بایگانی برچسب: s

ناکجا آباد هشدارآمیز پروژه‌ هسته‌ای در برجام…

Untitled-1

توافق هسته‌ای ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک| ۱۴ ژوییه ۲۰۱۵؛ وین Reuters©

پس از صدور قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر پایان تحقیقات آژانس به روی ابعاد نظامی برنامه اتمی جمهوری اسلامی، برخی رسانه‌ها تلاش کردند به آن مفادی که تاییدی بر اقدامات و ماجراجویی‌های نظامی/ اتمی رژیم ایران بود، نپردازند.

هر چند در گزارش آمانو، وی با اشاره به اسناد موجود، از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران تا سال ۲۰۰۳ و حتی در مواردی همراه با  ابهام تا سال ۲۰۰۹خبر داد.

برای بررسی این موضوع پای صحبت و نظرات دکتر مهران مصطفوی، کارشناس انرژی اتمی، نشستم.

– آقای مصطفوی، چه تناقضاتی در آنچه در رسانه‌ها و تریبون‌های دولتی بیان می‌شود با آنچه در گزارش آژانس آمده می‌بینید؟

– اینکه اطلاعات غلط ارائه می‌شود یک مقوله است اما عدم پرداختن به ابعاد تاثیرات این سند در تاریخ معاصر ما مبحث دیگری است که با زیرکی تمام بیشتر رسانه‌ها از کنار آن می‌گذرند. موضوعی که در تمام جهات از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از دید من آنچه در گزارش نهائی آژانس درباره فعالیت‌های احتمالا نظامی ایران اهمیت بسزایی دارد و کمتر به آن اشاره شده این است که ایران تا پیش از سال ۲۰۰۳ میلادی برنامه هماهنگ و سازماندهی شده‌ای برای پیشبرد و دسترسی به تکنولوژی  نظامیاتمی در دستور کار خود داشته و حتی برخی از این فعالیت‌ها البته به صورت حاشیه‌ای تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته است.

– چرا اسناد موجود و گزارش‌های آژانس اهمیت ویژه‌ای دارد؟

– ما پیش از این داده‌هایی داشتیم که من با اشاره به این داده‌ها به نتیجه‌گیری و پاسخ سوال شما خواهم رسید.

اول اینکه محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه در اواخر جنگ نامه‌ای رسمی به خمینی می‌نویسد، این همان نامه‌ای است که در قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران تاثیر مهمی داشت و خمینی  را مجبور کرد که جام زهر را سر بکشد. این نامه تنها سند رسمی است که بعدها هم در کتاب آقای منتظری آمد اما بخشی از نامه که از سلاح هسته‌ای سخن می‌گفت  پاک شد. در این نامه آمده که «سپاه برای ادامه جنگ به تانک‌ها و هواپیماها و اسلحه لیزری و اتمی نیاز دارد».

باید توجه کنیم که یک مقام رسمی این نامه را به رهبری نوشته است که ما به سلاح هسته‌ای نیاز داریم. این چنین مساله‌ای نمی‌تواند بدون هیچ پیشینه‌ای مطرح شده باشد و بالطبع تلاش‌هایی در این زمینه و جود داشته و تحقیقاتی در دستور کار بوده که به این نتیجه‌گیری ختم شده است.

دوم کتاب خاطرات آقای علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دوران جنگ است که در این کتاب خاطرات با افتخار آمده که ایشان در سال ۱۳۶۵ یعنی حدود ۱۰ سال قبل از اینکه اصولا قراردادی برای ساختن راکتور بوشهر بسته شده باشد اولین سانتریفیوژ را مخفیانه از پاکستان به ایران آوردند.

سوم اینکه در سال ۲۰۰۱ واشنگتن پست در مطلبی  آورد که شمخانی در سال ۶۸ برای دریافت بمب اتمی به پاکستان می‌رود و خانم بوتو موافقت نمی‌کند اما از آنجایی‌که قول‌هایی رد بدل شده بوده، با استناد به واشنگتن پست،  پاکستان در مقابل ۱۰ میلیارد دلار تکنولوژی هسته‌ای را به ایران منتقل می‌کند.

چهارم  صحبت‌های هاشمی رفسنجانی در ۲۳ آذر ۱۳۸۰ (باید توجه داشت که این سخنان پیش از سال ۲۰۰۳ و آغاز گفتگوهای اتمی و برملا شدن ابعاد نظامی ایران برای غرب ایراد شده است). در این سخنرانی هاشمی رفسنجانی می‌گوید تداوم اسرائیل بستگی به حمایت‌های استکبار دارد و چون اسرائیل سلاح‌های غیر متعارف دارد کسی نمی‌تواند در مقابل اسرائیل قد علم کند، اما اگر دنیای اسلام به بمب اتمی دست یابد این استراتژی تغییر می‌کند. در زمان ایراد این سخنرانی همه در دنیا می‌دانستند که پاکستان رسما بمب اتمی دارد و پاکستان هم بخشی از دنیای اسلام بوده و هست. پس منظور آقای هاشمی از این سخنان چه بوده و در پس سخنان ایشان چه نهفته است؟ ایشان به طور غیر مستقیم به فعالیت‌های خود رژیم اشاره دارد. 

اینها چهار مورد داده‌های تاریخی است.

گزارش آمانو نشان می‌دهد که رژیم ایران به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است Reuters©

اما گزارش آژانس تایید می‌کند که ایران تا سال ۲۰۰۳ به طور سیستماتیک دنبال بمب بوده است. حالا اهمیت تاریخی این برای ما ایرانی‌ها در چیست؟ اهمیت‌ این موضوع در این است که سیاست فلاکت‌بار رژیم که در طی بیست سال گذشته بیش از صدها میلیارد دلار هزینه به اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده است. علت‌اش انتخاب‌هایی بوده که رژیم ایران کرده، نه برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بلکه بر پایه تامین سلاح هسته‌ای و در راستای تضمین بقای رژیمراه‌اندازی نیروگاه بوشهر و صنعت غنی‌سازی و راکتور اراک هیچ توجیه اقتصادی ندارد و تنها دلیلی که می‌تواند این انتخاب‌ها را توجیه کند این است که این انتخاب زمانی صورت گرفته که ایران به جدّ به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است. در سال ۲۰۰۳  فعالیت‌های تاسیسات اراک و نطنز آشکار  می‌شود، این زمانی است که خاتمی رئیس جمهور و حسن روحانی رئیس شورای امنیت ملی است. در دوران تصدی حسن روحانی بر شورای امنیت ملی است که برنامه هسته ای/ نظامی ایران آشکار می‌شود و  با شروع مذاکرات، ایران مجبور می‌شود پروژه نظامی را کنار بگذارد.

یک سند دیگر خاطرات فرانسوا نیکولو سفیر پیشین فرانسه در ایران است که در کتاب خود می نویسد: «با روحانی گفتگو می‌کردیم و روحانی هم گفت ما خودمان هم اطلاع نداشتیم و پاسدارها دنبال ساختن بمب اتمی بودند، به آقای خامنه‌ای مراجعه کردیم و جلوی بمب را گرفتیم.» پس این هم تصدیق دیگری بر نظامی بودن برنامه اتمی است اما روحانی می‌خواهد مثل قتل‌های زنجیره‌ای پروژه سلاح هسته‌ای را هم گردن عوامل خودسر بیاندازد.

رژیم ده‌ها میلیارد دلار هزینه ماجراجویی اتمی کرده است و اقتصاد را به ورشکستگی کشانده و فرصت رشد را از نسلی گرفته است و حال در تلاش است تمام این افتضاحات را انکار کند.

– اما رویکرد برجام به این گذشته ماجراجویانه چیست؟

– برجام یعنی تمام این تلاش‌ها را کنار بگذارید. عملا تنها چیزی که در بر جام پذیرفته شده پنج هزار سانتریفیوژِ نیم قرن پیش است که تا ۱۲ سال آینده تنها این سانتریفیوژها حق دارند بچرخند که حتی یک درصد نیاز سوخت نیروگاه بوشهر را هم نمی‌توانند تامین کنند. راکتور اراک را تغییر کاربری می‌دهند و به نوعی به آب سبک تبدیل می‌کنند ولی باز در آن آب سنگین به کار می‌برند که خط قرمز آقای خامنه‌ای رعایت شود و تمام ذخیره اورانیوم غنی شده را هم از کشور خارج کرده و نظارت بی‌قید و شرط را هم می‌پذیرند.

– اگر  راکتور آب سنگین را به آب سبک تغییر دهند پس چطور باز آب سنگین به کار می‌برند؟ چطور برجام با این عملکرد زیر پا گذاشته نمی‌شود و چطور خط قرمز رهبر جمهوری اسلام هم رعایت می‌شود؟

روحانی و آمانو

در کانادا راکتورها آب سنگین وجود دارند چون کانادا نمی‌خواست وارد پروسه غنی‌سازی شود اما در ایران که این همه هزینه برای غنی‌سازی شده چرا راکتوری می‌سازند که به اورانیوم غنی شده نیاز ندارد؟ هیچ توجیه علمی و منطقی برای این عملکرد و جود ندارد به جز وجود برنامه‌ای نظامی.

– پس موضوع بتون ریختن در قلب راکتور چیست؟

– این همان راکتور است که در آن اورانیوم خام به کار می‌رود. این قلب راکتور باید خارج شود و طبق برجام، بتون ریزی شود و قلب جدیدی با قابلیت سوخت غنی شده جایگزین آن شود.

– واکنش رژیم و هر دو طرف دعوا یعنی اصول‌گرایان و دولت را نسبت به گزارش آژانس چگونه می‌بینید؟

– از دید من این گزارش برای رژیم یک شکست سیاسی بود چرا که رژیم ایران این گزارش را قبول کرده است. اگر قبول نکرده بود مثل همیشه که عادت دارند و در رویکرد دیپلماتیک رژیم مرسوم است، رسما این موارد را اتهام می خواندند و رد می کرند، اما چنین اقدامی نشده پس رژیم گزارش آژانس را پذیرفته و به نوعی بر تاکید قبلی خود بر عدم وجود برنامه هسته‌ای خط باطل کشیده و دروغ‌گویی مقامات ایرانی در این سال‌ها اثبات شده است.

آژانس می‌گوید شما دنبال بمب بوده‌اید و رژیم هیچ اعتراضی نکرده و تنها برخی از مقامات گفتند این گزارش سیاه و سفیدی هایی دارد اما سفیدی‌هایش بیشتر است، در جایی این گزارش، از دید رژیم، تماما سیاهی است چرا که تخلف و تلاش برای رسیدن به سلاح هسته‌ای در گذشته توسط رژیم ایران را تایید می‌کند. به یاد شما می‌آورم که دولت ایران سال‌ها مدعی بود که هر سندی که درباره فعالیت‌های نظامیـ هسته‌ای منتشر شود جعلی است. این گزارش سندی تاریخی است مبنی بر اینکه تمامی انتخاب‌های رژیم معطوف به دسترسی سلاح هسته‌ای بوده نه برای تولید انرژی. این نکته بارها و بارها با ادله کافی از سوی ناظران فن بیان شده که ایران اساسا نیازی به تولید انرژی اتمی ندارد.

– چه کارهای دیگری باید انجام شود تا برخی از تحریم‌ها لغو و برخی تعلیق شود؟

– یکی اینکه ۹۷ درصد از ۱۰ تن اورانیوم غنی شده را بفرستند به روسیه و به قول خودشان «صادر کنند» که الان در حال انجام است و تنها ایران حق دارد۳۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده را نگاه دارد که به نظر من این مقدار مضحک است و تنها به صورت نمادین باقی می‌ماند. دوم، باید همه سانتریفیوژها را اسقاط کند و تنها ۵ هزار سانتریفیوژ در نطنز در گردش باقی بماند و هزار عدد در فُردو که آنها هم نباید عملیاتی باشند. تغییر کاربری راکتور تأسیسات اراک که آن هم پنج سال طول می‌کشد.

– با این حساب عملیات مقدماتی اجرای برجام چه مدت زمان می‌برد؟

– ببینید، این سه کار اساسی یعنی فرستادن اورانیوم به روسیه، پیاده کردن سانتریفیوژها و تغییر کاربری راکتور اراک در حال انجام است. آمریکایی‌ها فکر می‌کردند ایران سه ماه زمان نیاز دارد که این مقدمات را انجام دهد اما از آنجایی‌که ایران برای رفع تحریم‌ها عجله دارد از قبل شروع به یک سری اقدامات کرده است. فرستادن  اورانیوم غنی شده به روسیه و بازکردن سانتریفیوژها کار مشکلی نیست کما اینکه پس از بازکردن سانتریفیوژها این قطعات دیگر کارآیی ندارند و اسقاط به حساب می‌آیند. باز کردن قلب راکتور اراک هم کار مشکلی نیست؛ کلا خراب کردن کار مشکلی نیست. با اقداماتی که ایران انجام داده تا پایان ژانویه مقدمات اجرایی شدن برجام انجام شده است. البته با در نظر گرفتن آغاز و انجام نظارت‌ها به نظر من زودتر از ماه مارس به روز اجرا خواهیم رسید.

اما یک گزارش دیگر پیش از اجرا لازم است. بعد از این اقدامات آژانس مجددا باید گزارشی بر تکمیل این اقدامات ارائه دهد. در گزارش آژانس، خبر اقدامات ایران برای اجرایی کردن مقدمات آمده بود اما هنوز نیاز به گزارش تاییدی آژانس از تکمیل مقدمات است تا به روز اجرا برسیم. تبلیغات ایران مبنی بر اجرایی کردن مقدمات التزامی بر اجرای برجام نیست و تنها با گزارش نهایی آژانس بر تکمیل اقدامات، روز اجرا خواهد رسید.

به نظر من در چند هفته آینده گزارش آژانس بر تکمیل اقدامات منتشر خواهد شد و این تنها پیش‌شرط دیگر اجرایی شدن بر جام استمساله بر سر این است که رژیم مجبور شده در عمل تمامی خطوط قرمزش را زیر پا بگذارد تا به اجرایی شدن برجام برسد و رفع تحریم شود.

مرحله بعد، برداشتن تحریم‌ها است که خود زمان‌بر است. دو طرف ماجرا مدام در حال تبادل اطلاعات هستند و آمریکایی‌ها هم برای سرعت بخشیدن به امور، در حال اجرایی کردن اقدامات اولیه برای رفع تحریم‌ها هستند.

– تا چه اندازه گزارش آژانس درباره بستن پرونده بررسی ابعاد نظامی برنامه اتمی ایران را سیاسی می‌دانید؟

– همه از ابتدا می‌دانستند که ایران فعالیت‌های نظامیهسته‌ای داشته و همه می‌دانستند که ایران مجبور شده این پروژه را کنار بگذارد. این ابهامات برای عامه بوده است. در صورتی‌که طرفین مذاکرات با استناد با آنچه در گزارش‌ها آمده از ابتدا واقف به امور بوده‌اند و با استناد به آن برنامه‌ریزی‌های لازم را در گفتگوهای متعددشان تنظیم نمودند. اگر به خاطر داشته باشید، جان کری در میانه مذاکرات حدودا شش ماه پیش گفت: «ما به گذشته نباید نگاه کنیم . گذشته نباید مانع پیشرفت این مذاکرات شود». ایران همواره ادعا می‌کرد که فعالیت نظامی نداشته که حال با استناد به گزارش آژانس مشخص شد که دولت ایران دروغ می‌گفته است. این گزارش می‌توانست دو برآیند داشته باشد یکی اینکه برجام اجرا نشود چرا که ایران دروغ گفته و قابل اعتماد نیست، دیگر اینکه با یک انتخاب سیاسی که شاهد بودیم برجام با تاکید بر اقدامات گذشته ادامه یابد که غرب راه دوم را برگزید.

– بنا بر این حرف عراقچی مطرح می‌شود که آژانس یا برجام را انتخاب کند یا پی ام دی را؟

– بله دقیقا همین است و رژیم نمی‌خواست در گزارش آژانس چیزی در رابطه با فعالیت نظامی مندرج شود که شد. به همین خاطر می‌گویم این  سند تاریخی است چرا که دروغ‌گویی سران در سال‌های مختلف را افشا می‌کند

روحانی و خامنه‌ای و ظریف

به روی خود نمی‌آورند که آشکارا دروغ می‌گویند

– اگر آژانس تصمیم می‌گرفت به جای برجام، پی ام دی را دنبال کند چه می‌شد؟

– این سند آژانس یک گزارش بود نه راهکار، این تصمیم آمریکا و غرب بود که با وجود شواهد تایید شده مبنی بر فعالیت‌های نظامی/ هسته‌ای باز هم برجام را دنبال کند. این تصمیم کاملا سیاسی بود چون گزارش آژانس اقدامات نظامی ایران را تایید کرد نه تکذیب. اما به دلایل سیاسی غرب تصمیم گرفته گذشته را نادیده بگیرد و به جلو حرکت کند اما این امر نشان‌دهنده صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران در گذشته نبوده و نیست.

– چه تناقضاتی بین گفته‌های دو طرف می‌بینید؟

– تناقض اینجاست که ایران با وجود چنین متن معتبری هنوز دروغ می‌گوید. در جایی که آژانس می‌گوید ایران به دنبال سلاح اتمی بوده اما در کمال بی‌شرمی و در مقابل یک سند معتبر باز آقای ظریف می‌گوید که معلوم شد ادعاهای غرب دروغ بوده است! در صورتی‌که این سند معتبر بیانگر دروغ‌گویی و فرافکنی ایران در بیش از ۱۲ سال است. این موضوع  می‌بایست برای مردم ایران اهمیت داشته باشد چرا که نشانگر آن است که رژیم با دنبال کردن یک پروژه نظامی و سپس تسلیم شدن مقابل خواسته غرب میلیاردها دلار ثروت ملی را روانه زباله‌دان کرده است. در برنامه هسته‌ای، رژیم به دنبال تأمین انرژی نبوده و هنوز به فریب‌کاری‌اش ادامه می‌دهد و تنها دست‌آورد این پروژه شکست خورده، ۵ هزار سانتریفیوژ ۵۰ سال پیش است که تا ۱۲ سال دیگر باید بیهوده بچرخند، فقط برای اینکه بگویند درست عمل کرده‌ایم.

درباره اینکه برجام به شکلی که انجام گرفته جلوی ضرر را نمی‌گیرد بارها نوشته‌ام که از جمله یکی از ضررها ادامه برنامه هسته‌ای است. از جمله تأکید کرده‌ام که در برجام هر کشور سهمی دارد و سهم روسیه ادامه ساخت نیروگاه‌های جدید در ایران است. امروز خبرها می‌گویند که کار ساخت دو نیروگاه توسط روس‌ها در ایران آغاز می‌شود. همزمان با این خبر اقای زنگنه وزیر نفت گفته است از صنعت نفت چیزی جز دو پالایشگاه آبادان و اراک باقی نمانده است که هر که می‌خواهد حاضریم آن را هم رایگان تقدیم کنیم! این دو خبر نمونه‌ای دیگر از پروژه‌های سیاه دولت‌های مختلف نظام ولایت فقیه است. ایران در صنعت نفت به دلایل تاریخی بسیار جلو بود ولی اکنون بسیار عقب افتاده است. به هر گوشه‌ای از انتخاب‌های سیاسی- اقتصادی رژیم نظر کنیم فاجعه است. هشدار و هشدار که ساخت دو نیروگاه هسته‌ای دیگر توسط روس‌ها ما را وارد مرحله‌ای خواهد کرد که عقب نشستن از آن حتی در یک دولت عادی نیز مشکل خواهد بود. به جای اینکه از سرمایه‌ها در صنعت نفت و گاز و خورشید و باد استفاده شود به جایی می‌روند که برای کشوری چون ایران به غیر از هزینه چیزی در بر ندارد.

-با سپاس از شما جناب مصطفوی به خاطر وقتی که در اختیار کیهان لندن قرار دادید.


دیوار دروغ توافق اتمی برجام و اظهارات آقای صالحی- مصاحبه رادیو عصر جدید

دیوار دروغ توافق اتمی برجام و اظهارات آقای صالحی : مصاحبه رادیو عصر جدید با آقای مهران مصطفوی . پنج شنبه ۷ آبان ۱۳۹۴

سوت پایان بازی رسیدگی به برجام در مجلس و تصویب تبصره مهم

6sdf4g5sdfgبالاخره همانطور که انتظار می رفت مجلس برجام [برنامه جامع اقدام مشترک] را بنوعی تصویب کرد که نه سیخ  بسوزد و نه کباب. یعنی نه جلوی اجرای برجام گرفته شود و نه کارت تبریک به مذاکره کنندگان و نه کارت سفید به حکومت روحانی داده شود. یعنی همان راهی که رهبر در پیش پای نمایندگانش گذاشته بود. تصویب توافقی که نه گشایشی در داخل بوجود آورد و نه رابطه ایران با غرب خصوصا امریکا را عادی کند. او تنها به دنبال این بود حفظ ظاهری از برنامه هسته‌ای بشود، فشارتحریمها کم گردد و به میزانی هم برای آینده رژیمش کسب اطمینان شده باشد. این همان توافقی بود که خامنه‌ای می‌خواست. اما از آنجا که خامنه‌ای شهامت آن را نداشت و ندارد که مسئولیت شکست در سیاست هسته‌ای را برعهده بگیرد با اینکه خود مذاکرات را آغاز کرد و با اینکه برجام را پذیرفته است اما می‌خواهد طوری وانمود کند که موافق تام و تمام برجام نیست و ایراداتی به آن دارد و فصد دارد ایرادات را بپای حکومت روحانی و وضعیت سخت افتصادی بنویسد. دلواپسان که در کمیسیون مجلس برای رسیدگی به برجام اکثریت را داشتند از آنجا که می‌دانستند رهبری پشتیبان مذاکره کننده‌ها و حاصل کارشان است، با اینکه از دید خود دلایل زیادی آورده اند که برجام نافی “منافع ایران” است، اما جرائت نکردند قدمی جدی علیه برجام بردارند. خصوصا که لاریجانی در طرفدارای از مذاکره کنندگان در مجلس نفش مهمی بازی کرد. بالاخره روز یکشنبه گذشته، مخبر کمیسیون متنی را قرائت کرد. این متن بسیار طولانی است. شامل مقدمه و نکات کلی گزارش است. بعد به بررسی جنبه حقوقی و علمی، فنی و تحقیقاتی برجام پرداخته و جنبه های دفاعی ـ امنیتی، و اقتصادی به‌ویژه مسئله تحریم‌ها را تحلیل کرده است. و در انتها ۱۰ پیشنهاد داده است که تنها بند اول آن پیشنهاد است بقیه حالت سفارش دارد. در بند اول آمده است:

۱٫ شایسته بود دولت محترم برای اجرای برجام و رفع موانع قانونی آن اقدام به ارائه لایحه می‌نمود ولی با عنایت به عدم انجام این امر قانونی از سوی دولت، مجلس شورای اسلامی می‌بایست برای امکان اجرای درست برجام اقدام به ارائه طرحی دو فوریتی با الزاماتی دقیق برای رفع موانع اجرای برجام، متناظرسازی و متناسب‌سازی فعالیت کشورهای اطراف برجام و تضمین‌کننده انجام تعهدات طرف مقابل و مسدودکننده راههای نفوذ و کاهش آسیب‌پذیری در حوزه‌های مختلف پیرامون آن خصوصاً حوزه‌های سیاسی و فرهنگی نماید.

در ۱۰ پیشنهاد آمده‌است که هیچ مورد دقیق و مشخصی در باره برجام ندارد آنهم در مقابل برجامی که بند بند آن با عدد و رقم از سوی دول خارجی مشخص شده است. پس از قرائت گزارش کمیسیون رسیدگی به برجام ، ۵ تن از اعضا آن نیز استعفا دادند. آنها مدعی شدند متن فرائت شده در خارج از مجلس نوشته شده است و از انتشار متن ابراز نارضایتی کردند. اعضای مستعفی متنی بیرون دادند که در آن نوشته شده است:

“ما امضاکنندگان اعتقاد داریم بیانیه قرائت شده منطبق بر منافع ملت نبوده و آثار بسیار مثبت برجام که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات جاری کشور باشد نادیده گرفته شده است. در جهت بیان واقعیت‌های برجام ضمن رد گزارش ارائه شده به پیوست گزارش آثار مثبت و یا دستیافت‌های برجام را تقدیم ملت شریف ایران می‌نماییم و از عموم سیاسیون و ملت ایران درخواست می نماییم حسب فرمایش مقام معظم رهبری که برجام عامل وحدت جامعه گردد، عمل نمایند”.

آنها سپس در گزارش خود بعنوان دفاع از برجام  ۱۶۵ دستاورد جمهوری اسلامی ایران! که گویا در توافق وجود دارند را برشمرده اند. البته ۱۶۵ دست آورد، جملگی شعار و در متن توافق دست‌آوردی موجود نیست. یکی از نویسندگان این متن علاءالدین بروجردی است که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. او برنامه جامع اقدام مشترک را مورد تاکید قرار داده است و بهمراه لاریجانی تلاش فراوان کرد تا جلوی دلواپسان در مجلس گرفته شود و هر بار هم کم می آورد از خامنه‌ای در دفاع از برجام نقل قول می کرد. پس از فرائت متن اعتراضی کمیسیون طرح دو فوریتی ای قرائت شد که نسبتی با متن گزارش اولیه نداشت. بلکه بیشتر شبیه یک بیانیه انشاوار است که برجام را عملا به همان شکل که هست قبول می‌کند. مهم اینکه در این طرح دو فوریتی در اصل تصمیم در باره برجام را به عهده شورای عالی امنیت گذاشته اند. متن طرح دو فوریتی به قرار زیر است:

“دولت در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی در صورتی می‌تواند به شکل داوطلبانه برنامه جامع اقدام مشترک برجام را اجرا کند که احکام و تکالیف زیر را در فرایند اجرا رعایت نماید:

۱ـ  بر اساس فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی هیچ دولتی در ایران حق تولید و بکار گیری سلاح کشتار جمعی را ندارد و دولت موظف است سیاست خلع سلاح هسته‌ای جهانی را به طور فعال دنبال نموده و در کلیه تلاش‌های بین المللی ،حقوقی و دیپلماتیک برای نجات بشریت از خطر سلاح‌های هسته‌ای و اشاعه آنها ،از جمله از طریق ایجاد مناطق عاری از سلاح‌های کشتار جمعی به ویژه در ایجاد ائتلاف خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای، فعالانه مشارکت نماید.

۲- پایه برنامه جامع اقدام مشترک بر همکاری و احترام متقابل قرار دارد و هر گونه اقدام مبتنی بر فشار و تهدید به هر بهانه‌ای با تشخیص شورای عالی امنیت ملی موجب تجدید نظر در این همکاری خواهد شد و لازم است در آن صورت مطابق مصوبات این شورا اقدامات متقابل در نظر گرفته شود.

۳- دولت موظف است هر گونه عدم پای بندی طرف مقابل را در زمینه لغو موثر تحریم‌ها یا بازگرداندن تحریم های لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر را به دقت رصد کرده و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام داده و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هسته‌ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد به طوری که ظرف مدت دو سال ظرفیت غنی سازی کشور به ۱۹۰ هزار سو افزایش یابد.شورای عالی امنیت ملی مرجع رسیدگی به این موضوع می باشد.

۴- دولت موظف است برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را با چشم اندازی تجاری ـ صنعتی، از جمله در حوزه غنی سازی و تحقیق و توسعه منطبق با طرح درازمدت سازمان انرژی اتمی دنبال نماید. سازمان انرژی اتمی کشور باید طرح درازمدت ۱۵ ساله کشور در حوزه غنی سازی و تحقیق و توسعه را حداکثر ظرف مدت دو ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب شورای عالی امنیت ملی رسانده و سپس به آژانس بین المللی انرژی اتمی ارایه نماید به نحوی که پاسخگوی نیاز کشور برای سوخت رآکتورهای قدرت و تحقیقاتی باشد.

۵- با طرح رآکتور آب سنگین اراک و همچنین در صورت ضرورت تبادل ذخایر غنی شده منوط به انعقاد قراردادهای قطعی و مطمئن جایگزین و حصول اطمینان نسبت به اجرای آنها باشد.

۶- نظارت های آژانس در چارچوب مقررات بین المللی و با رعایت مصالح امنیت ملی کشور که شورای عالی امنیت ملی مشخص می‌کند انجام پذیرد و دولت باید مراقبت نماید که در مسیر اجرای برجام پس از آن، حفاظت کامل از اسرار و اطلاعات طبقه بندی شده به ویژه در حوزه نظامی و امنیتی صورت گیرد. میزان همکاری با اژانس منوط به اقدامات احتیاطی لازم برای تضمین این امر توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی است. همچنین هیچگونه دسترسی نظارتی آژانس به مراکز نظامی و اشخاص حقیقی به بهانه برجام مجاز نمی باشد مگر آن که موارد به صورت جداگانه و با جزییات به تصویب شورای عالی امنیت ملی برسد.

۷- دولت و قوای مسلح موظفند به منظور حراست از امنیت و منافع ملی کشور و حمایت از متحدین در مقابله با تروریسم، تدابیر لازم را نسبت به تقویت توانمندی های دفاعی جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه های آفندی و پدافندی از جمله هوایی، دریایی، زمینی، موشکی و ایجاد پدافند در مقابل حملات هسته‌ای و ساخت پیش ران ها، باتری های هسته‌ای، تصویربرداری نوترونی و پزشکی هسته‌ای با قوت و جدیت برنامه ریزی و اقدام کنند.

۸- دولت و سایر دستگاه های حاکمیتی و عمومی موظفند در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی تدابیر لازم را در نظر بگیرند تا در اثر اجرایی شدن برجام به هیچ وجه اجازه فرصت طلبی و سوء استفاده در داخل کشور به آمریکا یا دیگر دولت های خارجی داده نشود و فرصتی برای نفوذ یا سوء استفاده سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در اختیار استکبار جهانی قرار نگیرد.

۹- دولت موظف است منابع آزاد شده را در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی و رونق تولید، سرمایه گذاری‌های ضروری و با اولویت نیازهای بخش خصوصی و تقویت صندوق توسعه ملی، فرض کند.

تبصره ۱- وزیر امورخارجه موظف است روند اجرای توافقنامه را هر ۶ ماه یک بار به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گزارش دهد.

تبصره ۲- با اجرای این قانون، (قانون الزام دولت به تعلیق اقدامات داوطلبانه در صورت ارجاع با گزارش روند هسته‌ای به شورای امنیت) مصوب آذرماه ۱۳۸۴، (قانون الزام دولت به تجدیدنظر در همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی) مصوب دی ماه ۱۳۸۵، (قانون صیانت از دستاودهای صلح آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی) مصوب تیرماه ۱۳۸۹ و (قانون الزام دولت بر حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران) مصوب تیرماه ۱۳۹۴ لغو می شود.”

می گویند مرحوم مدرس پس از تنظیم قرارداد استعماری ۱۹۱۹ با دولت انگلیس به مخالفت سرسختانه با آن برخاست. زمانی که وثوق الدوله به خانه ایشان میرود از او می پرسد: “آقا شنیده ام با پیمان تنظیمی بین ما و دولت انگلیس مخالفت کرده اید. مدرس گفت بلی! وثوق الدوله پرسید: “دلیل مخالفت شما چیست؟” بنابر بند اول، دولت انگلیس استقلال ما را به رسمیت شناخته است”. مدرس باصراحت پاسخ می دهد: “به دلیل  همین بند مخالفم. وقتی در بند اول، انگلستان استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسد، یعنی این که قرارداد ناقض استقلال است. اگر نه چه حاجت به این بند بود؟ چرا در بند اول نیامده‌ است که ایران استقلال انگلیس را برسمیت می‌شناسد؟”

حال این متن نیز آشکارا گویای نقض شدن استقلال ایران در توافق وین است. اگر نه، چرا باید دولت موظف می‌شد مانع از آن شود که از طریق برجام در ایران نفوذ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نکنند؟  این طرح مجلس نشان می دهد که هدف بحث در مجلس و تشکیل کمیسیون نه تعیین تکالیفی مشخص برای دولت در ۹ بند است بلکه عمدتا هدف همان تبصره آخری است که در آخر طرح دو فوریتی آمده است. یعنی لغو قوانین گذشته مجلس در باره سیاست هسته‌ای.  قوانینی که در آنها با شدت و حدت تمام از سیاست هسته‌ای و خطوط قرمزی که دیگر رنگی از آنها در برجام نیست دفاع شده بود و می بایستی طوری از دست آنها خلاص می شدند. براستی این مجلس همان مجلسی است که قانون الزام دولت بر “حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت”  را در تیرماه ۱۳۹۴ تصویب کرده بود چه شد که حال آنرا لغو می کند؟ برای اطلاع خوانندگان و برای یادآوری “قانون الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران” را  که در تاریخ ۱۳۹۴٫۴٫۳  به تأیید شورای نگهبان رسید را در ریز می آورم:

“ماده واحده – در راستای صیانت از منافع ملی و رعایت مقررات پادمان معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، هرگونه نتایج مذاکرات هسته‌ای با کشورهای ۱+۵ در صورتی معتبر است که الزامات زیر به‌ صورت شفاف رعایت شود:

۱- لغو تحریم‌ها باید بطور یکجا و کامل در متن توافقنامه درج شده و در روز آغاز اجرای تعهدات جمهوری اسلامی ایران انجام شود.

۲- آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چهارچوب توافقنامه پادمان، مجاز به انجام نظارت‌های متعارف از سایت‌های هسته‌ای است و دسترسی به اماکن نظامی، امنیتی و حساس غیرهسته‌ای، اسناد و دانشمندان ممنوع است و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.

۳- هیچ محدودیتی برای کسب دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای و تحقیق و توسعه، پذیرفته نیست و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.”

لاریجانی در جلسه غیرعلنی مجلس که نگران “کش دادن” جریان شده بود برای انجام رای گیری گفته بود که: “از دفتر رهبری زنگ زدند که چرا زودتر تصمیم‌گیری نمی‌کنید”.

قبل از آن «اکبر ترکان» مشاور ارشد رییس جمهوری با تاکید بر ضرورت گذر هر چه زودتر برجام از مجلس تصریح کرده بود:

“هر روز تاخیر در اجرای موافقتنامه ی وین ۱۰۰ میلیون دلار به ایران ضربه وارد می‌کند.”

بهنگام رای گیری به طرح دو فوریتی بالا، ۱۵۹ رای نماینده رای موافق دادند که اما برای دو فوریتی شدن طرح نیاز به ۱۶۴ رای داشت یعنی ۵ رای کم آورد. از اینرو طرفداران برجام درخواست رای گیری دوباره کردند! که با توجه به تشنجی که بوجود آورد امکان قبول آن از طرف لاریجانی نبود. افرادی مانند آقای حمید رسائی که یک لمپن به تمام معناست تا یک نماینده مجلس، جوی درست کردند که لاریجانی مجبور شد به قبول رای داده شده تن دهد. بدینفرار اکثریت نمایندگان مجلس که حامی توافق اند نتوانستند موافقت دوسوم نمایندگان را برای تایید فوریت طرح ۲ فوریتی به دست آورند و در نتیجه طرح به کمیسیون رفته و قرار است هفته آینده در مجلس به رای گیری گذاشته شود. اما با توجه به رای داده شده به دو فوریت، طرح بالا تصویب خواهد شد و مجلس بعد از چند هفته بازی با این امر بس خطیر، به همان نتیجه باز خواهد رسید: اگر شورای عالی امنیت ملی برجام را بپذیرد دولت باید آن را اجرا کند و شورای امنیت ملی نیز آنرا از قبل پذیرفته است. در واقع، سوت پایان بازی در مجلس زده شد و رهبر گفته است کشش ندهند تنها باید قوانین قبلی فسخ می شد که برای “نرمش قهرمانانه” دست و پاگیر بودند. تعیین سیاست هسته ای بار دیگر مشخص کرد که مجلس در این نظام نقشی ندارد.

اما اگر مجلس، مجلس نمایندگان مردم بود و می خواست به درستی به مسئله هسته‌ای رسیدگی کند قبل از رسیدگی به برجام باید می پرسید:

  • چرا در ایران از سالهای بسیار پیش خصوصا از زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی صنعت غنی سازی را راه انداختیم؟ چرا با اینکه به اندازه کافی اورانیوم نداریم دست به ایجاد تأسیسات غنی سازی زدیم؟
  • چرا با وجود امکان ساده تر ساخت یک راکتور آب سبک دست به راه انداختن راکتور آب سنگین اراک زدیم؟ با اینکه ۱۰ سال از زمان ساخت آن می گذرد، هنوز ۱۰ سال دیگر زمان لازم است تا طبق برجام تغییر کند و به راه بیفتد.
  • هزینه ساخت راکتور بوشهر چه میزان بوده است و چرا راکتور بوشهر هنوز ۲۰ سال بعد از امضا قرارداد بطور کامل کار نمی‌کند؟
  • امکاناتی که ایران از دست داده و سودی که کشورهای مختلف خصوصا در ۱۵ سال اخیر از رهگذر سیاست هسته‌ای کشور برده اند چه میزان بوده است؟  هزینه این سیاستها در ۱۵ سال اخیر چه اندازه بوده است؟ وقتی اقای ترکان می گوید روزی ۱۰۰ میلیون دلار ضرر می کنیم، چگونه محاسبه کرده ‌است؟ بنابر محاسبه او، در ۱۵ سال اخیر، بالغ بر ۵۰۰ میلیارد دلار ضرر به ایران وارد شده‌است. مسئول این زیان – که تمام زیان وارده به کشور نیست – کیست؟
  • اگر بجای این هزینه ها در بخشهای دیگر همچون نفت و گاز و انرژی خورشیدی و بادی سرمایه گذاری شده بود، آیا کشور الگوی کشورهای جهان در تأمین انرژی سالم نمی‌شد؟ آیا از ضررها مصون نمی‌ماند؟

و سئوالهای بسیاری دیگر که حداقل می بایستی در کمیسیونهای مختلف از دیگاه اقتصادی مورد بررسی قرار م گرفتند. اما مجلس ولایت فقیه مجلس شورا نیست و نمایندگانش ابزاری در دست «رهبر» هستند. این مجلس توان رسیدگی به این گونه مسائل  را ندارد. جالب است که نماینگان حتی یکبار این سئوال را از خود نمی‌کنند که چرا قبل از برجام یکبار هم به مسئله هسته‌ای رسیدگی نکرده اند. کمیسیونی که ۴ سال پیش برای اینکار تشکیل شد هرگز یکبار هم گزارش کار خود را نداد.

بدینقرار مجلس رژیم نقش خود را در بازی قدرت بازی کرد و برجام از ۲۱ مهرماه وارد مرحله اجرائی می شود.  برجام و رسیدگی به آن نشان از فلج دو طرف دعوا دارد. طرفداران برجام بنام بهتر شدن وضعیت افتصادی با برداشته شدن تحریمها از آن دفاع می‌کنند با اینکه می دانند با توافقی که صورت گرفته است در اصل آن گذشته کنار گذاشته شده است اما جرات نمی‌کنند که از گذشته برنامه هسته‌ای ایراد  بگیرند و مدعی هستند که ایران همان برنامه را حدودا ادامه می دهد و دستاوردهای هسته‌ای از سوی جهان برسمیت شناخته شده اند! دلواپسان که نگرانی حود را از کنار گذاشتن خطوط قرمز ابراز می‌کنند نمی‌توانند از دستاوردهای برنامه هسته‌ای سالهای قبل دفاع کنند. بعنوان مثال وقتی صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی صریحا در مجلس می گوید “ما اورانیومی نداریم که غنی کنیم” دلواپسان سکوت می‌کنند. هر دو گروه فلج هستند برای اینکه سیاست هسته‌ای ایران نه قبل از برجام و نه بعد از برجام قابل دفاع نیست و هچ عقل سلیمی نمی‌تواند دلیلی بر راستی و درستی این سیاستها ارائه کند. هر دو جناح واقعیت را پنهان می‌کنند زیرا در گذشته در تدارک این سیاست شریک بوده اند و هیچیکدام از دو طرف مدتهای مدید نمی‌خواست اعتراضهای دلسوزانه در باره سیاست هسته‌ای را بشنود. برای آینده نیز اگر اختلافی در باره سیاست هسته‌ای بین دو جریان وجود دارد بر سر چگونگی دفاع از اصل نظام  است که گویا حفظش اوجب واجبات است. نه اینکه آیا سیاست هسته‌ای جدید ـ یعنی ادامه غنی سازی، ادامه ساختن راکتور آب سنگین و ادامه خرید راکتورهای جدید از روسیه ـ برای وطن سودی در بردارد یا نه؟

اگر جامعه مدنی، دانشجویان و متخصصان و دلسوزان وطن گمان می‌کنند با سکوت در باره فاجعه‌ای بزرگ بنام سیاست هسته‌ای می‌توانند جلوی تشدید وضعیت بحرانی را بگیرند تا اجرای برجام بتواند راهگشا شود در اشتباه بزرگی بسر می‌برند. سکوت در مقابل سیاستهای دیکتاتور حاکم که جز منافع خود چیزی نمی‌بیند، او را حریص‌تر می‌کند. رفتار آقای خامنه‌ای و سخنان تند و بی‌معنی او بعد از توافق وین و شدت اعتیاد او به بحران سازی و بحران بازی گواهی بر این امر است. ایستادن بر حقوق انسانی و ملی و تنها ایستادن بر این حقوق است که می‌تواند به ما کمک کند تا از گرداب بحرانها رها شویم.

آیا توافق هسته ای افق جدیدی برای مسائل خاورمیانه باز می کند؟

 آیا توافق هسته ای افق جدیدی برای مسائل خاورمیانه باز می کند؟

موضوع بحث برنامه افق تاثیر توافق در خاورمیانه و همکاری دولتها بود. افتخار آشنائی با مجری برنامه خانم حیدری را تاکنون نداشتم. اما به نوع برگزاری برنامه انتقاد جدی دارم . وقت اصلا منصفانه تقسیم نشد و گاهی پس از پاسخ به سئوالها خود خانم حیدری هم یکی از پایه های بحث می شدند. بهرحال قضاوت باشماست.

پخش صوتی

اعتراف عراقچی در باره راکتور اراک

118230برای درک مسئله این یادآوری لازم است:

۱ـ ایران که در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ صدها میلیون دلار خرج راه انداختن غنی سازی کرد در همان سالها تصمیم به ساختن راکتوری گرفت که با آب سنگین کار کند؟ راکتور آب سنکین مخصوص نیروگاههایی است که در آنها از اورانیوم طبیعی ـ یعنی غنی نشده ـ استفاده می کنند.  با اینکه ایران دهها سال بود که تجربه کار با نیروگاه آب سبک را داشت و با اینکه تهیه آب سنگین گران تمام می شود اما رژیم تصمیم به ساختن راکتور آب سنگینی گرفت که هنوز تمام نشده است.

۲ ـ همه می دانند که در راکتورهای آب سنگین اورانیوم طبیعی بعد از یک سال تبدیل به پلوتونیوم می شود که استفاده نظامی دارد و بسیاری از کشورها برای بدست آوردن پلوتونیوم و ساختن بمب از این طریق عمل می کنند. در کشورهای پیشرفته دیر زمانی است که برای ساختن بمب از اورانیوم غنی شده استفاده نمی کنند بلکه از این نوع نیروگاهها برای تولید پلوتونیوم استفاده می کنند. بدینسان انتخاب ایران در آغاز هدف نظامی در برداشته است در این صورت انتخابش غیر قابل درک می شود. اما از سال ۲۰۰۳ که طرخ ساخت بمب را کنار گذاشته است حاضر به پذیرفتن این موضوع نشده و با اینکه آژانس بین المللی انرژی هسته ای از ایران سالها پیش قبل از اینکه کار ساخت راکتور پیشرفت زیادی داشته باشد خواسته بود که طرح ان را تغییر دهد اما رژیم خامنه ای نپذیرفت.

۳ ـ برای پنهان کردن سیاست اولیه خامنه ای گفت که حفظ نیروگاه آب سنگین خط قزمز ماست.

۴ ـ در توافق وین قرار شد ایران نیروگاه آب سنگین را نگاه دارد ولی از اورانیوم غنی شده در آن استفاده کند!! کاری که در هیچ کجای دنیا نمی شود. غربی ها بابت اینگونه مسائل بما می خندند. تازه این تغییر را هم چینی باید انجام دهند. سهمی که چینی در مسئله هسته ای بخود تعلق دادند.

عصبانیت عراقچی در کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی

۵ ـ حال به جواب عراقچی در ویدئو خوب توجه کنید. وفتی جمع دلواپسان در اینمورد از او می پرسند او پاسخ می دهد « برای عزت کشور اینکار را کرده اند ». و »دستاورد بزرگی برای ملت ایران بوده است. »

نتیجه اینکه برای عزت کشور نیروگاهی از نوع اب سنگین که مورد نیاز ایران نبود را ساختند و برای « عزت کشور » همان را نگاه می دارند اما در ان از اورانیوم غنی شده استفاده می کنند! مهم نیست اینکارها چقدر هزینه دارد مسئله « عزت کشور » است.

در زمان آقای خمینی اسم رمز برای رژیم « اسلام عزیز » بود و حالا « عزت کشور » نام گرفته است. نام رمزی که بیان کننده اصل »حفظ نظام اوجب واجبات است » می باشد.

اعتراف بزرگ درباره غنی‌سازی

d3f2g1dfgدر مقاله های مختلف قبلا نوشته بودم چرا سیاست هسته ای و خصوصا راه اندازی صنعت غنی سازی برای تولید سوخت در ایران فریب بوده است. خوانندگان محترم می توانند به آن مقاله ها مراجعه کنند اما اجمالا دلایل من اینها بودند:

ـ اینجانب سالها می‌نویسم و می‌گویم که اگر چند کشور در جهان وجود داشته باشند که برای تولید انرژی نیاز به انرژی هسته‌ای نداشته باشند یکی از آنها ایران است. برای تولید انرژی راه حلهای دیگری که اقتصادی و مفید و مناسب با شرایط و منابع ایران باشد وجود دارد. ما بجای تلف کردن سرمایه های عظیم می توانستیم برای تولید برق در صنعت نفت و خصوصا گاز سرمایه گذاری کنیم و برای آماده کردن آینده نیز اولا از میزان مصرف بکاهیم و ثانیا به راه اندازی نیروگاههای خورشیدی بپردازیم. پس اصلا نیازی نبود که برای تهیه انرژی از انرژی هسته ای استفاده کنیم.

ـ حتی در صورت راه اندازی نیروگاه بوشهر، ایران نیاز به راه‌اندازی صنعت غنی‌سازی نداشت. اصولا برای هیچ کشوری به صرفه نیست که برای یک یا حتی چند نیروگاه هسته ای، صنعت غنی سازی راه بیندازد. زمانی اینکار به صرفه است که حداقل حدود ۱۰ نیروگاه هسته ای فعالیت کنند و یا اینکه با کشورهای دیگر همکاری نزدیک برای تولید سوخت داشته باشیم

ـ مهمتر اینکه ایران معادن اورانیوم کافی ندارد و مجبور است برای غنی سازی اورانیوم وارد کند. پس اگر مسئله استقلال در میان باشد فرقی بین وارد کردن اورانیوم طبیعی و اورانیوم غنی شده نمی باشد. چون هر دو زیر نفوذ قدرتهای بزرگ جهان هستند. یعنی اگر روسیه و یا غرب به هر دلیلی بخواهند جلوی واردات اورانیوم غنی شده را بگیرند می توانند جلوی واردات اورانیوم طبیعی را هم بگیرند. و معادن ایران اصلا جوابگوی حتی نیاز یک نیروگاه هسته ای نیز نیست.

حال بدنیست سخنان غیر قابل انتظار آقای صالحی را بخوانیم. برای اولین بار است که یکی از مسئولین مهم سیاست هسته ای ایران با صراحت چنین اظهاراتی را مطرح می کند. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، علی اکبر صالحی عصر شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ در نشست خبری بررسی ابعاد برجام در محل سازمان انرژی اتمی اظهار داشت:
“یکی از موضوعاتی که برخی منتقدان [منظور او دلواپسان” هستند که می گویند باید سیاست هسته ای را ادامه داد] مطرح می کنند، انتقاد از کاهش ۲۰ هزار سانتریفیوژ به ۵ هزار سانتریفیوژ است. او گفت فرض کنیم می خواستیم با ماشین های نسل یک در نطنز ۱۹۰ هزار سو غنی سازی کنیم که البته نطنز ظرفیت جاسازی سانتریفیوژهای لازم برای این میزان غنی سازی را ندارد، اما به فرض که در بالای نطنز و زیر سوله این کار را می کردیم و همین اقدام را بخواهیم با ماشین‌های نسل هشت انجام دهیم، اما مواد اولیه اش را چگونه تأمین کنیم؟ اگر همه مواد در اختیار را نیز تزریق می کردیم یکی دو سال اول تمام می شد، چرا دوستان به این پرسش آسان جواب نمی دهند که این مواد را باید از کجا تامین کرد؟ اصلا فرض کنیم همین الان سانتریفیوژهای لازم را در اختیار داشته باشیم؛ برای چه مدت می‌توانیم غنی‌سازی کنیم؟”

این سخنانی تاریخی هستند و واقعا حیرت اور هستند! سالها کشور را در بحران شدید قرار دادند و اکنون اعتراف می کنند که اصلا اورانیومی در اختیار ندارند که بخواهند غنی کنند!!! بدینسان یکی از پایه های فریب راه انداختن صنعت غنی سازی فرو می پاشد. لازم است در اینجا حق مطلب گفته شود که اول بار درباره فقیر بودن معادن اورانیوم ایران آقای دکتر شیرزاد نماینده مجلس ششم در ایران هشدار دادند. اما از همه سو به ایشان حمله شد و مجبور شدند مدتی طولانی سکوت کنند. جالب است بدانیم که اظهارات اخیر آقای صالحی را بنوعی دیگر محمدجواد لاریجانی در مصاحبه ای دیگر گفته است. او در مصاحبه با تسنیم در همان روز یعنی ۲۴ مرداد ماه امسال اظهار کرده است :
“منابع اورانیوم‌ در کشورمان محدود است و به نظر من اگر این توافق‌نامه تصویب شود بهترین کار این است که غنی‌سازی را برای مدتی تعطیل کنیم. به این دلیل که با روندی که در توافقنامه آمده، منابع اولیه‌ به دست خودمان زباله می‌شود! حالا چه کسی است که به ما اورانیوم بدهد؟”

پس ما حق داشتیم که می گفتین ساختن سوخت برای ایران استقلال نمی ایورد حق داشتیم که با سیاست هسته ای و خصوصا سیاست غنی سازی را غیر عقلانی می خواندیم. حال باید پرسید مسئولین محترم شما که می دانستید ایران اورانیوم ندارید چرا صنعت غنی سازی اورانیوم را راه انداختید؟ چرا بابت اینکار کشور را مدتهای طولانی به بدترین وضعیت دچار کردید؟ تا اینکه مجبور شدید توافقنامه تحمیلی وین را امضا کنید؟ و تازه باز هم می خواهید به غنی سازی دکوری ادامه دهید تا چهره سیاه این سیاست را بربپوشید.

با وجود این اعترافها همانطور که می دانیم طبق قطعنامه سازمان ملل، ایران تا ۸ سال حق راه اندازی سانتریفوژ جدیدی را ندارد و از همان سانتریفوژهای ۵۰ سال پیش باید استفاده کند. بعد از ۱۰ سال ایران می تواند از سانتریفوژهای جدید که بهترین آن IR۸ است استفاده کند. این سانتریفوژها ۱۵ برابر سانتریفوژهای فعلی کارآمد هستند. نگارنده محاسبه کرده بود که برای راه اندازی سانتریفوژهای جدید برای تامین سوخت بوشهر ۱۰ سال زمان نیاز است. یعنی ایران در صورتیکه بتواند اورانیوم وارد کند تنها ۲۰ سال دیگر می تواند سوخت بوشهر را تامین کند. حال ببینیم خود آقای صالحی در اینباره چه می گوید. در همان مصاحبه وی گفت: “شرکت بزرگی مانند یورنکو در سال ۲۰۰۲ مقاله ای نوشت که برای تولید انبوه سانتریفیوژهای نسل جدید، حداقل به هشت سال زمان نیاز است. سانتریفیوژهای نسل شش و هشت، دو ماشین امیدبخش است که در آینده می توانیم از آن برای افزایش غنی سازی استفاده کنیم که برای این کار به هفت، هشت سال زمان نیاز است.” البته منظور از ۷ یا ۸ سال بعد از مدت ۱۰ سال اولیه است که در مجموع ۱۷ یا ۱۸ سال می شود که از دید اینجانب بسیار خوشبینانه است و حداقل همان ۲۰ سال را نیاز دارد. حال در نظر بگیریم که ایران در حال خرید حداقل دو نیروگاه هسته ای دیگر از روسیه نیز می باشد و اگر آنطور که گفته می شود این قراردادها به انجام برسند ایران سه برابر میزان فعلی به اورانیوم غنی شده نیاز خواهد داشت. !!! حال چند سال طول می کشد که بتواند اینکار را انجام دهد؟!

در نتیجه سئوال اصلی این است که ۵۰۰۰ سانتریفوژی نسل اول که ایران اجازه دارد آنها را بکار اندازد به چه کار می آیند که رژیم روزهای اول از آن بعنوان پیروزی یاد کرد و ادعا نمود که موفق شده است آنها را حفظ کند؟ از انجا که جمهوری اسلامی ایران پذیرفته است که هرگز ـ و نه برای مدت ۱۰ یا ۳۰ یا ۱۰۰ ساله بلکه هرگزـ بمب اتمی نخواهد ساخت و این مسئله اکنون در قطعنامه سازمان ملل نیز آمده است و از آنجا که سانتریفوژهای حفظ شده حتی بگفته خود مسئولان کمترین دستاوردی برای تهیه سوخت ندارند، پس چرا اینهمه مذاکره شده است که ایران بتواند ۵۰۰۰ سانتریفوژ داشته باشد؟ تنها یک پاسخ برای این سئوال باقی می ماند که چرا رژیم در توافق بخاطر آن، این گزینه را انتخاب کرده است و آن عدد بزرگ ۵۰۰۰ نزد افکار عمومی و خواسته خامنه ای بوده است مبنی بر این که غنی سازی در ایران باید ادامه یابد. اگر واقعا ایران بدنبال تولید سوخت بود ـ هر چند که این امر از نظر اقتصادی با شرایط اقتصادی ایران فاجعه است و حتی اورانیوم لازم برای اینکار را نداریم ـ حداقل باید درخواست می کرد در مدت ۱۰ سال اول برروی ۲۰۰ یا ۳۰۰ سانتریفوژ نسل بالا مانند IR۸ کار می کردند و نه ۵۰۰۰ سانتریفوژ بدرد نخور. از اینرو ادامه چرخاندن ۵۰۰۰ سانتریفوژ نه تنها دستاوردی برای ایران ندارد بلکه تنها برای کشیدن پرده فریب بر سیاستهای قبلی رژیم و راضی ساختن آقای خامنه ای می باشد.

بدینسان مذاکره کنندگان برای نیاز آقای خامنه ای و “حیثیت” او مذاکره کرده اند و الا در توافقی که بدست آمده است و من بدون تردید از آن بعنوان “ترکمانچای هسته ای” نام می برم از حقوق ملی مردم ایران خبری نیست. بدون تردید می توانم بگویم که راه حل دیگری وجود داشت و دروغ است که گفته شود تنها راه حل یا تشدید تحریمها و بالاخره جنگ بود و یا توافقی که بدست آمده است. هر کس توافق ۱۵۰ صفحه ای را بخواند و اندی انصاف داشته باشد، خون گریه خواهد کرد بخاطر اینهمه هزینه تحمیل شده بر وطن و بالاخره بستن چنین قراردادی؟

بعنوان فردی که مسئله هسته ای ایران را سالهاست دنبال کرده است و از منظر استقلال کشور و دفاع از حقوق ملی بدان می نگرد از کلیه دست اندرکاران، متخصصان و زحمتکشان سازمان انرژی اتمی و از دانشجویان رشته های علمی که می توانند براحتی این مسائل را شناسائی کنند می خواهم در اینباره سکوت نکنند و تا آنجا که در توان و امکانات دارند واقعیتها را با مردم در میان بگذارند. به اندازه کافی حاکمان سو استفاده کرده اند نباید اجازه داد که هزینه سیاستهای آنها را همیشه ملت ایران بپردازد. امروز که مسئولین برای توجیه توافق معترف می شوند که ایران اورانیومی ندارد که غنی کند باید مورد بازخواست قرار گیرند. اگر مشخص نشود چه کسانی این بلا را بر سر ایران آورده اند و اگر همانها ـ که آقای خامنه ای در صدرشان است ـ بتوانند نه تنها پاسخگو نباشند بلکه طلبکار نیز باشند، ما آینده ای نخواهیم داشت.

تا زمانی که به مسئله هسته ای بعنوان یک مسئله اقتصادی نگرسته نشود ممکن نیست بتوان راه حلی برای آن پیدا کرد. حتی بعد از توافق وین هنوز بهترین راه حل تعطیل کردن صنعت غنی سازی و استفاده از نیروی انسانی آن در قسمتهای دیگر است. یادآور می شوم که هر میهندوستی از اینکه خطرهای بزرگ از سر کشورش عبور کند، از اینکه زمزمه جنگ کنار گذاشته شود از اینکه مردم بتوانند نفسی بکشند دفاع می کند. اما توافق وین توافقی نیست که رژیم برای مردم و دفاع از حقوق آنها کرده باشد. این توافق برای پرده کشیدن بر فریبهای بزرگی است که رژیم ولایت مطلقه فقیه تاکنون بنام “انرژی هسته ای حق مسلم ماست” بکار برده است. نگارنده صمیمانه آنچه را حقیقت می پندارد با شما در میان می گذارد و یادرآور میشود با توافق وین جلوی ضرر گرفته نشده است بلکه ادامه آن بروشی دیگر است. زمانی جلوی ضرر گرفته می شود که عوامل پدید آورنده ضرر کنار گذاشته شوند. در این راه است که باید تلاش کرد.

ـــــــــــــــ
برای خواندن مصاحبه آقای صالحی به [این لینک] مراجعه کنید.
مصاحبه آقای لاریجانی را در [این لینک] می توان مشاهده کرد.

مذاکره و توافق از نوع خامنه ای

Khamenei - Rohani 2روزهای آخر مذاکرات بین ایران و ۵+۱ پیشرو است و بسیاری در انتظار نتیجه مذاکرات هسته ای بین ایران و کشورهای ۱+۵ هستند. مذاکراتی که چندین سال بطول انجامیده است و از دو سال پیش بدنبال مذاکرات مخفیانه آقای خامنه ای با دستگاه اوباما در عمان و سپس به ریاست جمهوری رسیدن آقای روحانی وارد مرحله ای مهم شد که طی آن تفاهمنامه ای در ژنو مورد توافق طرفین واقع شد. اصل مهمی در این تفاهمنامه نهاده شده بود که کار توافق جامع تحت عنوان “‌برنامه جامع اقدام مشترک” را مشکل می کرد زیرا طبق این اصل یا بر سر همه مسائل توافق وجود دارد یا توافقی وجود نخواهد داشت. از اینرو حتی در این روزهای باقی مانده هنوز معلوم نیست که توافق جامع صورت خواهد گرفت یا نه. بقول خانم شرمن: “اگر روی ۹۸ درصد موارد هم توافق شده باشد تا زمانی که ۲ درصد باقی مانده حل نشود روی هیچ چیز توافق وجود نخواهد داشت [۱]“. اکنون بناست دوباره در همان کشور عمان جایی که مذاکرات مخفیانه آغاز شده بود نهم و دهم ماه نوامبر مذاکراتی بین آقای ظریف با خانم اشتون و آقای جان کری صورت گیرد. موارد مهم اختلافات و توافقات ۴ مورد زیر هستند:

  • ۱ ـ میزان غنی سازی اورانیوم و ذخیره اورانیوم غنی شده در ایران
  • ۲ ـ تغییر طرح راکتور آب سنگین اراک
  • ۳ ـ رسیدگی به فعالیتهای احتمالا نظامی ایران
  • ۴ ـ زمان و ترتیب برداشته شدن تحریمها

با توجه به نوشته ها و گفته ها اختلاف اساسی روی مسئله اول است. ایران اصرار بر داشتن ۱۰۰۰۰ سانتریفوژ و ادامه غنی سازی با این تعداد سانتریفوژ دارد و البته قول داده است که اورانیوم غنی شده را فورا به اکسید اورانیوم تبدیل کند. اما امریکا می گوید یا تعداد سانتریفوژها باید کم شود و به حدود زیر ۳۰۰۰ عدد برسد یا اگر بیشتر باشد باید اورانیوم غنی شده به خارج از کشور از جمله روسیه انتقال یابد. بارها نوشته و توضیح داده ام که واقعا برای ایران داشتن ۳۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ سانتریفوژ تاثیری ندارد زیرا این سانتریفوژها متعلق به ۵۰ سال پیش است و بازده عملی آنها ۱۵ برابر کمتر از سانتریفوژهایی است که اکنون بکار برده می شوند و برای راکتوری مانند راکتور بوشهر، ۵۵۰۰۰ عدد از این نوع سانتریفوژ باید کار کند تا اورانیوم لازم سوخت راکتور بوشهر تهیه شود و در ضمن ایران اورانیوم لازم را ندارد و در دراز مدت مجبور است اورانیوم را از بازار جهانی وارد کند. پس علت اینکه این مذاکرات این اندازه طول کشیده و هزینه های نجومی وارد کرده، چیست؟ بنظر می سد که در اینمورد هم توافقی حاصل شده است اما مسئله بر روی اعلان و فرموله کردن توافق است. برای درک بهتر این مسئله و چگونگی راه حل آن بد نیست به گذشته رجوع کنیم. جنگ ایران و عراق بوجود آمد و حداقل در سه مرحله امکان پایان دادن به جنگ در شرایط مناسبی وجود داشت:

۱- مرحله اول خرداد ۶۰ است. همه چیر برای پایان دادن به جنگ آماده شده بود اما آقای خمینی و اطرافیانش برای حفظ قدرت به ادامه جنگ نیاز داشتند. جالب است در اینمورد به یکی از آخرین پیامهای رئیس جمهور وقت آقای بنی صدر که از دفتر ریاست جمهوری و قبل از رفتن به مخفیگاه به ملت ایران داد، توجه کنیم، او در ۲۲ خرداد ۶۰ نوشت:

«… اگر چنین کردند علاوه برآنچه که در بالا پیش بینى کردم امور زیر نیز واقع خواهند شد: … جنگ تحمیلى در صورت طولانى شدن به فرسودگى کامل نیروهاى ایران و عراق می انجامد و در خاورمیانه زمینه اجراى برنامه آمریکا فراهم می گردد و همانطوری که در جریان گروگانگیرى ملاحظه کردید ناچار به شرایط ننگینى تن خواهند داد. همانطور که بیمى به خود راه ندادند روزى گفتند تا گروگانها در دست ماست، گلوگاه امپریالیزم آمریکا در دست ماست. و وقتى تسلیم شدند، گفتند گروگانها جنس بنجل بودند و آمریکا نمیخ واست، ناچار شدیم از سر بازشان کنیم. خواهند آمد و خواهند گفت چاره نداشتیم جز اینکه به شرایط تسلیم بشویم، مردم بدانید. چهار وزیر خارجه آمدند و و پیشنهاد کردند که قواى عراق به داخل خاک عراق عقب نشینى کنند و مقدارى هم از مرز فاصله بگیرند و از هر دو طرف حریمى غیر نظامى بوجود بیاید و بعد موارد اختلاف از طریق سیاسى حل گردند. ما از آنها خواستیم نقشه بیاورند و روى نقشه پیشنهاد خود را براى ما روشن بگردانند. قرار بود ۱۸ خرداد بیایند که با ملاحظه وضع کشور منصرف شدند. از ابتداى جنگ باین سوى، امروز وضعیت نظامى ما بهترین وضعیت است [۲]».

۲- مرحله دوم پسگیری شهر خرمشهر بود، به غیر از مخالفان در خارج کشور، در داخل کشور نیز نهضت آزادی درباره پایان دادن به جنگ به آقای خمینی هشدار داد. مهندس بازرگان در اسفند ماه ۱۳۶۲ در نامه محرمانه ای که بعدها منتشر شد، نوشت: «بدیهی است آن زمان که صدام دیکتاتور عراق در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ تجاوز آشکار به مرز و بوم و به جان و مال ما کرد، وظیفه انقلابی و قانونی همگی و بالاتر از آن حکم خدا این بود که با تمام نیرو تا آخرین نفر و نفس بجنگیم و دشمن غاصب غدار را از خاکمان بیرون کنیم، …. اما مجوز ادامة جنگ و تجاوز به داخل عراق (که در ابتدا خود جنابعالی، آنطور که در ایام تخلیه خرمشهر از آقای هاشمی رفسنجانی شنیدم، آن را مصلحت و حق نمی‌دانستید) با شعار سقوط صدام و حزب بعث و تعرضهای دیگر، برای ما روشن نیست [۳]».

 اما متاسفانه فریاد “جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم” گوشها را کر کرده بود و جنگ ادامه پیدا کرد و شعار “راه بیت المقدس از طریق کربلا است” داده می شد.

dqsdqsdqsd

پوسترهای تبلیغاتی جنگ

3- حال زمان را ۲۷ سال به عقب ببریم. جنگ ایران و عراق هنوز پایین نیافته است. صدها هزار نفر از دو طرف کشته شد اند و در این مدت نیز هر دو طرف توسط قدرتهای خارجی مسلح می شوند تا جنگ بر سر مرزها ادامه یابد. تا اینکه بالاخره شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ۵۹۸ را تصویب کرد که طبق آن طرفین باید آتش بس می کردند. قطعنامه ۵۹۸ چهارمین قطعنامه و دارای جنبه اجرایی بود که در مرداد سال ۱۳۶۶ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد رسید بر اساس همین قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد بود که جنگ ایران و عراق پایان یافت. این قطعنامه معاهده الجزایر را مبنای عقب نشینی ارتشهای دو کشور به پشت مرزهای خود تعیین کرد. 

حال ببینیم ایران چگونه و چه زمانی این قطعنامه را پذیرفت. نگاهی به مصاحبه آقای خامنه ای که آن زمان ریس جمهوری و رئیس شورایعالی دفاع و امام جمعه تهران بود، بیندازیم که ۲ ماه بعد از تصویب و ۹ ماه قبل از پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ صورت گرفته است. یعنی زمانی که هنوز این امکان بود که به جنگ در شرایط بهتری پایان داد. در گفتگوی روزنامه «رسالت» با خامنه ای که در  ۲۷ مهر ۱۳۶۶ منتشر شد، سوال و جوابهای گویای زیر را ملاحظه می کنیم:

سوال: اگر هیاتی بر اساس قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت برای مشخص شدن متجاوز تعیین شود، آیا در این مرحله ما جنگ را متوقف می‌کنیم؟

خامنه ای: «در اجرای قطعنامه ۵۹۸ ما چند نکته را به آقای دبیرکل یادآور شدیم. این نکات عبارتند از اینکه ما از نظر زمانی برای آتش‌بس تقدمی نسبت به اعلام متجاوز قائل نیستیم، بلکه معتقدیم که این چند کار همزمان باید انجام شود، اعلام متجاوز، تشکیل دادگاه یا کمیته صالحی برای بررسی مجازات متجاوز و آتش‌بس. این کیفیت سؤال شما به معنای تقدم آتش‌بس بر بقیه ارکان است که از نظر ما مهم هستند. ما هیچ تقدم زمانی برای آتش‌بس قائل نیستیم. ما زمان اعلام متجاوز را همراه با آتش‌بس می‌پذیریم».

سئوال: این اعلام متجاوز باید از سوی چه نهادی صورت گیرد؟

خامنه ای: «قاعدتاً به اعتقاد ما شورای امنیت باید متجاوز را اعلام بکند. البته طرح‌های دیگری هم دیگران در این زمینه دارند که اعلام صد درصد از سوی شورای امنیت نباشد. به این مساله باید توجه شود که اگر صرفاً با تشکیل هیات برای بررسی متجاوز آتش‌بس هم برقرار شود این به معنای تقدم آتش‌بس خواهد بود که مورد قبول ما نیست». 

اما بدون اینکه متجاوز مشخص شود و حتی هیات یا دادگاهی تشکیل شود، خمینی مجبور شد جام تلخ شکست را سر کشد و خبر پذیرش قطعنامه (به همانصورت که سازمان ملل یکسال قبلش تصویب کرده بود) روز دوشنبه ۲۷/۴/۱۳۶۷ یعنی حدود یکسال بعد از تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل از صدای جمهوری‌ اسلامی ایران قرائت شد. خمینی با توجه به نتایج پذیرش قطعنامه، طی پیامی در‌این ‌باره گفت: «درباره قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوة دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم ولی به واسطة حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنم».

طبق آنچه که در بالا آمد، بعد از از دست دادن فرصتهای خوب خرداد ۶۰ و خرداد ۶۱ و حتی سالهای ۶۵ و ۶۶ زمانی که ایران در وضعیت بهتری بود آتش بس را نپذیرفته و در سال ۶۶ حتی وقتی همه اعضای شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب می کنند، شرط ایران این بوده است که همزمان با آتش بس متجاوز نیز تعیین و محاکمه شود. از زمان تصویب قطعنامه ۵۹۸ بر تعداد قربانیان جنگ چندین هزار نفر اضافه شد، میلیاردها دلار خسارت بیشتر به اقتصاد کشور وارد شد، هزاران تن بیشتر اسیر شدند و آتش بس بالاخره در بدترین شرایط پذیرفته شد. آتش بسی که تاکنون ادامه دارد و هنوز قرارداد صلحی بین ایران و عراق بسته نشده است. براستی علت چه بود؟ علت اصلی این بود که خمینی به جنگ بعنوان وسیله ای برای اقتدار رژیمش می نگریست و جنگ را همانطور که خود گفته بود نعمت می دانست و از طرف دیگر این علم را نداشت که آنچه را نعمت می دانست، زمانی ممکن است علیه خودش کمانه کند. 

rtyrtyrtyrt

تنها در دوسال اخیر است که شعارهایی علیه سیاستهای هسته ای جمهوری اسلامی داده می شود.

مسئله اتمی امروز نیز متاسفانه تکرار مسئله جنگ است. سیاستی را در خفا آغاز کردند که درست نبود و گمان می کردند بوسیله آن بتوانند عمر رژیم را بیمه کنند. اما یکباره متوجه شدند که این امر آنطور که گمان می کردند ساده نیست و مجبور بقول مذاکره شدند. مذاکره ای که حدود ۱۵ سال بطول انجامیده است و در این مدت صدها میلیارد دلار به باد رفته و فرصتهای طلائی برای ساختن کشور و رشد اقتصادی از دست رفته اند. براستی علت چیست؟ پاسخ ساده است: رژیم حاضر نیست واقعیتها را بپذیرد، حاضر نیست بگوید به مردم دروغ گفته و بخاطر “حفظ پرستیژ” حاضر نیست جلوی هزینه ها را بگیرد. آقای خامنه ای از مسئله اتمی با شعار دروغین “انرژی هسته ای حق مسلم ماست” توانست برای مهار مخالفان سیاسی استفاده کند و اکنون نیز چون آقای خامنه ای بر سر سانتریفوژها و غنی کردن اصرار داشته است باید در مذاکرات طوری عمل کنند که حفظ ظاهر شود. همانطور که در مورد جنگ گفتند: «پیروز شدیم»، اینبار نیز میخواهند بگویند: «پیروز شدیم» و به غنی سازی اورانیوم ادامه خواهیم داد! [چنانچه آقای روحانی بعد از تفاهمنامه ژنو گفت “ما کشورهای دنیای را تسلیم حق خود کردیم!”] این روشی است که آقای خامنه ای در مورد مذاکره هسته ای در پیش گرفته است. روش مخالفت با هر گونه باز شدن فضای داخلی و مخالفت با برقرار کردن رابطه سالم و عادی با کشورهای غرب [بخوانید “دشمن”]، با هزینه کردن از جیب مردم و بالاخره شکست را هم در ضعف پذیرفتن.

بیاد می آورم که عقب نشینیهای ایران در این مذاکرات بسیارند. آقای خامنه ای مدتها می گفت که “ایران با آمریکا مذاکره نخواهد کرد” [۴] و بعد که از مذاکرات مستقیم مخفی که قبل از بروی کار آمدن آقای روحانی آغاز شده بود [۵] همه آگاه شدند با آمدن روحانی گفت که تنها در چارچوب مذاکرات ۵ +۱ با مقامات امریکایی دیدار خواهد شد. اما همه دیدیم که این خط قرمز رعایت نشد و ایران مذاکرات دوجانبه مفصلی با آمریکا داشته و دارد. بعد خامنه ای گفت که به غیر از مسئله اتمی با امریکا مذاکره دیگری نداریم. اما همه شاهد بودیم که ایران با امریکا بر سر مسائل مختلف از جمله مسئله داعش مذاکره کرد. خامنه ای گفت: « هیچ یک از دستاوردهای هسته ای کشور قابل تعطیل شدن نیست و کسی هم حق معامله برروی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد [۶]»، اما غنی سازی ۲۰ درصد کاملا متوقف شد. اورانیومهای غنی شده نیز یا از بین برده شدند یا تبدیل به اکسید اورانیوم شدند [۷]. گفتند: “راکتور اراک خط قرمز ماست” [۸]، اما اکنون می دانیم که حاضر شده اند طرح آن را تغییر جدی دهند، چیزی که راه اندازی آنرا مدت زیادی عقب خواهد انداخت. و این عقب نشینی ها هنوز ادامه دارد چنانچه آمریکایی ها در این روزهای آخر تکرار می کنند که ایران باید تصمیمات سختی بگیرد تا توافق جامع حاصل شود. به هنگام بر روی کار آمدن آقای روحانی، از راه وظیفه (برای اینکه حمل بر این نشود که تنها مخالفت می کنیم) پیشنهاد دادم که بجای فرو رفتن در مرداب مذاکرات، تسلیم مردم خود شوید و تنها بگوید که راه رفته شده از نظر اقتصادی فاجعه بوده است و خود ابتکار عمل را بدست گیرید و این سیاست را دگرگون کنید. این راه حل ممکن و برای همه بسیار کم هزینه تر بود اما سالی دیگر وقت سوزاندند و مشغول دست و پا زدن در مرداب مذاکرات شدند. و اکنون نیز بر روی چند هزار سانتریفوژ چانه می زنند گویی این سانتریفوژها برای اقتصاد ایران نقش تعیین کننده دارند! در این بین نیز هر ماه که می گذرد ایران حداقل ۱۰ میلیارد دلار هزینه می پردازد. [۹]

می توانیم همانند مورد جنگ ایران و عراق این سئوالها را مطرح کنیم: آیا روسیه و چین از این وضعیت ضرر کرده اند؟ آیا اسرائیل و آمریکا واقعا نگران خطر بمب اتم ایران هستند و یا اینکه به لطف تبلیغات خود ایران، این خطر را بزرگ کرده اند و از آن حداکثر بهره برداری را کرده و می کنند؟ ایران با دادن هزینه های نجومی برای سیاست اتمی اش چه بدست آورده است؟ چه کسی به غیر از ملت ایران بهای این سیاستها را پرداخته و می پردازد؟ مسلما قدرتهای خارجی با تکیه بر دروغهای ایران ]مراجعه کنید به دو مقاله نگارنده: «واکاوی مسئله اتمی ایران و دروغ‌های بزرگ آن» [۱۱] و «سیاست اتمی، گناه اولیه و راه حلی ممکن» [۱۰]، هر یک تا آنجا که ممکن بوده از این وضعیت سود برده اند. از روسیه و امریکا گرفته تا بقیه، انواع و اقسام حیله ها را نیز طی دهه های اخیر برای تضعیف ایران بکار برده اند، عینا همان کاری که در جنگ ایران و عراق کردند. اما وسیله اینکار و موقعیتش را آن زمان آقای خمینی و اینبار آقای خامنه ای در اختیار قدرتهای خارجی گذاشته است. آیا آقای خامنه ای بیاد دارد که چگونه یکسال طول داد تا قطعنامه ۵۹۸ را با عبور کردن از خطهای قرمز بپذیرد؟ اگر یادش نیست چرا کسی به یاد او نمی آورد؟ قصد ما بر این نیست که بگوییم آن قطعنامه به حق بوده و یا درخواستهای کنونی قدرتها بحق هستند، سخن اصلی این است که مسئولین اول، حاکمان ما هستند که وضعیت میهن را به فاجعه کشانده اند.

 نشستن در انتظار معجزه از طریق مذاکرات نوعی خودکشی ملی است. تنها حضور مردم در صحنه می تواند وضعیت را تغییر دهد. حقوق ملی مردم ایران، لحظه ای هم به ذهن حاکمان مستبد ایران و قدرتهای خارجی خطور نمی کند. لازم به یادآوری مجدد است که کسی به غیر از ملت ایران قادر نیست، این وضعیت را در جهت دفاع از حقوق ملی تغییر دهد. آیا وظیفه خود را انجام خواهیم داد؟ تنها با پاسخ به این سئوال است که راه حل مسئله اتمی ایران پیدا می شود. 


[۱]– متن کامل سخنان خانم وندی شرمن.

[۲]– این پیام در روز ۲۴ خرداد ۱۳۶۰، توسط آقای غضنفرپور در مجلس خوانده شد و در صفحه دوم مشرح مذاکرات این روز مجلس قابل مطالعه است. برای دیدن منبع اینجا و اینجا را کلیک کنید.

[۳]– متن کامل نامه محرمانه مهندس بازرگان به آقای خمینی

[۴] ـ دیدگاههای رهبر انقلاب درباره مذاکره با امریکا

[۵]– انتشار جزئیات جدید از چند سال مذاکره مقامات ایران و آمریکا

[۶]– دیدار مدیران، متخصصان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی با خامنه ای – ۲۰/۱/۹۳

[۷]– متن کامل گزارش ماهانه آژانس درباره توافق ژنو

[۸]– صالحی: راکتور آب سنگین اراک نیز خط قرمز ماست

[۹]– بررسی خسارت تحریمها را اینجا و اینجا ببینید.

[۱۰] ـ مهران مصطفوی :واکاوی مسئله اتمی ایران و دروغ‌های بزرگ آن

[۱۱] ـ سیاست اتمی، گناه اولیه و راه حلی ممکن، مهران مصطفوی

جام زهر هموپاتیک و جام زهر استبداد

jaamهر چند بنا بود که مذاکرات بین ایران و ۵ بعلاوه یک از ماه سپتامبر از سر گرفته شوند، اما یکباره ۷ اوت گذشته در ژنو بین ایران و آمریکا مذاکراتی دوجانبه صورت گرفت و یک روز بطول انجامید. همانطور که از آغاز پیش بینی می شد مذاکرات اصلی بین ایران و آمریکاست و با اینکه ایران در آغاز بارها اعلام کرده بود که درباره مساله هسته ای با آمریکا مذاکره دوجانبه نخواهد کرد و مذاکرات تنها در کادر ۵+۱ باقی خواهد ماند، اندی طول نکشید که این خط قرمز را به خط قرمز دیگری تغییر داد که طبق آن به غیر از مساله هسته ای درباره موضوعهای دیگری با آمریکا مذاکره نخواهد کرد. اما شواهد امر حاکی برانند که بر خلاف آنچه جمهوری اسلامی و رهبرش اعلام کرده بودند مذاکرات اخیر ژنو مسئله خاورمیانه و عراق را نیز در بر گرفته است. قبل از هر چیز آغاز علنی تغییر سیاست خامنه ای که در سخنرانی معروف خود در فروردین ۹۲ که سال  را، سال “حماسه سیاسی و اقتصادی” خواند را یادآوری می کنیم. آقای خامنه ای طبق اصل راهنمای رژیم ولایت فقیه در سیاست خارجی یعنی “ستیز در آشکار و سازش در نهان” گفت:

” آمریکائی ها مدتی است که از طرق گوناگون پیغام می دهند که خواهان مذاکره جداگانه با ایران در خصوص موضوع هسته ای هستند اما من بر اساس تجربه های گذشته به چنین گفتگوهائی خوشبین نیستم .از نظر آمریکائیها گفتگو بمعنای  وادار کردن طرف مقابل برای قبول حرف آنها است ، بنابراین ما همواره این نوع گفتگو را تحمیلی می دانیم و جمهوری اسلامی ایران نیز زیر بار تحمیل نمی رود. البته من مخالفتی هم ندارم . ما هیچگاه نگران قصد تغییر نظام جمهوری اسلامی از جانب امریکا نیستم زیرا آن زمانی که این قصد را داشتند و به صراحت هم می گفتند، هیچ کاری نتوانستند انجام دهند و بعد از این هم نخواهند توانست. ما بارها گفته ایم که بدنبال سلاح هسته ای نیستیم اما آمریکائیها می گویند باور نمی کنیم. در این شرایط چرا ما باید حرف آمریکا را در مورد صادقانه بودن پیشنهاد مذاکره، باور برداشته باشیم. پیشنهاد مذاکره یک تاکتیک آمریکائی برای فریب افکار عمومی دنیا و مردم ایران است و اگر اینگونه نیست، باید آمریکائیها این موضوع را در عمل ثابت کنند. آنها در مواردی گفته اند که برخی افراد از طرف رهبر ایران با آمریکا مذاکره کرده اند، در حالیکه این سخن، دروغ محض است و تاکنون هیچ کس از طرف رهبری با آمریکا مذاکره نکرده است.”

اکنون همه می دانند که نماینده رهبر، آقای ولایتی مدتها قبل از این سخنرانی با آمریکایی ها در سطح بالا درباره مسائل متعدد از جمله مسئله هسته ای در حال مذاکره بوده است با این حال آقای خامنه ای در سخنرانی اش صریحا دروغ گفت که تاکنون مذاکره ای صورت نگرفته است. اما اکنون دیگر بطور آشکار مذاکرات دوجانبه بین ایران و آمریکا و بدون حضور دیگر کشورها یا نماینده اروپا صورت می گیرد و موضوع مذاکره هم تنها محدود به مسئله اتمی نیست. در مذاکرات اخیر ژنو تیم مذاکره کننده اخیر امریکا بیشتر از اعضای سیاسی خود ترکیب شده بود. راب مالی مدیر بخش ایران، عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس در شورای امنیت ملی است، جیم تیمبی هم که یکی از کارشناسان ارشد امور هسته ای و مشاور ارشد وزارت خارجه و پل اروین از مدیران شورای امنیت ملی برای مقابله با گسترش تسلیحات هسته ای در این مذاکرات حضور داشتند. بگفته آقای عراقچی “بحث اصلی مذاکرات دوجانبه روز پنچ شنبه با امریکا در ژنو بر روی اختلافاتی بود که وجود دارد و اینکه چگونه می شود دیدگاههای دو طرف را به یکدیگر نزدیک کرد”. ایشان صحبت از بحث اصلی می کنند اما بحث فرعی چه بوده است؟ خود اقای عراقچی اعتراف کرده است که در حاشیه مذاکرات صحبت هایی خارج از مسائل هسته ای صورت گرفته است اما تنها از مسئله زندانیان ایرانی و امریکایی سخن به میان آورده است. بدینسان با توجه به حوادث منطقه، غیرقابل انتظار بودن تاریخ این مذاکرات و ترکیب مذاکره کنندگان و گفته اقای عراقچی مذاکرات تنها محدود به مسائل هسته ای نبوده است بلکه مسائل منطقه ای را نیز در بر گرفته است. جای تعجب نداشت که اندی بعد از مذاکرات دو جانبه بین ایران و آمریکا اتقاقات زیر رخ دادند:

  • بارزانی از ایران بخاطر کمک به کردها تشکر کرد و در ۱۲ اوت ۲۰۱۴ اشپیگل آنلاین از فرود هواپیماهای ایرانی حامل سلاح و مهمات در فرودگاه اربیل مرکز اقلیم کردستان عراق نیز خبر داد.
  • همانطور که امریکایی ها خواسته بودند، ۱۱ اوت در عراق مالکی از نخست وزیری کنار گذاشته شد و نخست وزیر جدیدی از سوی رئیس جمهوری عراق پیشنهاد شد که هم ایران و هم امریکا از آن طرح استقبال کردند. آقای شمخانی ۱۲ اوت بطور علنی از نخست وزیری العبادی دفاع کرد و حتی خود آقای خامنه ای در سخنان ۱۴ اوت درباره اوضاع عراق هم گفت: “ان‌شاءالله با تعیین نخست‌وزیر جدید عراق، گره کارها باز و دولت تشکیل می‌شود تا بتواند کار کند و به کسانی که قصد فتنه در عراق داشته و دارند درس خوبی بدهد.” بالاخره مالکی ۱۴ اوت مجبور به کناره گیری شد و العبادی که تبعه انگلستان نیز هست مشغول تشکیل کابینه شده است.
  • حمله های نظامی امریکا به گروه داعش برخلاف قوانین بین المللی صورت گرفت و ۱۲ اوت، ایران از زبان محمد صدر، مشاور وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگو با روزنامه شرق تصریح کرد که هم در مورد گروه تروریستی “دولت اسلامی” و هم در مورد اسرائیل، همکاری ایران با آمریکا و اروپا شدنی است.

حال ببینیم که آقای خامنه ای چرا در سخنرانی ها دو پهلو صحبت می کند. او ۱۴ اوت از طرفی می گوید:

“عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند. البته مسئولان ما در نشست‌ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی‌تر و گاهی گزنده‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند. آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است”.

اما در همان سخنرانی اضافه می کند: “البته در زمینه‌ی ادامه‌ی مذاکرات هسته‌ای، منع نمی‌کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می‌شود.”

سئوال اساسی از آقای خامنه ای این است که اگر بگفته خودش “مذاکره ها بی فایده بوده و حتی بر تحریمها نیز افزوده شده است،” چرا می گوید: “کاری که ظریف کرده است تا بحال خوب پیش رفته است”؟ این جمله آقای خامنه ای برخلاف آنچه در ظاهر نشان می دهد با گفته های چند روز قبل حسن روحانی تناقضی ندارد او خطاب به منتقدانش همان روز گفت: “در داخل کشور نیز برخی به دنبال تعامل‌ هراسی و مذاکره‌ هراسی هستند و به محض اینکه صحبت از مذاکرات پیش می‌آید می‌گویند ما هراس داریم. یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می‌آید می‌گویند ما می‌لرزیم. به جهنم؛ چه کار کنیم؟”. برای تاکید بر گفته آقای روحانی، آقای خامنه ای لازم دید در سخنانش بگوید: “به طور دائم از خداوند متعال برای وزیر خارجه‌ی عزیز و همکارانشان طلب توفیق می‌کنم.”

اتفاقات اخیر نمونه ای است که نشان می دهد نوع جام زهر نوشیدن آقای خامنه ای با آقای خمینی کاملا متفاوت است. تفاوت اصلی آقای خامنه ای با آقای خمینی در این است که آقای خامنه ای توانایی خوردن یکباره جام زهر و خصوصا علنی کردن آن را ندارد. او شدیدا می ترسد و نگرانی اش این است که کار مذاکرات از دستش در برود و باعث گشایشی شود که او خواستارش نیست. از طرفی نیاز به برداشته شدن تحریمها دارد و می خواهد هر چه زودتر بحران اقتصادی کشور فروکشد اما از سوی دیگر نمی خواهد گشایشی نه با درون و نه با بیرون رخ دهد، از این رو سعی می کند که مذاکرات تنها در کنترلش ادامه پیدا یابد. از دید او روش نوشیدن جام زهر بصورت قطره ای (هموپاتیک) این سود را نیز دارد که اگر کار بجای باریک کشید بتواند به عقب بازگردد. هر چند که الان راهی به عقب نمیبیند و محتاج سیاست اوباماست.  

اما آنچه درباره مسئله اتمی برای ما ایرانیان باید مهم باشد این است که نظاره گر مانورهای مختلف حاکمین نباشیم. برای ارزیابی درست مذاکرات هسته ای بین ایران و کشورهای ۵ بعلاوه یک، قبل از هر چیز ما ایرانیان  باید سه سئوال اساسی از خود بپرسیم و به آنها پاسخ دقیق بدهیم.  این سه سوال عبارتند از:

  • ۱ ـ آیا ایران برای تامین انرژی نیاز به استفاده از انرژی هسته ای دارد؟
  • ۲ ـ آیا استفاده از انرژی هسته ای از لحاظ اقتصادی در ایران به صرفه است؟
  • ۳ ـ آیا برای استفاده از یک یا دو یا حتی سه نیروگاه هسته ای (با خرید دو نیروگاه دیگر از روسیه در بهترین شرایط، ایران ۱۰ سال دیگر سه نیروگاه خواهد داشت)، ایران نیاز به صنعت غنی سازی اورانیوم دارد؟

نگارنده در مقاله های متفاوت به هر یک از این سه موضوع پرداخته است و پاسخ هر سه سئوال منفی است. (از جمله نگاه کنید به واکاوی مسئله اتمی ایران و دروغ‌های بزرگ آن [۱]) 

چه مذاکرات به توافق قطعی برسند و چه به نیمه توافقی ختم گردند تغییر اساسی در وضعیت داخل ایران صورت نخواهد گرفت. در این بحبوحه بجای تماشاگر مذاکرات بودن، کارهای مهمی می توان انجام داد. از دید نگارنده بیشتر بار این قضیه با متخصصان و دانشجویان و محققان و استادانی است که درباره انرژی هسته ای صاحب اطلاعات هستند. هیچ مانعی جلوی این امر را نمی تواند بگیرد که بحثهای علمی ـ تخصصی، اما با زبان ساده درباره انرژی هسته ای و وضعیت ایران و بسته انرژی مناسب برای ایران صورت پذیرند. اما متاسفانه در اینباره صدای چندانی در ایران شنیده نمی شود. گاه تک صداهایی بلند می شوند. در شرایط فعلی جامعه مدنی می تواند اینگونه بحثها را راه اندازد تا وجدان علمی جامعه ایرانی در اینمورد بالا رود. حتی با شرایط کنونی رژیم استبداد دینی این فعالیت ممکن است. چرا تاکنون حتی یک جلسه یا یک شماره مجله در ایران به این امر اختصاص داده نشده است؟ در وضعیتی که میهن ما قرار دارد با توجه به هزینه های نجومی که تاکنون بابت سیاست هسته ای پرداخته ایم سکوت از سوی کسانی که در این باره صاحب اطلاعات و نظر هستند بخشودنی نیست. کسانی که تمام امید خود را در موفقیت مذاکرات [بدون توجه به نوع مذاکرات و مواد وارده به آن] گذارده اند و گمان می کنند با بسته شدن توافقنامه بین ایران و کشورهای دیگر مسائل ایران حل خواهند شد کاملا در اشتباه هستند. تغییری در ساختار حقیقی و حقوقی این رژیم صورت نخواهد گرفت و گشایشی در ساختار سیاسی بسته و پر فساد) حتی روزنه ای( نیز متصور نیست. بر عکس، اگر افشاگریها صورت نگیرند و چرخشی مهم در سیاست هسته ای رخ ندهد با خطرهای زیر مواجه خواهیم بود:

  • رژیم همانند زمان جنگ اعلام خواهد کرد پیروز شده است چنانچه آقای روحانی مدتی قبل اعلام کرد که ایران ۶ کشور جهانی را شکست داده است و حرف خود را به کرسی نشانده است. که البته این گفته فریبی بیش نیست و کاملا مبرهن است که ایران بسیاری از مواضع خود را کنار گذاشته است اما همانطور که در آغاز مذاکرات نوشته بودم (تحت عنوان در باتلاق دیپلماتیک، تسلیم ملت ایران شوید بتاریخ جمعه ۲۲ نوامبر ۲۰۱۳) [۲]  رژیم حمهوری اسلامی ترجیح می دهد در مقابل قدرتهای خارجی زانو بزند اما تسلیم واقعیتها و خواسته های مردم نشود. مسئول ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت وارده در جنگ ایران و عراق چه کسی است؟ اگر ایرانی است با او چه کرده ایم و اگر عراقی است چرا مطالبه نشده است؟

    وقتی بحرانهای بزرگ خارج از شفافیت و فقط برای برآوردن خواسته های سیاسی حاکمین “حل” می شوند اینطور حل می شوند که جنگ ایران و عراق شد. و بحران اتمی هم که تاکنون بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار به اقتصاد کشور هزینه وارد کرده است (از جمله نگاه کنید به براوردهایی که در اینباره شده است – فیلم روبرو) باید مانند جنگ ایران و عراق تمام شود؟ با یک مذاکره بین ایران و قدرتهای خارجی بدون حضور ملت ایران و بدون رسیدگی به مسئولیتها؟

  • عدم دخالت جامعه مدنی و باز گذاشتن دست رژیم این خطر را دارد که سیاست فاجعه بار اتمی ادامه یابد. در زمان فعلی، نمونه برجستهء این مسئله خرید دو راکتور اتمی دیگر از روسیه است که اگر این امر صورت پذیرد اثری دراز مدت بر ترکیب بسته انرژی ایران خواهد گذاشت. اگر خرید دو راکتور هسته ای دیگر از روسیه عملی و کار ساخت انها شروع شود هزینه های بلند مدتی برای ایران در بر خواهند داشت. نباید دست رژیم را برای چنین معامله ای باز نگاه داریم.
  • و بالاخره اینکه مسئله هسته ای جدا از مسائل دیگر از جمله سیاست خارجی در قبال مسائل خاورمیانه نیست. چنانچه امروز ایران در جنگی سراسری در لبنان حزب الله، گروههای معترض شیعه در عراق، یمن و بحرین ، و در سوریه رژیم اسد را حمایت می کند که هزینه های بالایی دارند و در درازمدت حتی ممکن است حیات ملی را بخطر اندازد. تغییر این سیاستها تنها زمانی که اصل استقلال و آزادی در ایران و برای در کشورهای دیگر از سوی ایران رعایت گردد می تواند به ایران نیرویی تاریخی ببخشد. ایران با نظامی استبدادی حتی اگر خود را کاملا نیز در جبهه آمریکا قرار دهد باز هم با مسائل عمده ای روبرو خواهد شد که دائم باید در توازون قوا زیسته و انرژی زیادی از خود برای آن گذارد. با اینکه تا زمانی که خامنه ای هست و نیاز به دشمنی آمریکا دارد عوض کردن متحد ممکن نیست اما همانطور که در مصر رژیم ناصری تبدیل به رژیم سادات شد، در ایران نیز این عمل مشکلهای داخلی را حل نخواهد کرد بلکه بحرانها به مرور زمان عمیقتر خواهند شد. در جهان امروز هیچ دولتی نمی تواند سیاست خارجی مناسبی پی گیرد بدون اینکه به مردمش تکیه کند و در خدمت مردمش باشد.

زنهار که مسئله اصلی ایران موفقیت و عدم موفقیت مذاکرات بین رژیم ولایت فقیه و قدرتهای بزرگ جهان نیست. رژیمی که غرق فساد است و مغزها از آن می گریزند و متخصصان و فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و گروههای کارگری سرکوب می شوند و تنها رسالت دستگاه قضائی، وسیله سرکوب بودن است، نمی تواند از حقوق ملی مردم ایران در خارج از مرزها دفاع کند، خصوصا زمانی که سیاست خارجی با جزئیات توسط ولی مطلقه فقیه تنظیم می شود. نشستن در انتظار اینکه جام زهر قطره ای (هموپاتیک) اثر خود را بکند بی فایده است. اگر حرکتی از سوی مردم ایران نباشد همانطور که خامنه ای جانشین خمینی شد، فردی دیگر جای خامنه ای را خواهد گرفت یا گروههای مسلح کاملا بر ایران حاکم خواهند شد و این زهر استبداد است که ما را بعنوان ملت از پای درخواهد آورد.

۲۵ مرداد ۱۳۹۳    

 


[1] برای دیدن  “واکاوی مسئله اتمی ایران و دروغ‌های بزرگ آن” در سایت زمانه اینجا را کلیک کنید. 

[۲] برای دیدن منبع در سایت همبستگی ایران اینجا را کلیک کنید. 

بررسی تاریخی سیاست اتمی ایران، وضعیت مذاکرات با ۵ بعلاوه یک

تصویری

صوتی