌آورند که آشکارا دروغ می‌گویند

– اگر آژانس تصمیم می‌گرفت به جای برجام، پی ام دی را دنبال کند چه می‌شد؟

– این سند آژانس یک گزارش بود نه راهکار، این تصمیم آمریکا و غرب بود که با وجود شواهد تایید شده مبنی بر فعالیت‌های نظامی/ هسته‌ای باز هم برجام را دنبال کند. این تصمیم کاملا سیاسی بود چون گزارش آژانس اقدامات نظامی ایران را تایید کرد نه تکذیب. اما به دلایل سیاسی غرب تصمیم گرفته گذشته را نادیده بگیرد و به جلو حرکت کند اما این امر نشان‌دهنده صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران در گذشته نبوده و نیست.

– چه تناقضاتی بین گفته‌های دو طرف می‌بینید؟

– تناقض اینجاست که ایران با وجود چنین متن معتبری هنوز دروغ می‌گوید. در جایی که آژانس می‌گوید ایران به دنبال سلاح اتمی بوده اما در کمال بی‌شرمی و در مقابل یک سند معتبر باز آقای ظریف می‌گوید که معلوم شد ادعاهای غرب دروغ بوده است! در صورتی‌که این سند معتبر بیانگر دروغ‌گویی و فرافکنی ایران در بیش از ۱۲ سال است. این موضوع  می‌بایست برای مردم ایران اهمیت داشته باشد چرا که نشانگر آن است که رژیم با دنبال کردن یک پروژه نظامی و سپس تسلیم شدن مقابل خواسته غرب میلیاردها دلار ثروت ملی را روانه زباله‌دان کرده است. در برنامه هسته‌ای، رژیم به دنبال تأمین انرژی نبوده و هنوز به فریب‌کاری‌اش ادامه می‌دهد و تنها دست‌آورد این پروژه شکست خورده، ۵ هزار سانتریفیوژ ۵۰ سال پیش است که تا ۱۲ سال دیگر باید بیهوده بچرخند، فقط برای اینکه بگویند درست عمل کرده‌ایم.

درباره اینکه برجام به شکلی که انجام گرفته جلوی ضرر را نمی‌گیرد بارها نوشته‌ام که از جمله یکی از ضررها ادامه برنامه هسته‌ای است. از جمله تأکید کرده‌ام که در برجام هر کشور سهمی دارد و سهم روسیه ادامه ساخت نیروگاه‌های جدید در ایران است. امروز خبرها می‌گویند که کار ساخت دو نیروگاه توسط روس‌ها در ایران آغاز می‌شود. همزمان با این خبر اقای زنگنه وزیر نفت گفته است از صنعت نفت چیزی جز دو پالایشگاه آبادان و اراک باقی نمانده است که هر که می‌خواهد حاضریم آن را هم رایگان تقدیم کنیم! این دو خبر نمونه‌ای دیگر از پروژه‌های سیاه دولت‌های مختلف نظام ولایت فقیه است. ایران در صنعت نفت به دلایل تاریخی بسیار جلو بود ولی اکنون بسیار عقب افتاده است. به هر گوشه‌ای از انتخاب‌های سیاسی- اقتصادی رژیم نظر کنیم فاجعه است. هشدار و هشدار که ساخت دو نیروگاه هسته‌ای دیگر توسط روس‌ها ما را وارد مرحله‌ای خواهد کرد که عقب نشستن از آن حتی در یک دولت عادی نیز مشکل خواهد بود. به جای اینکه از سرمایه‌ها در صنعت نفت و گاز و خورشید و باد استفاده شود به جایی می‌روند که برای کشوری چون ایران به غیر از هزینه چیزی در بر ندارد.

-با سپاس از شما جناب مصطفوی به خاطر وقتی که در اختیار کیهان لندن قرار دادید.


چالشی بزرگ پیشاروی صنعت هسته ای

d4d4d4d5

نیروگاه بوشهر قبل از بهره برداری

کشور فرانسه با ۵۸ راکتور هسته ای از بزرگترین تولید کنندگان برق هسته ای در دنیامی باشد. ۷۶ درصد برق فرانسه از طریق راکتورهای هسته ای تولید می شود، درصدی که در کشورهای بزرگ دنیا بی نظیر است. گرچه تولید برق هسته ای آمریکا از فرانسه بیشتر است وامریکا با تولید بیش از ۱۰۰ گیگاوات بزرگترین تولید کننده برق هسته ای در جهان است اما درصد برق هسته ای در امریکا تنها ۲۰ درصد کل تولید برق است. در کشورهای کوچک هم درصد برق هسته ای می تواند بالا باشد چون با چند راکتور هم می توان بخش مهمی از برق کشورهای کوچک را تولید کرد. کشورهای مانند اسلونی، اسلواکی، سوئیس، بلژیک یا چک کشورهایی از این نمونه هستند. برخی از کشورها مانند اوکراین و ارمنستان که نسبتا برق هسته ای بالایی دارند نیز وارٍث سیاست هسته ای شوروی سابق هستند

کشور مگاوات برق  درصد برق هسته ای
فرانسه ۶۳۴۷۳ ۷۶,۲ %
اسلواکی ۱۶۸۸ ۵۶,۴ %
بلژیک ۵۷۲۸ ۵۳,۸ %
اوکراین ۱۳۱۶۸ ۴۷,۴ %
ارمنستان ۳۷۶ ۴۳,۵ %
سوئد ۹۱۰۴ ۴۲ %
اسلونی ۶۹۶ ۴۱,۷ %
سوئیس ۳۲۳۷ ۳۹,۲ %
مجارستان ۱۸۲۶ ۳۷,۲ %
کره جنوبی ۱۷۷۱۶ ۳۵,۶ %
بلغارستان ۱۹۰۶ ۳۲,۹ %
آلمان ۲۰۳۳۹ ۲۸,۳ %
چکی ۳۶۸۶ ۲۵ %
فنلاند ۲۶۹۶ ۲۲ %
آمریکا ۱۰۱۱۱۹ ۱۹,۷ %
تایوان ۴۹۱۶ ۱۹,۳ %
اسپانیا ۷۴۴۸ ۱۸,۳ %
رومانی ۱۳۱۰ ۱۷,۵ %
روسیه ۲۱۷۴۳ ۱۶,۹ %
کانادا ۱۲۶۵۲ ۱۴,۸ %
انگلستان ۱۱۰۳۵ ۱۳,۵ %
کوراسی ۶۹۶ ۸ %
آرژانتین ۹۳۵ ۶,۲ %
آفریقای جنوبی ۱۸۴۲ ۵,۳ %
مکزیک ۱۳۱۰ ۴ %
هلند ۴۸۵ ۳,۸ %
برزیل ۱۹۰۱ ۳,۱ %
پاکستان ۴۲۵ ۲,۴ %
چین ۸۵۸۷ ۲,۲ %
هند ۳۷۷۹ ۲ %

کشورفرانسه که کشوری نسبتا پرجمعیت و بزرگ و صنعتی است نمونه منحصر بفردی می باشد. گسترش صنعت هسته ای فرانسه اندکى بعد از جنگ جهانی دوم صورت گرفت. این سیاست هم جنبه نظامی داشت و هم جنبه تولید انرژی. برای اینکه فرانسه امریکا و انگلستان از سویی و روسیه شوروی از سوی دیگر عقب نماند ژنرال دوگل سرمایه گذاری بزرگی در صنعت هسته ای انجام داد بخشی از این سیاستها چون جنبه نظامی داشتند کاملا محرمانه بودند. بعد از او هم ژیسکاردستن این سیاست را خصوصا در زمینه تولید انرژی تقویت کرد. بحران کمبود نفت در دهه ۷۰، بالا رفتن قیمت آن و نیاز فرانسه به مستقل بودن در زمینه هسته ای، خصوصا فاصله سیاسی ای که در دهه هاى بعد از جنگ از هم پیمانانش در ناتو گرفت و همچنین حضور نظامی اش در افریقا که به او اجازه می داد براحتی به منابع مهم اورانیوم آفریقا دسترسی داشته باشد باعث شد فرانسه تقریبا تمامی هم و غم خود را در تقویت سیاست هسته ای قرار دهد،  اما اکنون این سئوال مهم در فرانسه مطرح شده است که آیا باید به این سیاست ادامه داد یا نه؟ برای اولین بار در زمان فرانسوا هولاند رئیس جمهوری فعلی فرانسه، تصمیم گرفته شد که تولید برق هسته ای از میزان فعلى (بیش از ۷۶) درصد به ۵۰ درصد کاهش یابد. البته طبق برنامه اعلام شده این کاهش ظرف ۱۵ سال آینده صورت خواهد پذیرفت. تحقیقات مختلف در سالهای اخیر بیش از پیش کارایی و بازدهى مطلوب صنعت هسته ای را زیر سئوال برده است. تصمیم آلمان دال بر پایان دادن استفاده از انرژی هسته تا سال ٢٠٢٢، حادثه فوکوشیما و قبل از آن چرنوبیل از مواردى بودند که در تصمیم اخیر فرانسه موثر واقع شده اند .اما اکنون به غیر از مسئله ایمنی نیروگاههای هسته ای واقعیت اقتصادی مهمی نیز بر آن افزوده شده است و آن اینکه برای اولین بار محاسبات مختلف نشان می دهند که در آینده نزدیک برقی که از طریق انرژی های تجدید پذیر مانند آفتاب و باد بدست می اید هزینه بیشترى از برق هسته ای نخواهد داشت. تا چند سال پیش همه بر این نظر بودند که هزینه تولید انرژی های تجدیدپذیر بسیار گران تمام می شود و حتی تا چند برابر برق هسته ای برآورد می شد. اما اکنون پیشرفت تکنولوژى های مختلف باعث پایین آمدن هزینه تولید این نوع انرژى ها اعم از برق خورشیدی، بادی و غیره شده است.

مطالعه آژانس محیط زیست و کنترل انرژی فرانسه  [et de la maîtrise de l’énergie environnementAgence de de’  (Ademe)]  در باره هزینه تولید برٍق در فرانسه بنا بود در ماه آوریل گذشته منتشر شود اما به بهانه اینکه این گزارش هنوز کامل نشده است، انتشار ان به تعویق افتاد. همین امر باعث شد که دو روز پیش سایت خبری مستقل “مدیاپارت” دست به انتشار تحقیق مزبور بزند. نتیجه مهم این تحقیق این است که اگر فرانسه تا سال ۲۰۵۰ از انرژی هسته ای کاملا چشم پوشی کند می تواند بدون هزینه ای بیشتر برق خود را از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تولید کند. این برای اولین بار است که مسئله کنار گذاشتن کامل انرژی هسته ای در فرانسه مطرح می شود و در این زمینه نه تنها انجمنهای مدنی بلکه یک آژانس دولتی، تحقیقى را منتشر نموده که توسط محققان و اندیشمندان بین المللی مورد بررسی قرار گرفته است. طبق این پروژه در سال ۲۰۵۰ فرانسه می تواند برقش را ۶۳ درصد از طریق باد، ۱۷ درصد از طریق خورشید، ۱۳ دزصد از طریق سد و ۷ درصد از طریق گرمایی [مانند چوب و گرمای زیرزمینی] تهیه کند. بدین قرار امکان اینکه در فرانسه تولید انرژی هسته ای کاملا حذف شود بطور جدى تحت بررسی قرار گرفته شده است.

در فرانسه گروه هاى صاحب نفوذ جانبدار انرژى هسته ای بسیار قوی هستند و علاوه بر این گذران زندگى هزاران نفر به صنعت هسته ای وابسته است اما امروزه هیچکدام توان پاسخگویى به استدلالهای طرفداران انرژیهای تجدید پذیر را ندارند. آنها تا چند سال پیش مدعی بودند که تولید برق هسته ای هم ارزان است و هم باعث گرمی کره زمین نمی شود چون اثر گلخانه ای آن بسیار ناچیز است. اما در حال حاضر هم تولید انرژیهای تجدیدپذیر  ارزان شده و هم اثر گلخانه ای شان بسیار ناچیز است. از اینرو آخرین استدلالهای جانبداران صنعت هسته ای دیگر کار ارایی خود را از دست داده اند. باید اضافه کرد که قبلا جانبداران صاحب نفوذصنعت هسته اى در استدلال هاى خود گوشزد می نمودند که این صنعت به لحاظ نظامی نیز امری استراتژیک برای فرانسه می باشد اما اکنون برآورد شده که  کشورهایی که بمب هسته ای دارند از جهت نگهدارى و هزینه به دلیل تعداد و حجم زیاد این تسلیحات دچار مشکل اساسى می باشند.  بمبهائی که تعداد آنها آنچنان زیاد است که می توانند کلیه کره زمین را چندین و چند بار از بین ببرند. جالب است که بدانیم برای اولین بار میشل روکار نخست وزیر اسبق فرانسه که خود فرزند یکی از پدران بمب اتمی فرانسه است دو سال پیش در مقاله ای مدعی شد که کشور فرانسه باید از تسلیحات هسته ای اش چشم پوشى کند زیرا هزینه نگهداری این سلاح بسیار بالاست و به کشور فشار اقتصادی زیادى را تحمیل می کند. یک ژنرال فرانسوی نیر همین نظریه را ارایه داده بود، اما چندان مورد  توجه قرار نگرفت. هر چند وقتى نخست وزیر سابق فرانسه نیز  به این نظر اشاره می کند،  می تواند دال بر این باشد که  سلاح هسته ای اکنون دیگر آن اثر قدیم دوران جنگ سرد را ندارد و ارتش کشورها بیشتر نیاز به سلاحهایی دارند که بتوانند براحتی و بسرعت و بطور محلی از آنها استفاده کنند کاری که با بمبهای اتمی ممکن نیست. از اینرو فرانسه در سالهای آینده با چالشی بزرگ روبرو خواهد بود و سیاستمداران فرانسه باید تصمیم های  مهمی اتخاذ کنند. بخشی از صنعت هسته ای فرانسه برای ادامه حیات، امید خود را به کشورهای جهان سوم بسته است. کشورهائی مانند عربستان که قصد دارند تا چند سال آینده تعداد زیادی راکتور بسازند می توانند به کمک این بخش از صنعت فرانسه بیایند. اما این مسئله نیز حتمی نیست. بهرحال  انچه مسلم است این است که فرانسه دیگر در دهه های ۷۰ و ۸۰  (سالهای شکوفائی صنعت هسته ای) قرار ندارد.  اگر سناریوی کنار گذاشتن تدریجی صنعت انرژی هسته ای در فرانسه عملی شود تاثیری مهم در کشورهای دیگر خصوصا در کشورهای جهان سوم خواهد گذاشت و این سئوال مطرح خواهد شد که چرا باید از کشوری که مهمترین کشورهای هسته ای بوده است و حال می خواهد آن را کنار بگذارد باید نیروگاه هسته ای خرید.

تجربه فرانسه را در این مطلب مطرح کرده ام اما دل در وطن دارم و هدفم این  است که یادآوری کنم خرید نیروگاههای جدید از روسیه از سوی رژیم ولایت فقیه در شرایط فعلی کاملآ غیر معقول به نظر میرسد. متاسفانه در اینباره اطلاعات درست در اختیار مردم ایران قرار نمی گیرد. این تصمیم، همانند تصمیم براه انداختن صنعت غنی سازی که منجر به فاجعه ای غیر قابل جبران برای ایران شد، صرفا از نوع تصمیمهای سیاسی از جانب رژیم می باشد که در آن محاسبات اقتصادى و راه حلهای درست و منطقى را در نظر نمی گیرند.  در این محاسبات  تنها اصلی که در مد نظر میباشد اصل “حفظ نظام از اوجب واجبات است” می باشد. توسعه صنعت هسته ای در ایران توجیه افتصادی  نداشته و ندارد. با توجه به شرایط جغرافیائى و إمکانات طبیعى، برای ایران بیش از فرانسه سرمایه گذاری در نیروگاههای گازی، خورشیدی و بادی و پیشبرد سیاست صرفه جوئی در مصرف می باید در الویت قرا گیرد.