بایگانی برچسب: s

اتم، دروغ و مسئولیت – بحثی در حاشیه گزارش نهایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

sdf56g456sdfg

به زمان اجرای رسمی برجام نزدیک می‌شویم. نظر نهایی آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای جمهور اسلامی اعلام شده است. در این مقاله به گزارش آژانس و موضعگیری‌های مختلف در طول حداقل ده سال اخیر می‌پردازم. از دید من سیاست هسته‌ای ویرانگر رژیم ایران بعنوان سومین بحران بزرگ − پس از گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا و تداوم جنگ با عراق با هدف متوهمانه “رفع فتنه از عالم” – تأثیر مهمی بر سیاست داخلی کشور داشته است.

گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی از این جهت اهمیت دارد که به گفته خود آژانس به بررسی آنچه در گذشته روی داده، پایان می‌دهد. از این به بعد کار آژانس تنها رسیدگی به فعالیتهای کنونی و آتی ایران است و اعمال مراقبت در کادر برجام است.

خلاصه تحقیقات آژانس این است که ایران تا قبل از سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) درگیر یک سلسله فعالیت‌های مرتبط با طراحی یک سلاح هسته‌ای اورانیومی بوده و این فعالیت‌ها تا قبل از سال ۲۰۰۳ سازمان‌یافته بوده است. فرمول‌بندی گزارش آژانس چنین است: «آژانس ارزیابی می‌کند که طیفی از فعالیت‌های مرتبط با توسعه یک وسیله انفجاری هسته‌ای در ایران قبل از پایان سال ۲۰۰۳ میلادی بعنوان تلاشی هماهنگ انجام شده، و برخی فعالیت‌ها بعد از سال ۲۰۰۳ میلادی اتفاق افتاده است. آژانس همچنین ارزیابی می‌کند که این فعالیتها فراتر از امکان سنجی و مطالعات علمی، و کسب مهارتها و توانمندی‌های فنی مرتبط و مشخص، پیشرفتی نداشته است. آژانس نشانه‌های معتبری از فعالیت‌ها در ایران در ارتباط با توسعه وسیله انفجاری هسته‌ای بعد از سال ۲۰۰۹ میلادی در اختیار ندارد.»

چهار دروغ بزرگ

سالهاست به تکرار نوشته‌ام که بحران اتمی با ۴ دروغ بزرگ همراه بوده‌است که در مقاله‌های مختلف هر یک را با ذکر جزئیات شرح کرده‌ام. برای یادآوری ۴ دروغ بزرگ را خلاصه می‌کنم:

۲- فریب دوم این است که ایران برای تولید انرژی هسته‌ای نیاز به صنعت غنی سازی اورانیوم دارد.۱ ـ اولین خلاف حقیقت که حدود ۲۵ سال است حاکمیت آن را تکرار می‌کند این است که ایران به انرژی هسته‌ای نیاز دارد.[۱]

۳ـ دروغ سوم درباره با انتخاب تکنولوژی آب سنگین برای راکتور اراک است. واقعیت این است که ایران نیازی به انتخاب چنین تکنولوژی‌ای نداشته است. راه حل‌های بسیار افتصادی‌تر و عاقلانه‌تر برای تولید آب سنگین وجود دارد، چنانکه دولت ایران با قبول برجام همان راه حل‌ها را قبول کرده است اما با هزینه‌های بسیار بیشتر.

۴ـ اما نوشته‌ام دروغ چهارمی نیز وجود دارد که در آن ‌سوی مرزهای ایران ساخته شده است و خلاصه این دروغ این است که «ایران تا اندکی دیگر بمب اتمی می‌سازد». از دید نگارنده با توجه به گزارشی که ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا در سال ۱۳۹۰ منتشر کردند و اطلاعاتی که از ایران به دست می‌آمد، واضح بود که رژیم ایران از سال ۲۰۰۳ پیش بردن پروژه ساختن سلاح اتمی را کنار گذاشته است. در ضمن رئیس پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، هانس بلیکس تردید خود را نسبت به صحت اطلاعات و گزارش‌ها در باره برنامه اتمی ایران نیز ابراز کرده و هشدار داده بود که دروغ‌ها برای وارد کردن فشار دیپلماتیک به ایران ساخته شده‌اند.

نگارنده بارها قبل از آغاز مذاکرات هشدار می‌دادم که چون ایران برای پیشبرد سیاست‌های خود از بحران هسته‌ای استفاده می‌کند، غرب نیز با انگشت گذاشتن بر روی خطر ساختن بمب هسته‌ای، به ایران فشار می‌آورد تا از موضع قدرت وارد مذاکره شود. هشدار این بود که ایران بجای فرو رفتن در مرداب مذاکرات خود داوطلبانه اقدام کند و ابتکار را بدست گیرد.[۲] اما گوش شنوایی نبود، و سراجام غرب با توافق ژنو موفق شد جام زهر را به آقای خامنه‌ای بنوشاند.

البته بر این عقیده بودم و هستم که بدون سه دروغ اول ممکن نبود اسرائیل و محافظه کاران جدید و برخی از دولت‌های غربی بتوانند دروغ چهارم را بسازند. بارها و بارها نشریات اسرائیلی و غربی از قول مسئولان رسمی و غیر رسمی خود اعلام کردند که ایران تا «چند سال دیگر»، «تا یکسال و یا تا چند ماه دیگر» می‌تواند بمب اتمی بسازد. برخی از نشریات اسرائیل تبلیغ را از سال‌های اولیه فعالیتهای ایران در دهه ۶۰ انجام می‌دادند. یعنی از ۲۵ سال پیش، زمانی که اصولا ایران حداقل دو دهه با ساخت بمب فاصله داشت. مسئولان غرب به خوبی از این امر آگاه بودند که ایران تنها تا قبل از سال ۲۰۰۳ فعالیتهایی برای ساختن بمب انجام داده و بسیار از ساختن بمب دور است. اما آنها در قماری که رژیم ولایت فقیه آغازکرده بود یرگ یرنده را در دست داشتند و با استفاده از تله‌ای که رژیم ایران در آن افتاده بود تا توانستند در مذاکرات وین از رژیم امتیاز گرفتند و قرارداد وین را به ایران تحمیل کردند.

موضع‌های مختلف در قبال برنامه بمب‌سازی

حال با توجه به انتشار گزارش آژانس و با در نظر گرفتن این امر که اراده دو طرف بر اجرای برجام است و می‌توان به درستی گزارش اخیر در کلیاتش اعتماد کرد، به مواضع مختلفی بپردازیم که در باره ساختن بمب گرفته شده است:

۱ـ در تمامی دوره بحران هسته‌ای، موضع اصلی رژیم این بوده که برنامه هسته‌ای ایران از ابتدا با اهداف صلح‌آمیز توسعه داده شده و این اهداف هرگز در هیچ کجای مسیر انحراف نداشته است. رژیم ایران هرگونه اطلاعی گویای این امر را که در کار پیش بردن پروژه ساخت وسیله انفجاری هسته‌ای بوده، بهتان و دروغ دانسته و هر سندی در این باره را جعلی خوانده است. اما اکنون یک هفته از انتشار گزارش آژانس می‌گذرد و مسئولان ایرانی موضع شفافی در باره گزارش آژانس نگرفته‌اند؛ به کلی‌گویی اکتفا کرده اما آن‌ رارد نکرده‌اند. حتی چنین به نظر می‌رسد که توافقی هم بر سر محتوای گزارش بین ایران و دیگر کشورها صورت گرفته باشد.

با توجه به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در باره فعالیت‌های اتمی، هم از آغاز، رژیم بنابر ساختن بمب اتمی داشته ‌است. ولو، بنابر قول او، بطور جدی به این کار پرداخته نشده‌ است. بنابر خاطرات آقای فرانسوا نیکولو، سفیر اسبق فرانسه در ایران، سپاه دست اندر کار ساختن بمب اتمی بوده و زمانی که آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی شده و از ماجرا آگاه گشته، به خامنه‌ای مراجعه کرده و دریافته او نیز اطلاع ندارد و با زحمت بسیار جلو ادامه کار را گرفته است. اما آقای صالحی، نیز تصدیق کرده که فعالیت‌هایی برای تولید بمب اتمی انجام گرفته‌ است. این سخنان ما را به یاد «خودسر» بودن عاملان قتلهای زنجیره‌ای می‌اندازد. با توجه به حساس بودن موضوع در زمینه هسته‌ای، رژیم قادر نیست، بطور رسمی، حقیقت را بازگوید. قول هاشمی رفسنجانی نوشته نیکولو را دقیق می‌کند: در پنهان، برنامه تولید بمب اتمی پیش برده می‌شده ‌است.[۳] نتیجه اینکه نه تنها رژیم ایران سالها نیرو و انرژی هدر داده، بلکه، سرانجام، مجبور شده‌است بطور نیمه رسمی، قبول کند که به فعالیتهای هسته‌ای غیر صلح آمیر نیز ـ حداقل تا میزانی ـ مشغول بوده‌ است.

گزارش آژانس بعنوان یک سند مهم باقی می‌ماند و سیاست عدم اعتماد به رژیم ایران و وضع تحریم‌ها و محدودیت‌های استثنایی و تحمیل قرارداد وین را توجیه می‌کند. مشخص است که برای رژیم راه حل دیگری ممکن بود، اما از آنجا که استبداد توانایی قبول واقعیت‌ها را ندارد و نمی‌تواند روند دراز مدت را در نظر بگیرد، از یک اشتباه به اشتباه دیگر رو می‌کند. اکنون آقای خامنه‌ای گمان می‌کند با امضای قرارداد وین − قراردادی از نوعی که آماده بود بدان تن دهد، یعنی بدون عادی سازی رابطه با امریکا و بدون قبول گشایشی در داخل − توانسته است آینده رژیم را تامین کند. او نمی‌داند که تاریخ فراوان از اینگونه موارد را بخود دیده‌ است. یاد آور می‌شود که چند ماه قبل از انقلاب کارتر گفت: «ایران به خاطر رهبری فوق‌العاده شاه، در یکی از پرمخاطره‌ترین نقاط دنیا، به یک جزیره ثبات تبدیل شده است.» حالا هم آقای خامنه‌ای ایران را جزیره ثبات و قدرت منطقه می‌پندارد و گمان می‌کند می‌تواند نقش مهمی در منطقه بازی کند و این بازی رژیم او را تثبیت می‌کند. مستبد متوجه نیست که مردمی نیز در ایران زندگی می‌کنند و آنها هستند که می‌توانند تصمیم بگیرند.

۲ ـ برخی از مخالفان مدعی بودند که رژیم حتی تا امروز نیر بدنبال به دست آوردن بمب است و فعالیت‌هایی که می‌کند در این زمینه و با این هدف است. این مخالفان نیز در ساختن دروغ و ریختن هیزم به آتش بحران، در آنچه بر سر ایران آمد، دخیل بودند. البته در این گروه طیف‌های متفاوت وجود دارند. افرادی هستند که مستقیما برای قدرت‌های خارجی کار می‌کنند و یا کسانی که بر این باورند که بدون فشارهای همه جانبه قدرت‌های خارجی به رژیم، تغییری در ایران روی نمی‌دهد. از این‌رو، همان طور که رژیم به مسئله هسته‌ای، از دید تثیبت حیات خود می‌نگریست و می‌نگرد، این گونه گروه‌ها نیز، به مسئله هسته‌ای، بعنوان اهرم فشار برای تغییر رژیم می‌نگریستند و در تبلیغات خود توانایی‌های هسته‌ای ایران را بسیار بزرگ جلوه می‌دادند و یا خطر ساخته شدن بمب را، نوبت به نوبت، یادآوری می‌کردند. گزارش اخیر آژانس نشان داد که این افراد بر ناحق بوده‌اند و دانسته و یا ندانسته خلاف حقیقت را نشر میداده‌اند.

۳ ـ برخی دیگر با اینکه از طیف‌های گوناگون مخالفان رژیم هستند مدعی بودند که ایران با توجه به موقعیت منطقه باید فعالیت کند تا در آستانه ساختن بمب هسته‌ای قرار گیرد. آنان هزینه‌ها و پیامدهای منفی این کار را مهم ندانسته و در نظر نمی‌گرفتند که داشتن بمب برای ایران توانایی نمی‌آورد و به غیر از هدر دادن نیروها و راه انداختن مسابفه تسلیحاتی در ابعادی بسیار بزرگ در منطقه، نتیجه‌ای به حاصل نمی‌کند. با توجه به این امر که اکنون ایران تنها کشوری است که طبق قطعنامه سازمان ملل متعهد است هرگز بمب اتمی نسازد، این افراد کسانی شده‌اند که هم فعالیت‌های رژیم را توجیه کرده‌اند و هم به هدفی که می‌خواستند دست نیافته‌اند. عکس هدف مطلوب آنها متحقق گشته است. می‌دانیم که عضو پادمان شدن و لایحه عدم نشر سلاحهای هسته‌ای را پذیرفتن اختیاری است اما در مورد ایران، برجام قراردادی است که بنابر قطعنامه شورای امنیت، استثنا است و تنها به ایران تحمیل شده ‌است. علاوه بر قرارداد، قطعنامه شورای امنیت هم با تصویب قرارداد و هم با بنابر متن خود، ایران را ملزم به نساختن بمب برای همیشه می‌کند. این تنها مورد برجام است که تاریخ پایان ندارد.

اکنون گزارش آژانس در باره فعالیت‌های ایران با نظر کسانی همسانی دارد که مدعی بودند ایران در آغاز از برنامه هسته‌ای اهداف امنیتی ـ نظامی داشته‌است، اما مجبور شده‌است آن را کنار بگذارد. ولی بخاطر پایبندی به اهداف اولیه، دایم به دنبال توجیه انتخاب‌هایی است که از نظر استفاده صلح آمیر غیر قابل توجیه هستند. به این کار، حتی در برجام نیز ادامه داده است. نماد آن ادامه سیاست غنی سازی اورانیوم با ۵۰۰۰ سانتریفوژ ۵۰ سال پیش است.

مسئولیت

مسئولیت کامل اتخاذ و اجرای سیاست سیاه هسته‌ای با رژیم ولایت فقیه است. رژیم این سیاست خانمانسوز را با دروغ و فریب آغاز کرد و همچنان قصد دارد واقعیتهای تلخ فرآورده این سیاست را بپوشاند. آقای عراقچی گفته‌است گزارش آژانس بیشتر سفید است تا سیاه. اما زمستان می‌رود و رو سیاهی به زغال می‌ماند. امروز همه ناظران منصف می‌دانند سیاست هسته‌ای سیاه بوده ‌است و روزی هم خواهد رسید که مردم ایران آشکارتر از امروز خواهند دید که سیاهی این سیاست از زغال هم سیاه‌تر بوده‌است. با این‌حال، از فرصت استفاده می‌کنم و خطاب به آن دسته از ایرانیانی که در حاکمیت نیستند، اما برخی از آنها مدعی بودند که فعالیت‌های ایران همگی صلح آمیز بوده‌اند، و جمعی دیگر مدعی بودند ایران تا امروز بدنبال ساخت بمب بوده ‌است، می‌گویم شما هم مسئول هستید. تنها رژیم ایران نیست که فاجعه را آفریده است؛ شما هم در ساختن و پرداختن دروغ‌ها مسئولیت دارید. با رژیم فاسد و دروغساز و جنایتکار ایران با دروغ نمی‌توان مبارزه کرد و برای تغییر، راهی به غیر از ایستادگی بر حق و راستی و درستی را زبان و روش کردن نیست. ما نه می‌خواهیم از جنس رژیم باشیم و نه از جنس ضد رژیم به هر قیمت. ما باید برای کسب استقلال و آزادی و دمکراسی و عدالت معرف ارزشها باشیم.

در این سالها سعی کرده‌ام آنچه در باره سیاست هسته‌ای ایران می‌گویم و می‌نویسم، از روی حب و بغض نباشد تا واقعیت‌ها آن‌سان که هستند روشن شوند. همچنان بر این باور هستم که باید با جدیت تحقیق شود تا معلوم گردد چه کسانی بانی سیاست هسته‌ای و ادامه دهندگان این سیاست بحران‌انگیز پر هزینه بوده‌اند. روشن شدن این مسئله بسیار مهم است. زیرا سازندگان بحران‌ها از انقلاب بدین‌سو، مسببان وضعیت کنونی هستند. هرگاه شناخته گردند و جامعه ایرانی و مردم منطقه و مردم جهان آنها را نیک بشناسند و شبکه روابط آنها با شرکای خارجی آنها نیز شناسایی شوند، دست کم فرصت ایجاد یک بحرانی ویران‌گر  دیگر را نخواهند یافت.


[۱] نگاه کنید به این مقاله: آیا سوخت اتمی برای ایران ضروری است؟

[۲] در این باره نگاه کنید به این مقاله: سیاست اتمی، گناه اولیه و راه حلی ممکن

[۳] سفیر سابق فرانسه: روحانی برنامه تولید بمب اتمی را متوقف کرد

بررسی تاریخی سیاست اتمی ایران، وضعیت مذاکرات با ۵ بعلاوه یک

تصویری

صوتی

 

واکاوی سیاست اتمی ایران از دید حقوق بشر

Plasma-lamp_2وقتی سخن از حقوق بشر در ایران می شود در اولین واکنش یاد اعدامی ها، زندانیان سیاسی، تبعیدیها، محرومان مختلف و تبعیضهای رنگارنگ رژیم می افتیم و احکام اعدام، زندان و تبعید و تبعیض رژیم حاکم را محکوم می کنیم. اما نیک روشن است که رسیدگی به حقوق انسان تنها محدود به این امور هر چند مهم نمی شود. گاه می شود برخی از تصمیمهای سیاسی کلان حاکمان بدون اینکه توجه دقیقی به آن شود، بهای سنگینی به مردم تحمیل می‌کند و باعث می شود مردم از حقوق انسانی و ملی خود محروم شوند. هدف این تصمیمها نه احقاق حقوق مردم بلکه تثبیت قدرت حاکمان است. سیاست اتمی ایران از آغاز چنین روندی را داشته است. ایران و مردم ایران بخاطر سیاستهای اتمی ویرانگر هزینه های بزرگی پرداخته اند. از نظر مادی تخمین زده می شود که بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار مستقیما به اقتصاد ایران ضرر وارد آمده است،i افزون بر آن نسلی بخاطر تحریمها از بسیاری از امکانات محروم شده، موج فرار مغزها از ایران در این سالها تشدید شده، فقر و فسادی بزرگی بر جامعه سایه افکنده و بالاخره زحمات متخصصان و مهندسان و کارگران ایرانی که اکثریت آنها با انگیزه پیشرفت کشور در صنایع اتمی تلاش کرده اند، به بازی گرفته شده است. همه این مصائب از جمله نتیجه سیاست اتمی ضد حقوق بشری و ضد حقوق ملی آقای خامنه ای است. سیاستی که در این ده سال، هر روز آرام و بی صدا قربانی گرفته و هنوز با ماسک فریب پیش می رود. حتی زمانی که در ژنو تسلیم شدند باز هم به سیاست فریب ادامه می دهند و مدعی می شوند: «جهان حق مردم ایران را در توافقنامه ژنو بازشناخت»!ii

پیشتر در مقاله های متعدد سیاستهای فریب رژیم در مورد “نیاز ایران به تامین انرژی از طریق هسته ای”، “نیاز به صنعت غنی سازی” و نیاز “به راکتور آب سنگین اراک” را توضیح داده ام.iii,iv نیازهایی که همگی ساخته سیاست فریب بوده است. فریبکاری قدرتهای خارجی برای سوء استفاده هر چه بیشتر از موقعیت، با گفتن اینکه “ایران تا اندی دیگر بمب اتمی می سازد” را نیز به تفصیل توضیح داده امv,vi، اما در این نوشته روی سخن با فعالان سیاسی، روشنفکران و فعالان حقوق بشری است که برخی از آنها در این موضوع به مسئولیت خود توجه کافی مبذول نداشته اند. در اینجا به مهمترین و رایج ترین شعاری که رژیم در باره سیاستهای اتمی اش انتخاب کرده است، می پردازم و از دید حقوق بشر شعار «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» را مورد بررسی قرار می دهم. شعاری که نه تنها رژیم حاکم به تکرار از آن استفاده کرده و می‌کند بلکه حتی بخشی از مخالفان حاکمیت و فعالان حقوق بشری نیز این شعار را یا به کل پذیرفتند و یا برای تخفیف دادن آن گفته‌اند: «بله، انرژی هسته ای حق مسلم ماست اما ما حقوق دیگر نیز داریم». اما واقعیت کدام است و آیا «انرژی اتمی» حق است؟

در هیچ کجای جهان “داشتن انرژی هسته‌ای” نه تنها حق مسلمی نیست بلکه حق نیز نیست. در سه کلمه “حق”، “مسلم” و “ما” فریب نهفته است. انرژی اتمی حق نیست زیرا افزون بر‌ اینکه بعنوان انرژی آلاینده، می تواند ناحق هم به شمار برود، آنچه حق است، حاکمیت مردم و تعیین انتخاب از سوی آنهاست. پس اگر حتی مردم یا منتخبان آزاد آنها رأی به استفاده از انرژی اتمی بدهند، باز هم موضوع انتخاب مردم حق محسوب نمی شود زیرا هر انتخابی می‌تواند درست یا نادرست باشد، آنچه که حق محسوب می شود حق حاکمیت مردم است. به سخن دیگر، در بهترین صورت اگر مردم ایران در رفراندومی [ابراز حاکمیت بطور مستقیم] یا از طریق نمایندگان منتخب خود در یک انتخابات آزاد [ابراز حاکمیت بصورت غیر مستقیم]، تصمیم به استفاده از انرژی هسته‌ای بگیرند و حکومت تصمیم آنها را به اجرا بگذارد، حاکمیت و پروسه انتخاب آزادانه مردم حق محسوب می شود، نه انرژی هسته‌ای. از این‌رو گفتن اینکه انرژی هسته ای حق و آنهم حق مسلم است، ضد حق است. “مسلم” یعنی درباره این حق نمی توان حتی گفتگو یا کم و زیادی کرد زیرا “مسلم” است! در اصل، کلمه “مسلم” در این شعار برای سرکوب کاربرد دارد زیرا جرائت زیادی می خواهد کسی در برابر حقی که “مسلم” شمرده می شود، بایستد یا با آن مخالفت کند. کلمه سوم در این شعار ضمیر “ما” است، از آنجا که این “ما” در مقابل قدرتهای خارجی بکار برده می‌شود، ملت ایران یا حداقل اکثریت ملت ایران، معنی می دهد. بکار بردن این کلمه در این شعار، ادعایی را واقعیت و حقیقت جلوه می‌دهد و القا می کند که کس، گروه یا کسانی که این شعار را می دهند بیانگر نظر ملت یا اکثریت ملت ایران هستند که این فریبی بزرگ است زیرا در مورد برنامه هسته ای ایران هرگز نظری از مردم ایران پرسیده نشده است.
بدین‌ترتیب، حاکمیتی که هرگز اجازه نداده است مردم در جریان سیاستهای هسته‌ای قرار بگیرد و حتی سیاسیون درون حاکمیت نیز حق بحث در باره آن‌ را ندارند و کوچکترین اطلاع رسانی در این باره نکرده و تنها بعد از تسلیم در ژنو مقدار کمی درباره کم و زیاد سیاست اتمی ایران سخن گفته می شود، با این شعار بر جای ملت ایران یا حداقل اکثریت ملت ایران می‌نشیند و بنام آنها سیاست ویرانگر خود را پیش می‌برد. سیاستی که از دید اینجانب بخاطر هزینه‌های انسانی و مادی بسیار عظیمی که به بار آورده‌ است، یکی از مهمترین سیاستهای ضد بشری ۱۰ سال اخیر رژیم جمهوری اسلامی بوده ‌است.

از این‌رو این شعار از آغاز فریبی بود که به آن، بگونه‌ای بایسته و شایسته رسیدگی نشد. پوششی بود برای پنهان کردن حقایقی که گفتنی نبودند. اندک بودند کسانی که از آغاز به این امر توجه کردند. براستی آیا کسی به یاد دارد که رژیم جمهوری اسلامی درباره موضوع دیگری جز اتم، از اصطلاح “حق مسلم ما” استفاده کرده‌ باشد؟ آیا کسانی که برای تخفیف دادن شعار رژیم می‌گفتند: «بله، حق مسلم ماست اما ما حقوق دیگر نیز داریم»، ضد حق دست ساخت رژیم را حق نمی‌گردانند و نمی‌باورانند؟ درحقیقت، با این گفته خود، با پذیرفتن قسمت اول جمله (شعار رژیم) بعنوان حق، ضد حق را پذیرفته و کار ناصواب رژیم را در شمار حقهای دیگر قرارمی‌دهند. آنچه درباره این شعار اشاره شد، حتی اگر تحلیل من در رد سیاستهای  اتمی ایران، درست نباشد و سیاست حاکمان مورد قبول باشد باز هم صدق می کند یعنی این شعار دولتی از دید حقوق بشری خطاست و انرژی هسته ای نمی تواند “حق مسلم ما” باشد.

از این‌ رو در زمینه سیاستهای اتمی رژیم و همچنین برخورد قدرتهای خارجی با آن شفاف سازی و اطلاع رسانی صحیح و خارج از حب و بغض‌های سیاسی از جمله وظیفه ای برای پیشبرد حقوق بشر در ایران است. بسیار متاسفم که در این باره بسیار کم گفته می شود و بسیار کم نوشته می شود. در آنچه مربوط به فرد فرد مردم ایران می شود، مسئله اساسی این است که هرگز با کسانی که بخاطر منافع سیاسی خود، بحرانهای عظیم بوجود آورده اند، برخورد نکرده ایم و به محض اینکه به هر نوعی تظاهر کرده‌اند که می‌خواهند به بحران پایان دهند برایشان دست هم زده ایم! مسلما منظور، انتقامگیری و فردی کردن مسئله نیست، بلکه رسیدگی و ریشه یابی مسائل و شفاف کردن آنهاست تا راه حل مناسب برای جامعه شناخته شود، و در آینده بنوعی دیگر دچار بحران دیگری نشویم. براستی اگر روزی که گروگانهای امریکایی آزاد شدند، بجای اینکه بگوییم: «الان وقت چرتکه انداختن نیست»،vii می پرسیدیم چرا بعد ۴۴۴ روز آزاد شدند و این “مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی” چقدر برای ایران هزینه داشته است؟ و اگر روزی که آقای خمینی جام زهر را نوشید و مجبور شد قطعنامه سازمان ملل برای آتش بس با عراق را بپذیرد، بجای اینکه دل خوش کنیم که جنگ پایان یافته است، می پرسیدیم چرا الان؟ آیا قبلا فرصتهایی برای پایان جنگ فراهم شده بود؟ اگر آری، آنها کدامها بودند و چرا از آنها استفاده نکردند؟ چرا ۸ سال طول کشید و چه میزان به ایران زیان وارد شد و چه کسانی مسبب ادامه این جنگ بودند، دچار بحران اتمی نمی شدیم. اکنون نیز درباره بحران حاضر بجای سپردن سکان سیاست بدست حاکمان و در انتظار نشستن و یا دست زدن برای آقایان خامنه ای و رفسنجانی و روحانی که خود عامل بوجود آمدن وضعیت امروز ایران هستند اگر به اصل و ریشه مسئله نپردازیم فردا باز هم با بحران دیگری روبرو خواهیم شد !براستی هیچ سیاستی بر اساس دروغ و فریب بنفع مردم و حقوق مردم پیش نرفته است و اینگونه سیاستمداری به غیر از بن بست به جایی دیگری راه نخواهد برد. حق دانستن، حق سئوال کردن، حق انتخاب و تعیین سرنوشت از حقوق ما هستند، آیا در سیاست اتمی از  این حقوق خود استفاده کرده ایم؟ چرا؟

منابع

۱. http://www.youtube.com/watch?v=yswHPLR22Fc

۲.در اینمورد به پیام آقای روحانی به آقای خامنه ای مراجعه کنید http://www.tabnak.ir/fa/news/359789/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%98%D9%86%D9%88-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8

۳.http://news.gooya.com/columnists/archives/139171.php

http://news.gooya.eu/columnists/archives/112812.php 

http://news.gooya.eu/columnists/archives/113110.php

۴. https://soundcloud.com/a-banisadr/mostafavi-92-05-24

۵. http://news.gooya.com/politics/archives/2013/10/169203.php

۶. یک نمونه از اینگونه تحریفات و تبلیغات : ایران در آخرین مرحله تولید بمب اتم، تیتر روزنامه ماریف به زبان عبری، ۲۵ آوریل ۱۹۸۴
‘Iran in final stage of production of nuclear bomb:’
Maariv headline، April 25، ۱۹۸۴ — in Israel.

۷. ناگفته​های صادق طباطبایی درباره حواشی اشغال سفارت آمریکا، نقش رجایی و نبوی در شکست مذاکرات ایران با کارتر و تاثیر بیت آیت الله منتظری در عدم پیگیری وضعیت امام موسی صدر
http://www.khabaronline.ir/detail/256047