بایگانی برچسب: s

ناکجا آباد هشدارآمیز پروژه‌ هسته‌ای در برجام…

Untitled-1

توافق هسته‌ای ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک| ۱۴ ژوییه ۲۰۱۵؛ وین Reuters©

پس از صدور قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر پایان تحقیقات آژانس به روی ابعاد نظامی برنامه اتمی جمهوری اسلامی، برخی رسانه‌ها تلاش کردند به آن مفادی که تاییدی بر اقدامات و ماجراجویی‌های نظامی/ اتمی رژیم ایران بود، نپردازند.

هر چند در گزارش آمانو، وی با اشاره به اسناد موجود، از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران تا سال ۲۰۰۳ و حتی در مواردی همراه با  ابهام تا سال ۲۰۰۹خبر داد.

برای بررسی این موضوع پای صحبت و نظرات دکتر مهران مصطفوی، کارشناس انرژی اتمی، نشستم.

– آقای مصطفوی، چه تناقضاتی در آنچه در رسانه‌ها و تریبون‌های دولتی بیان می‌شود با آنچه در گزارش آژانس آمده می‌بینید؟

– اینکه اطلاعات غلط ارائه می‌شود یک مقوله است اما عدم پرداختن به ابعاد تاثیرات این سند در تاریخ معاصر ما مبحث دیگری است که با زیرکی تمام بیشتر رسانه‌ها از کنار آن می‌گذرند. موضوعی که در تمام جهات از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از دید من آنچه در گزارش نهائی آژانس درباره فعالیت‌های احتمالا نظامی ایران اهمیت بسزایی دارد و کمتر به آن اشاره شده این است که ایران تا پیش از سال ۲۰۰۳ میلادی برنامه هماهنگ و سازماندهی شده‌ای برای پیشبرد و دسترسی به تکنولوژی  نظامیاتمی در دستور کار خود داشته و حتی برخی از این فعالیت‌ها البته به صورت حاشیه‌ای تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته است.

– چرا اسناد موجود و گزارش‌های آژانس اهمیت ویژه‌ای دارد؟

– ما پیش از این داده‌هایی داشتیم که من با اشاره به این داده‌ها به نتیجه‌گیری و پاسخ سوال شما خواهم رسید.

اول اینکه محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه در اواخر جنگ نامه‌ای رسمی به خمینی می‌نویسد، این همان نامه‌ای است که در قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران تاثیر مهمی داشت و خمینی  را مجبور کرد که جام زهر را سر بکشد. این نامه تنها سند رسمی است که بعدها هم در کتاب آقای منتظری آمد اما بخشی از نامه که از سلاح هسته‌ای سخن می‌گفت  پاک شد. در این نامه آمده که «سپاه برای ادامه جنگ به تانک‌ها و هواپیماها و اسلحه لیزری و اتمی نیاز دارد».

باید توجه کنیم که یک مقام رسمی این نامه را به رهبری نوشته است که ما به سلاح هسته‌ای نیاز داریم. این چنین مساله‌ای نمی‌تواند بدون هیچ پیشینه‌ای مطرح شده باشد و بالطبع تلاش‌هایی در این زمینه و جود داشته و تحقیقاتی در دستور کار بوده که به این نتیجه‌گیری ختم شده است.

دوم کتاب خاطرات آقای علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دوران جنگ است که در این کتاب خاطرات با افتخار آمده که ایشان در سال ۱۳۶۵ یعنی حدود ۱۰ سال قبل از اینکه اصولا قراردادی برای ساختن راکتور بوشهر بسته شده باشد اولین سانتریفیوژ را مخفیانه از پاکستان به ایران آوردند.

سوم اینکه در سال ۲۰۰۱ واشنگتن پست در مطلبی  آورد که شمخانی در سال ۶۸ برای دریافت بمب اتمی به پاکستان می‌رود و خانم بوتو موافقت نمی‌کند اما از آنجایی‌که قول‌هایی رد بدل شده بوده، با استناد به واشنگتن پست،  پاکستان در مقابل ۱۰ میلیارد دلار تکنولوژی هسته‌ای را به ایران منتقل می‌کند.

چهارم  صحبت‌های هاشمی رفسنجانی در ۲۳ آذر ۱۳۸۰ (باید توجه داشت که این سخنان پیش از سال ۲۰۰۳ و آغاز گفتگوهای اتمی و برملا شدن ابعاد نظامی ایران برای غرب ایراد شده است). در این سخنرانی هاشمی رفسنجانی می‌گوید تداوم اسرائیل بستگی به حمایت‌های استکبار دارد و چون اسرائیل سلاح‌های غیر متعارف دارد کسی نمی‌تواند در مقابل اسرائیل قد علم کند، اما اگر دنیای اسلام به بمب اتمی دست یابد این استراتژی تغییر می‌کند. در زمان ایراد این سخنرانی همه در دنیا می‌دانستند که پاکستان رسما بمب اتمی دارد و پاکستان هم بخشی از دنیای اسلام بوده و هست. پس منظور آقای هاشمی از این سخنان چه بوده و در پس سخنان ایشان چه نهفته است؟ ایشان به طور غیر مستقیم به فعالیت‌های خود رژیم اشاره دارد. 

اینها چهار مورد داده‌های تاریخی است.

گزارش آمانو نشان می‌دهد که رژیم ایران به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است Reuters©

اما گزارش آژانس تایید می‌کند که ایران تا سال ۲۰۰۳ به طور سیستماتیک دنبال بمب بوده است. حالا اهمیت تاریخی این برای ما ایرانی‌ها در چیست؟ اهمیت‌ این موضوع در این است که سیاست فلاکت‌بار رژیم که در طی بیست سال گذشته بیش از صدها میلیارد دلار هزینه به اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده است. علت‌اش انتخاب‌هایی بوده که رژیم ایران کرده، نه برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بلکه بر پایه تامین سلاح هسته‌ای و در راستای تضمین بقای رژیمراه‌اندازی نیروگاه بوشهر و صنعت غنی‌سازی و راکتور اراک هیچ توجیه اقتصادی ندارد و تنها دلیلی که می‌تواند این انتخاب‌ها را توجیه کند این است که این انتخاب زمانی صورت گرفته که ایران به جدّ به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است. در سال ۲۰۰۳  فعالیت‌های تاسیسات اراک و نطنز آشکار  می‌شود، این زمانی است که خاتمی رئیس جمهور و حسن روحانی رئیس شورای امنیت ملی است. در دوران تصدی حسن روحانی بر شورای امنیت ملی است که برنامه هسته ای/ نظامی ایران آشکار می‌شود و  با شروع مذاکرات، ایران مجبور می‌شود پروژه نظامی را کنار بگذارد.

یک سند دیگر خاطرات فرانسوا نیکولو سفیر پیشین فرانسه در ایران است که در کتاب خود می نویسد: «با روحانی گفتگو می‌کردیم و روحانی هم گفت ما خودمان هم اطلاع نداشتیم و پاسدارها دنبال ساختن بمب اتمی بودند، به آقای خامنه‌ای مراجعه کردیم و جلوی بمب را گرفتیم.» پس این هم تصدیق دیگری بر نظامی بودن برنامه اتمی است اما روحانی می‌خواهد مثل قتل‌های زنجیره‌ای پروژه سلاح هسته‌ای را هم گردن عوامل خودسر بیاندازد.

رژیم ده‌ها میلیارد دلار هزینه ماجراجویی اتمی کرده است و اقتصاد را به ورشکستگی کشانده و فرصت رشد را از نسلی گرفته است و حال در تلاش است تمام این افتضاحات را انکار کند.

– اما رویکرد برجام به این گذشته ماجراجویانه چیست؟

– برجام یعنی تمام این تلاش‌ها را کنار بگذارید. عملا تنها چیزی که در بر جام پذیرفته شده پنج هزار سانتریفیوژِ نیم قرن پیش است که تا ۱۲ سال آینده تنها این سانتریفیوژها حق دارند بچرخند که حتی یک درصد نیاز سوخت نیروگاه بوشهر را هم نمی‌توانند تامین کنند. راکتور اراک را تغییر کاربری می‌دهند و به نوعی به آب سبک تبدیل می‌کنند ولی باز در آن آب سنگین به کار می‌برند که خط قرمز آقای خامنه‌ای رعایت شود و تمام ذخیره اورانیوم غنی شده را هم از کشور خارج کرده و نظارت بی‌قید و شرط را هم می‌پذیرند.

– اگر  راکتور آب سنگین را به آب سبک تغییر دهند پس چطور باز آب سنگین به کار می‌برند؟ چطور برجام با این عملکرد زیر پا گذاشته نمی‌شود و چطور خط قرمز رهبر جمهوری اسلام هم رعایت می‌شود؟

روحانی و آمانو

در کانادا راکتورها آب سنگین وجود دارند چون کانادا نمی‌خواست وارد پروسه غنی‌سازی شود اما در ایران که این همه هزینه برای غنی‌سازی شده چرا راکتوری می‌سازند که به اورانیوم غنی شده نیاز ندارد؟ هیچ توجیه علمی و منطقی برای این عملکرد و جود ندارد به جز وجود برنامه‌ای نظامی.

– پس موضوع بتون ریختن در قلب راکتور چیست؟

– این همان راکتور است که در آن اورانیوم خام به کار می‌رود. این قلب راکتور باید خارج شود و طبق برجام، بتون ریزی شود و قلب جدیدی با قابلیت سوخت غنی شده جایگزین آن شود.

– واکنش رژیم و هر دو طرف دعوا یعنی اصول‌گرایان و دولت را نسبت به گزارش آژانس چگونه می‌بینید؟

– از دید من این گزارش برای رژیم یک شکست سیاسی بود چرا که رژیم ایران این گزارش را قبول کرده است. اگر قبول نکرده بود مثل همیشه که عادت دارند و در رویکرد دیپلماتیک رژیم مرسوم است، رسما این موارد را اتهام می خواندند و رد می کرند، اما چنین اقدامی نشده پس رژیم گزارش آژانس را پذیرفته و به نوعی بر تاکید قبلی خود بر عدم وجود برنامه هسته‌ای خط باطل کشیده و دروغ‌گویی مقامات ایرانی در این سال‌ها اثبات شده است.

آژانس می‌گوید شما دنبال بمب بوده‌اید و رژیم هیچ اعتراضی نکرده و تنها برخی از مقامات گفتند این گزارش سیاه و سفیدی هایی دارد اما سفیدی‌هایش بیشتر است، در جایی این گزارش، از دید رژیم، تماما سیاهی است چرا که تخلف و تلاش برای رسیدن به سلاح هسته‌ای در گذشته توسط رژیم ایران را تایید می‌کند. به یاد شما می‌آورم که دولت ایران سال‌ها مدعی بود که هر سندی که درباره فعالیت‌های نظامیـ هسته‌ای منتشر شود جعلی است. این گزارش سندی تاریخی است مبنی بر اینکه تمامی انتخاب‌های رژیم معطوف به دسترسی سلاح هسته‌ای بوده نه برای تولید انرژی. این نکته بارها و بارها با ادله کافی از سوی ناظران فن بیان شده که ایران اساسا نیازی به تولید انرژی اتمی ندارد.

– چه کارهای دیگری باید انجام شود تا برخی از تحریم‌ها لغو و برخی تعلیق شود؟

– یکی اینکه ۹۷ درصد از ۱۰ تن اورانیوم غنی شده را بفرستند به روسیه و به قول خودشان «صادر کنند» که الان در حال انجام است و تنها ایران حق دارد۳۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده را نگاه دارد که به نظر من این مقدار مضحک است و تنها به صورت نمادین باقی می‌ماند. دوم، باید همه سانتریفیوژها را اسقاط کند و تنها ۵ هزار سانتریفیوژ در نطنز در گردش باقی بماند و هزار عدد در فُردو که آنها هم نباید عملیاتی باشند. تغییر کاربری راکتور تأسیسات اراک که آن هم پنج سال طول می‌کشد.

– با این حساب عملیات مقدماتی اجرای برجام چه مدت زمان می‌برد؟

– ببینید، این سه کار اساسی یعنی فرستادن اورانیوم به روسیه، پیاده کردن سانتریفیوژها و تغییر کاربری راکتور اراک در حال انجام است. آمریکایی‌ها فکر می‌کردند ایران سه ماه زمان نیاز دارد که این مقدمات را انجام دهد اما از آنجایی‌که ایران برای رفع تحریم‌ها عجله دارد از قبل شروع به یک سری اقدامات کرده است. فرستادن  اورانیوم غنی شده به روسیه و بازکردن سانتریفیوژها کار مشکلی نیست کما اینکه پس از بازکردن سانتریفیوژها این قطعات دیگر کارآیی ندارند و اسقاط به حساب می‌آیند. باز کردن قلب راکتور اراک هم کار مشکلی نیست؛ کلا خراب کردن کار مشکلی نیست. با اقداماتی که ایران انجام داده تا پایان ژانویه مقدمات اجرایی شدن برجام انجام شده است. البته با در نظر گرفتن آغاز و انجام نظارت‌ها به نظر من زودتر از ماه مارس به روز اجرا خواهیم رسید.

اما یک گزارش دیگر پیش از اجرا لازم است. بعد از این اقدامات آژانس مجددا باید گزارشی بر تکمیل این اقدامات ارائه دهد. در گزارش آژانس، خبر اقدامات ایران برای اجرایی کردن مقدمات آمده بود اما هنوز نیاز به گزارش تاییدی آژانس از تکمیل مقدمات است تا به روز اجرا برسیم. تبلیغات ایران مبنی بر اجرایی کردن مقدمات التزامی بر اجرای برجام نیست و تنها با گزارش نهایی آژانس بر تکمیل اقدامات، روز اجرا خواهد رسید.

به نظر من در چند هفته آینده گزارش آژانس بر تکمیل اقدامات منتشر خواهد شد و این تنها پیش‌شرط دیگر اجرایی شدن بر جام استمساله بر سر این است که رژیم مجبور شده در عمل تمامی خطوط قرمزش را زیر پا بگذارد تا به اجرایی شدن برجام برسد و رفع تحریم شود.

مرحله بعد، برداشتن تحریم‌ها است که خود زمان‌بر است. دو طرف ماجرا مدام در حال تبادل اطلاعات هستند و آمریکایی‌ها هم برای سرعت بخشیدن به امور، در حال اجرایی کردن اقدامات اولیه برای رفع تحریم‌ها هستند.

– تا چه اندازه گزارش آژانس درباره بستن پرونده بررسی ابعاد نظامی برنامه اتمی ایران را سیاسی می‌دانید؟

– همه از ابتدا می‌دانستند که ایران فعالیت‌های نظامیهسته‌ای داشته و همه می‌دانستند که ایران مجبور شده این پروژه را کنار بگذارد. این ابهامات برای عامه بوده است. در صورتی‌که طرفین مذاکرات با استناد با آنچه در گزارش‌ها آمده از ابتدا واقف به امور بوده‌اند و با استناد به آن برنامه‌ریزی‌های لازم را در گفتگوهای متعددشان تنظیم نمودند. اگر به خاطر داشته باشید، جان کری در میانه مذاکرات حدودا شش ماه پیش گفت: «ما به گذشته نباید نگاه کنیم . گذشته نباید مانع پیشرفت این مذاکرات شود». ایران همواره ادعا می‌کرد که فعالیت نظامی نداشته که حال با استناد به گزارش آژانس مشخص شد که دولت ایران دروغ می‌گفته است. این گزارش می‌توانست دو برآیند داشته باشد یکی اینکه برجام اجرا نشود چرا که ایران دروغ گفته و قابل اعتماد نیست، دیگر اینکه با یک انتخاب سیاسی که شاهد بودیم برجام با تاکید بر اقدامات گذشته ادامه یابد که غرب راه دوم را برگزید.

– بنا بر این حرف عراقچی مطرح می‌شود که آژانس یا برجام را انتخاب کند یا پی ام دی را؟

– بله دقیقا همین است و رژیم نمی‌خواست در گزارش آژانس چیزی در رابطه با فعالیت نظامی مندرج شود که شد. به همین خاطر می‌گویم این  سند تاریخی است چرا که دروغ‌گویی سران در سال‌های مختلف را افشا می‌کند

روحانی و خامنه‌ای و ظریف

به روی خود نمی‌آورند که آشکارا دروغ می‌گویند

– اگر آژانس تصمیم می‌گرفت به جای برجام، پی ام دی را دنبال کند چه می‌شد؟

– این سند آژانس یک گزارش بود نه راهکار، این تصمیم آمریکا و غرب بود که با وجود شواهد تایید شده مبنی بر فعالیت‌های نظامی/ هسته‌ای باز هم برجام را دنبال کند. این تصمیم کاملا سیاسی بود چون گزارش آژانس اقدامات نظامی ایران را تایید کرد نه تکذیب. اما به دلایل سیاسی غرب تصمیم گرفته گذشته را نادیده بگیرد و به جلو حرکت کند اما این امر نشان‌دهنده صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران در گذشته نبوده و نیست.

– چه تناقضاتی بین گفته‌های دو طرف می‌بینید؟

– تناقض اینجاست که ایران با وجود چنین متن معتبری هنوز دروغ می‌گوید. در جایی که آژانس می‌گوید ایران به دنبال سلاح اتمی بوده اما در کمال بی‌شرمی و در مقابل یک سند معتبر باز آقای ظریف می‌گوید که معلوم شد ادعاهای غرب دروغ بوده است! در صورتی‌که این سند معتبر بیانگر دروغ‌گویی و فرافکنی ایران در بیش از ۱۲ سال است. این موضوع  می‌بایست برای مردم ایران اهمیت داشته باشد چرا که نشانگر آن است که رژیم با دنبال کردن یک پروژه نظامی و سپس تسلیم شدن مقابل خواسته غرب میلیاردها دلار ثروت ملی را روانه زباله‌دان کرده است. در برنامه هسته‌ای، رژیم به دنبال تأمین انرژی نبوده و هنوز به فریب‌کاری‌اش ادامه می‌دهد و تنها دست‌آورد این پروژه شکست خورده، ۵ هزار سانتریفیوژ ۵۰ سال پیش است که تا ۱۲ سال دیگر باید بیهوده بچرخند، فقط برای اینکه بگویند درست عمل کرده‌ایم.

درباره اینکه برجام به شکلی که انجام گرفته جلوی ضرر را نمی‌گیرد بارها نوشته‌ام که از جمله یکی از ضررها ادامه برنامه هسته‌ای است. از جمله تأکید کرده‌ام که در برجام هر کشور سهمی دارد و سهم روسیه ادامه ساخت نیروگاه‌های جدید در ایران است. امروز خبرها می‌گویند که کار ساخت دو نیروگاه توسط روس‌ها در ایران آغاز می‌شود. همزمان با این خبر اقای زنگنه وزیر نفت گفته است از صنعت نفت چیزی جز دو پالایشگاه آبادان و اراک باقی نمانده است که هر که می‌خواهد حاضریم آن را هم رایگان تقدیم کنیم! این دو خبر نمونه‌ای دیگر از پروژه‌های سیاه دولت‌های مختلف نظام ولایت فقیه است. ایران در صنعت نفت به دلایل تاریخی بسیار جلو بود ولی اکنون بسیار عقب افتاده است. به هر گوشه‌ای از انتخاب‌های سیاسی- اقتصادی رژیم نظر کنیم فاجعه است. هشدار و هشدار که ساخت دو نیروگاه هسته‌ای دیگر توسط روس‌ها ما را وارد مرحله‌ای خواهد کرد که عقب نشستن از آن حتی در یک دولت عادی نیز مشکل خواهد بود. به جای اینکه از سرمایه‌ها در صنعت نفت و گاز و خورشید و باد استفاده شود به جایی می‌روند که برای کشوری چون ایران به غیر از هزینه چیزی در بر ندارد.

-با سپاس از شما جناب مصطفوی به خاطر وقتی که در اختیار کیهان لندن قرار دادید.


سخنان آقای عراقچی مصرف داخلی دارد

مصاحبه تلویزیون صدای آمریکا در رابطه با گزارش آقای آمانو و سخنان آقای عراقچی در باره بسته شدن پرونده هسته ای ایران در شورای حکام

این مصاحبه را در پایین گوش کنید.

چهار ویژگی توافق وین از دید آقای خامنه ای و ویژگی شخص او

مصاحبه آقای رضا گوهر زاده از تلویزیون اندیشه با موضوع چهار ویژگی توافق وین از دید آقای خامنه ای و ویژگی شخص او

این مصاحبه را در پایین گوش کنید.

نیرنگهای خامنه ای در سیاست هسته ای

مصاحبه تلویزیون صدای آمریکا برنامه آقای فلاحتی بتاریخ  ۶ توامبر ۲۰۱۵ در باره برجام و سیاست هسته ای ایران.

این مصاحبه را در پایین گوش کنید.

دیوار دروغ توافق اتمی برجام و اظهارات آقای صالحی- مصاحبه رادیو عصر جدید

دیوار دروغ توافق اتمی برجام و اظهارات آقای صالحی : مصاحبه رادیو عصر جدید با آقای مهران مصطفوی . پنج شنبه ۷ آبان ۱۳۹۴

اعتراف‌های شگرف آقای صالحی باید ما را بیدار کند

+sd9f+gsdfgاین سخنان مهم در هیچیک از سایت‌ها منتشر نشدند تنها یک سایت دانشجوئی خبر را منتشر کرد. سانسور این سخنان حتی در خارج از کشور نیز موضوع مهمی بود. البته به دلایل این سانسور نمی‌پردازیم تنها به این نکته بسنده می‌کنیم که برای بسیاری از فعالان سیاسی که حامی برجام بودند، انتشار اینگونه اطلاعات با مواضع آن‌ها سازگاری ندارد انتشار سخنان شگفت آور اخیر آقای صالحی در گفتگو با یک دانشجو که بطور پنهانی ضبط شده‌اند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برای شنیدن سخنان ایشان می‌توانید به این لینک مراجعه کنید [۱]. جالب است در یابیم که این سخنان مهم در هیچیک از سایت‌ها منتشر نشدند تنها یک سایت دانشجوئی خبر را منتشر کرد. سانسور این سخنان حتی در خارج از کشور نیز موضوع مهمی بود. البته به دلایل این سانسور نمی‌پردازیم تنها به این نکته بسنده می‌کنیم که برای بسیاری از فعالان سیاسی که حامی برجام بودند، انتشار اینگونه اطلاعات با مواضع آن‌ها سازگاری ندارد.

این‌بار آقای صالحی از آنجا که فکر نمی‌کرده است سخنانش منتشر شوند، مسائل مهمی را برای اولین بار به زبان آورده‌است که تاکنون بر زبان مقام‌های رژیم، جاری نشده بودند. سخنان آقای صالحی با گفته‌ای، طی دیدارش با آقای حسینیان در بیمارستان، آغاز می‌شود. در حادثه مجلس آقای صالحی می‌گوید:

«ما رفتیم پیش آیة‌الله حسینیان. به ایشان گفتیم این‌ها همه‌اش بازی سیاسی بود؛ هم تو داشتی بازی می‌کردی هم ما. «
این جمله گویای ماهیت مجلس در رژیم ولایت مطلقه فقیه است. مجلس نمایشگاه است و بازی‌گران در آن، نقش موافق و مخالف سرسخت را چنان بازی می‌کنند که مردم باور کنند که براستی مجلس «بالا‌تر از همه است» (بنابر قول آقای خمینی) و مخالفت‌ها جدی هستند. اما ماهیت مجلس، هم در دوره خمینی و هم در دوره خامنه‌ای همین است که آقای صالحی، تعریفش کرده‌ است. وقتی در نظر بیاوریم که رئیس جمهور هم «تدارکاتچی» بیش نیست، به این نتیجه می‌رسیم که مقام‌های انتخابی بازیگران صحنه‌ای هستند که کارشان پوشاندن ماهیت رژیم استبداد مطلقه از دیدهاست تا بتوانند مردم کشور را در ماندن در دایره بد و بد‌تر و از بیم بد‌تر رأی به بد دادن و در بند امید کاذب به بد و وحشت از بد‌تر نگه دارند. این جمله به صراحت می‌گوید که رژیم رابطه خود با مردم را از راه زور عریان و فریب برقرار می‌کند و بس.
اما آقای صالحی واقعیت‌های بس مهم دیگری را نیز برزبان آورده‌است:

۱ ـ واقعیت مهم اولی که گفته‌است، در باره غنی سازی و امکان ایران در داشتن اورانیوم طبیعی است. آقای صالحی می‌گوید:

» اصلا من خودم رفتم به حضرت آقا گفتم ۱۹۰۰۰۰ سو. و حضرت آقا گقتند که بایستی تا ۱۹۰۰۰۰ سو حداقل باشد. حالا یک عده دوستان می‌ایند می‌گویند چرا ۱۹۰۰۰۰ سو نیست؟ می‌گویم آقا! اصلا الان ما ۱۹۰۰۰۰ سو در دست داریم! من الان یک عصای موسی دستم هست و اینطور و انطور می‌کنم تا شما ۱۹۰۰۰۰ سو داشته باشید. می‌دانید ۱۹۰۰۰۰ سو چقدر خوراک می‌خواهد؟ چقدر خوراک می‌خواهد؟ ۲۸۰۰۰۰ کیلو خوراک هر سال می‌خواهد. امریکا الآن خوشش می‌اید که ما الان ۱۹۰۰۰۰ سو داشته باشیم برای اینکه یک سال کار می‌کند بعد تمام می‌شود. بعد کل سیستم هسته‌ای کشور همه‌اش می‌خوابد. برای اینکه مواد اولیه نداریم، اورانیم طبیعی نداریم.

دانشجو: یعنی فکر نشده برای اینکه داشته باشیم؟

صالحی: نه دیگه. فکر شده ولی بما نمی‌فروشند. نفت که نیست که در داخل داشته باشیم. «

البته زیر حملات سخت دلواپسان که خواستار ادامه سیاستهای سابق بودند آقای سالحی هفاه قبل نظیر هین پاسخ را داد. سالهاست اینجانب، بطور مداوم، در باره این امر توضیح داده‌ام که ایران اورانیوم لازم را حتی برای تهیه سوخت یک راکتور ندارد. واقعیتی که، اول بار، آقای دکتر شیرزاد در ایران مطرح کردند. خوانندگان می‌توانند به مقاله اینجانب [۲] و یا فیلمی که در اینباره تهیه [۳] شده‌است مراجعه کنند. حال این سئوال مطرح است که کشوری که اورانیوم ندارد چرا از ۲۵ سال پیش دست به راه انداختن صنعت غنی سازی اورانیوم زده‌است؟ پاسخگوی وارد شدن صد‌ها میلیارد دلار زیان به ایران برای پیشبرد این سیاست چه کسی است؟. پاسخ سئوال را آقای صالحی این‌طور می‌دهد:

۲ ـ در بخشی دیگر از سخنانش آقای صالحی برای اطمینان دادن به دانشجوئی که با او بحث می‌کند دو نکته را توضیح می‌دهد:

» ما فلز اورانیوم را نیز فبلا ساخته‌ایم و کنار گذاشته‌ایم و به آن‌ها گزارش کرده‌ایم «.
» ما بازفراآوری هم کرده‌ایم ما یکبار کرده‌ایم و جمع کرده‌ایم و به آن‌ها هم گفته‌ایم «.

اولین باری است که صالحی، بمنزله یکی از مقامهای رژیم، آنهم کسی که در رأس سازمان انرژی اتمی است، چنین اعترافی را می‌کند. هر دو کاری که می‌گوید انجام گرفته‌اند، دو کاری هستند که مرتبط به ساختن بمب اتمی هستند. مهم است یادآوری شود که فلز اورانیونم را فقط و فقط برای ساختن بمب اتمی تهیه می‌کنند و هیچ کاربردی در کار غنی سازی و یا تهیه سوخت نیروگاههای هسته‌ای ندارد. بازفراوری سوخت نیز برای بدست آوردن پلوتونیوم است که چون بدون اجازه صورت گرفته برای‌‌ همان هدف بوده است. سخنان او، بار دیگر، یادآور می‌شوند که، در آغاز، فعالیت هسته‌ای ایران نه برای تهیه سوخت بلکه برای هدف امنیتی ـ نظامی بوده است. هدفی که رژیم مجبور شد آن را از سال ۲۰۰۳ بدین سو، کنار بگذارند. اما برای پوشاندن آن، بدروغ، به فعالیت غنی سازی به بهانه تهیه سوخت، ادامه داده‌است.

۳ ـ اعتراف سوم آقای صالحی نیز بسیار مهم است. او می‌گوید:

«باید از این به بعد به مسئله هسته‌ای اقتصادی نگاه کنیم.»

اگر فعالیت‌ها از آغاز برای تهیه سوخت و انرژی هسته‌ای بود باید از آغاز بدان بعنوان امری اقتصادی می‌نگریستند. اگر این کار را نکرده‌اند و حاضر شده‌اند هست و نیست کشور را بر باد بدهند تا نتیجه فعالیتهای هسته‌ای ایران از سوئی راکتوری شود که حتی قادر نیست دو درصد برق ایران را تامین کند و از سوی دیگربدست آوردن حق استفاده از ۵۰۰۰سانتریفوژ ۵۰ سال پیش که حتی قادر نیستند مصرف یک ماه سوخت ان نیروگاه را تهیه کنند، پس هدف دیگری داشته‌اند. بدینسان نمی‌توانند به این سئوال پاسخ دهند که چرا تنها اکنون باید به مسئله هسته‌ای بعنوان مسئله‌ای اقتصادی نگریست؟ بالاخره اینکه در این گفتگو بین صالحی و دانشجو پذیرفته می‌شود که توافق وین جام زهری بود که ناچار باید سرکشید. اما وقتی راه‌کار دیگر وجود داشت و دارد، چرا باید اینجام زهر را سرکشید؟

انتشار این سخنان در هر کشوری دیگری بود، اثر انفجار بمب را داشت و مردم را به اعتراض عمومی به عمل‌کرد مقامات دولت برمی‌انگیخت. اما، در ایران، اکنون سکوت کامل رویه شده است. نه اصلاح طلبان نه اعتدالیون و نه حتی دلواپسان به این موضوع نمی‌پردازند. حتی بخشی از آن‌ها به من ایراد گرفتند که کشور آرامش می‌خواهد و باید از اینگونه نوشته‌ها حودداری کرد! اما همانطور که در نوشته‌های بسیاری گفته‌ام، مسئله هسته‌ای ایران به دمکراسی گره خورده‌است. طرفداران دمکراسی کسانی هستند که به این مسئله بصورت اصولی می‌پردازند و بدنبال کشف حقیقت در این‌باره، که یکی از فجایع بزرگی سیاسی و افتصادی با پی‌آمد بس زیانمند اجتماعی است، می‌باشند. فاجعه‌ای که فرصت مهم و بزرکی را طی ۲۰ سال از ملت ایران گرفته‌است.

در دل تاریک پهنه سیاسی ایران سخنان دانشجویئی که با آقای صالحی بحث می‌کند و نقل قولهائی که از استادان درون ایران می‌شود، بارقه‌های امید هستند. در ایران هر چند اندک کسانی هستند که بدنبال حقیقت مسئله هسته‌ای هستند و بالاخره روزی به یمن ایستادگی بر حقوق شهروندی و ملی حقیقت خواهد درخشید. آنزمان است که جلوی ضرر‌ها گرفته خواهند شد و خواهیم توانست در استقلال و آزادی ایران را آباد کنیم.


[۱]https://soundcloud.com/a-banisadr/salehi
[2]http://mostafavi.fr/1393/02/20/93
[۳]http://mostafavi.fr/1394/07/28/299

سوت پایان بازی رسیدگی به برجام در مجلس و تصویب تبصره مهم

6sdf4g5sdfgبالاخره همانطور که انتظار می رفت مجلس برجام [برنامه جامع اقدام مشترک] را بنوعی تصویب کرد که نه سیخ  بسوزد و نه کباب. یعنی نه جلوی اجرای برجام گرفته شود و نه کارت تبریک به مذاکره کنندگان و نه کارت سفید به حکومت روحانی داده شود. یعنی همان راهی که رهبر در پیش پای نمایندگانش گذاشته بود. تصویب توافقی که نه گشایشی در داخل بوجود آورد و نه رابطه ایران با غرب خصوصا امریکا را عادی کند. او تنها به دنبال این بود حفظ ظاهری از برنامه هسته‌ای بشود، فشارتحریمها کم گردد و به میزانی هم برای آینده رژیمش کسب اطمینان شده باشد. این همان توافقی بود که خامنه‌ای می‌خواست. اما از آنجا که خامنه‌ای شهامت آن را نداشت و ندارد که مسئولیت شکست در سیاست هسته‌ای را برعهده بگیرد با اینکه خود مذاکرات را آغاز کرد و با اینکه برجام را پذیرفته است اما می‌خواهد طوری وانمود کند که موافق تام و تمام برجام نیست و ایراداتی به آن دارد و فصد دارد ایرادات را بپای حکومت روحانی و وضعیت سخت افتصادی بنویسد. دلواپسان که در کمیسیون مجلس برای رسیدگی به برجام اکثریت را داشتند از آنجا که می‌دانستند رهبری پشتیبان مذاکره کننده‌ها و حاصل کارشان است، با اینکه از دید خود دلایل زیادی آورده اند که برجام نافی “منافع ایران” است، اما جرائت نکردند قدمی جدی علیه برجام بردارند. خصوصا که لاریجانی در طرفدارای از مذاکره کنندگان در مجلس نفش مهمی بازی کرد. بالاخره روز یکشنبه گذشته، مخبر کمیسیون متنی را قرائت کرد. این متن بسیار طولانی است. شامل مقدمه و نکات کلی گزارش است. بعد به بررسی جنبه حقوقی و علمی، فنی و تحقیقاتی برجام پرداخته و جنبه های دفاعی ـ امنیتی، و اقتصادی به‌ویژه مسئله تحریم‌ها را تحلیل کرده است. و در انتها ۱۰ پیشنهاد داده است که تنها بند اول آن پیشنهاد است بقیه حالت سفارش دارد. در بند اول آمده است:

۱٫ شایسته بود دولت محترم برای اجرای برجام و رفع موانع قانونی آن اقدام به ارائه لایحه می‌نمود ولی با عنایت به عدم انجام این امر قانونی از سوی دولت، مجلس شورای اسلامی می‌بایست برای امکان اجرای درست برجام اقدام به ارائه طرحی دو فوریتی با الزاماتی دقیق برای رفع موانع اجرای برجام، متناظرسازی و متناسب‌سازی فعالیت کشورهای اطراف برجام و تضمین‌کننده انجام تعهدات طرف مقابل و مسدودکننده راههای نفوذ و کاهش آسیب‌پذیری در حوزه‌های مختلف پیرامون آن خصوصاً حوزه‌های سیاسی و فرهنگی نماید.

در ۱۰ پیشنهاد آمده‌است که هیچ مورد دقیق و مشخصی در باره برجام ندارد آنهم در مقابل برجامی که بند بند آن با عدد و رقم از سوی دول خارجی مشخص شده است. پس از قرائت گزارش کمیسیون رسیدگی به برجام ، ۵ تن از اعضا آن نیز استعفا دادند. آنها مدعی شدند متن فرائت شده در خارج از مجلس نوشته شده است و از انتشار متن ابراز نارضایتی کردند. اعضای مستعفی متنی بیرون دادند که در آن نوشته شده است:

“ما امضاکنندگان اعتقاد داریم بیانیه قرائت شده منطبق بر منافع ملت نبوده و آثار بسیار مثبت برجام که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات جاری کشور باشد نادیده گرفته شده است. در جهت بیان واقعیت‌های برجام ضمن رد گزارش ارائه شده به پیوست گزارش آثار مثبت و یا دستیافت‌های برجام را تقدیم ملت شریف ایران می‌نماییم و از عموم سیاسیون و ملت ایران درخواست می نماییم حسب فرمایش مقام معظم رهبری که برجام عامل وحدت جامعه گردد، عمل نمایند”.

آنها سپس در گزارش خود بعنوان دفاع از برجام  ۱۶۵ دستاورد جمهوری اسلامی ایران! که گویا در توافق وجود دارند را برشمرده اند. البته ۱۶۵ دست آورد، جملگی شعار و در متن توافق دست‌آوردی موجود نیست. یکی از نویسندگان این متن علاءالدین بروجردی است که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. او برنامه جامع اقدام مشترک را مورد تاکید قرار داده است و بهمراه لاریجانی تلاش فراوان کرد تا جلوی دلواپسان در مجلس گرفته شود و هر بار هم کم می آورد از خامنه‌ای در دفاع از برجام نقل قول می کرد. پس از فرائت متن اعتراضی کمیسیون طرح دو فوریتی ای قرائت شد که نسبتی با متن گزارش اولیه نداشت. بلکه بیشتر شبیه یک بیانیه انشاوار است که برجام را عملا به همان شکل که هست قبول می‌کند. مهم اینکه در این طرح دو فوریتی در اصل تصمیم در باره برجام را به عهده شورای عالی امنیت گذاشته اند. متن طرح دو فوریتی به قرار زیر است:

“دولت در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی در صورتی می‌تواند به شکل داوطلبانه برنامه جامع اقدام مشترک برجام را اجرا کند که احکام و تکالیف زیر را در فرایند اجرا رعایت نماید:

۱ـ  بر اساس فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی هیچ دولتی در ایران حق تولید و بکار گیری سلاح کشتار جمعی را ندارد و دولت موظف است سیاست خلع سلاح هسته‌ای جهانی را به طور فعال دنبال نموده و در کلیه تلاش‌های بین المللی ،حقوقی و دیپلماتیک برای نجات بشریت از خطر سلاح‌های هسته‌ای و اشاعه آنها ،از جمله از طریق ایجاد مناطق عاری از سلاح‌های کشتار جمعی به ویژه در ایجاد ائتلاف خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای، فعالانه مشارکت نماید.

۲- پایه برنامه جامع اقدام مشترک بر همکاری و احترام متقابل قرار دارد و هر گونه اقدام مبتنی بر فشار و تهدید به هر بهانه‌ای با تشخیص شورای عالی امنیت ملی موجب تجدید نظر در این همکاری خواهد شد و لازم است در آن صورت مطابق مصوبات این شورا اقدامات متقابل در نظر گرفته شود.

۳- دولت موظف است هر گونه عدم پای بندی طرف مقابل را در زمینه لغو موثر تحریم‌ها یا بازگرداندن تحریم های لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر را به دقت رصد کرده و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام داده و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هسته‌ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد به طوری که ظرف مدت دو سال ظرفیت غنی سازی کشور به ۱۹۰ هزار سو افزایش یابد.شورای عالی امنیت ملی مرجع رسیدگی به این موضوع می باشد.

۴- دولت موظف است برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را با چشم اندازی تجاری ـ صنعتی، از جمله در حوزه غنی سازی و تحقیق و توسعه منطبق با طرح درازمدت سازمان انرژی اتمی دنبال نماید. سازمان انرژی اتمی کشور باید طرح درازمدت ۱۵ ساله کشور در حوزه غنی سازی و تحقیق و توسعه را حداکثر ظرف مدت دو ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب شورای عالی امنیت ملی رسانده و سپس به آژانس بین المللی انرژی اتمی ارایه نماید به نحوی که پاسخگوی نیاز کشور برای سوخت رآکتورهای قدرت و تحقیقاتی باشد.

۵- با طرح رآکتور آب سنگین اراک و همچنین در صورت ضرورت تبادل ذخایر غنی شده منوط به انعقاد قراردادهای قطعی و مطمئن جایگزین و حصول اطمینان نسبت به اجرای آنها باشد.

۶- نظارت های آژانس در چارچوب مقررات بین المللی و با رعایت مصالح امنیت ملی کشور که شورای عالی امنیت ملی مشخص می‌کند انجام پذیرد و دولت باید مراقبت نماید که در مسیر اجرای برجام پس از آن، حفاظت کامل از اسرار و اطلاعات طبقه بندی شده به ویژه در حوزه نظامی و امنیتی صورت گیرد. میزان همکاری با اژانس منوط به اقدامات احتیاطی لازم برای تضمین این امر توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی است. همچنین هیچگونه دسترسی نظارتی آژانس به مراکز نظامی و اشخاص حقیقی به بهانه برجام مجاز نمی باشد مگر آن که موارد به صورت جداگانه و با جزییات به تصویب شورای عالی امنیت ملی برسد.

۷- دولت و قوای مسلح موظفند به منظور حراست از امنیت و منافع ملی کشور و حمایت از متحدین در مقابله با تروریسم، تدابیر لازم را نسبت به تقویت توانمندی های دفاعی جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه های آفندی و پدافندی از جمله هوایی، دریایی، زمینی، موشکی و ایجاد پدافند در مقابل حملات هسته‌ای و ساخت پیش ران ها، باتری های هسته‌ای، تصویربرداری نوترونی و پزشکی هسته‌ای با قوت و جدیت برنامه ریزی و اقدام کنند.

۸- دولت و سایر دستگاه های حاکمیتی و عمومی موظفند در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی تدابیر لازم را در نظر بگیرند تا در اثر اجرایی شدن برجام به هیچ وجه اجازه فرصت طلبی و سوء استفاده در داخل کشور به آمریکا یا دیگر دولت های خارجی داده نشود و فرصتی برای نفوذ یا سوء استفاده سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در اختیار استکبار جهانی قرار نگیرد.

۹- دولت موظف است منابع آزاد شده را در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی و رونق تولید، سرمایه گذاری‌های ضروری و با اولویت نیازهای بخش خصوصی و تقویت صندوق توسعه ملی، فرض کند.

تبصره ۱- وزیر امورخارجه موظف است روند اجرای توافقنامه را هر ۶ ماه یک بار به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گزارش دهد.

تبصره ۲- با اجرای این قانون، (قانون الزام دولت به تعلیق اقدامات داوطلبانه در صورت ارجاع با گزارش روند هسته‌ای به شورای امنیت) مصوب آذرماه ۱۳۸۴، (قانون الزام دولت به تجدیدنظر در همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی) مصوب دی ماه ۱۳۸۵، (قانون صیانت از دستاودهای صلح آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی) مصوب تیرماه ۱۳۸۹ و (قانون الزام دولت بر حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران) مصوب تیرماه ۱۳۹۴ لغو می شود.”

می گویند مرحوم مدرس پس از تنظیم قرارداد استعماری ۱۹۱۹ با دولت انگلیس به مخالفت سرسختانه با آن برخاست. زمانی که وثوق الدوله به خانه ایشان میرود از او می پرسد: “آقا شنیده ام با پیمان تنظیمی بین ما و دولت انگلیس مخالفت کرده اید. مدرس گفت بلی! وثوق الدوله پرسید: “دلیل مخالفت شما چیست؟” بنابر بند اول، دولت انگلیس استقلال ما را به رسمیت شناخته است”. مدرس باصراحت پاسخ می دهد: “به دلیل  همین بند مخالفم. وقتی در بند اول، انگلستان استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسد، یعنی این که قرارداد ناقض استقلال است. اگر نه چه حاجت به این بند بود؟ چرا در بند اول نیامده‌ است که ایران استقلال انگلیس را برسمیت می‌شناسد؟”

حال این متن نیز آشکارا گویای نقض شدن استقلال ایران در توافق وین است. اگر نه، چرا باید دولت موظف می‌شد مانع از آن شود که از طریق برجام در ایران نفوذ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نکنند؟  این طرح مجلس نشان می دهد که هدف بحث در مجلس و تشکیل کمیسیون نه تعیین تکالیفی مشخص برای دولت در ۹ بند است بلکه عمدتا هدف همان تبصره آخری است که در آخر طرح دو فوریتی آمده است. یعنی لغو قوانین گذشته مجلس در باره سیاست هسته‌ای.  قوانینی که در آنها با شدت و حدت تمام از سیاست هسته‌ای و خطوط قرمزی که دیگر رنگی از آنها در برجام نیست دفاع شده بود و می بایستی طوری از دست آنها خلاص می شدند. براستی این مجلس همان مجلسی است که قانون الزام دولت بر “حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت”  را در تیرماه ۱۳۹۴ تصویب کرده بود چه شد که حال آنرا لغو می کند؟ برای اطلاع خوانندگان و برای یادآوری “قانون الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران” را  که در تاریخ ۱۳۹۴٫۴٫۳  به تأیید شورای نگهبان رسید را در ریز می آورم:

“ماده واحده – در راستای صیانت از منافع ملی و رعایت مقررات پادمان معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، هرگونه نتایج مذاکرات هسته‌ای با کشورهای ۱+۵ در صورتی معتبر است که الزامات زیر به‌ صورت شفاف رعایت شود:

۱- لغو تحریم‌ها باید بطور یکجا و کامل در متن توافقنامه درج شده و در روز آغاز اجرای تعهدات جمهوری اسلامی ایران انجام شود.

۲- آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چهارچوب توافقنامه پادمان، مجاز به انجام نظارت‌های متعارف از سایت‌های هسته‌ای است و دسترسی به اماکن نظامی، امنیتی و حساس غیرهسته‌ای، اسناد و دانشمندان ممنوع است و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.

۳- هیچ محدودیتی برای کسب دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای و تحقیق و توسعه، پذیرفته نیست و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.”

لاریجانی در جلسه غیرعلنی مجلس که نگران “کش دادن” جریان شده بود برای انجام رای گیری گفته بود که: “از دفتر رهبری زنگ زدند که چرا زودتر تصمیم‌گیری نمی‌کنید”.

قبل از آن «اکبر ترکان» مشاور ارشد رییس جمهوری با تاکید بر ضرورت گذر هر چه زودتر برجام از مجلس تصریح کرده بود:

“هر روز تاخیر در اجرای موافقتنامه ی وین ۱۰۰ میلیون دلار به ایران ضربه وارد می‌کند.”

بهنگام رای گیری به طرح دو فوریتی بالا، ۱۵۹ رای نماینده رای موافق دادند که اما برای دو فوریتی شدن طرح نیاز به ۱۶۴ رای داشت یعنی ۵ رای کم آورد. از اینرو طرفداران برجام درخواست رای گیری دوباره کردند! که با توجه به تشنجی که بوجود آورد امکان قبول آن از طرف لاریجانی نبود. افرادی مانند آقای حمید رسائی که یک لمپن به تمام معناست تا یک نماینده مجلس، جوی درست کردند که لاریجانی مجبور شد به قبول رای داده شده تن دهد. بدینفرار اکثریت نمایندگان مجلس که حامی توافق اند نتوانستند موافقت دوسوم نمایندگان را برای تایید فوریت طرح ۲ فوریتی به دست آورند و در نتیجه طرح به کمیسیون رفته و قرار است هفته آینده در مجلس به رای گیری گذاشته شود. اما با توجه به رای داده شده به دو فوریت، طرح بالا تصویب خواهد شد و مجلس بعد از چند هفته بازی با این امر بس خطیر، به همان نتیجه باز خواهد رسید: اگر شورای عالی امنیت ملی برجام را بپذیرد دولت باید آن را اجرا کند و شورای امنیت ملی نیز آنرا از قبل پذیرفته است. در واقع، سوت پایان بازی در مجلس زده شد و رهبر گفته است کشش ندهند تنها باید قوانین قبلی فسخ می شد که برای “نرمش قهرمانانه” دست و پاگیر بودند. تعیین سیاست هسته ای بار دیگر مشخص کرد که مجلس در این نظام نقشی ندارد.

اما اگر مجلس، مجلس نمایندگان مردم بود و می خواست به درستی به مسئله هسته‌ای رسیدگی کند قبل از رسیدگی به برجام باید می پرسید:

  • چرا در ایران از سالهای بسیار پیش خصوصا از زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی صنعت غنی سازی را راه انداختیم؟ چرا با اینکه به اندازه کافی اورانیوم نداریم دست به ایجاد تأسیسات غنی سازی زدیم؟
  • چرا با وجود امکان ساده تر ساخت یک راکتور آب سبک دست به راه انداختن راکتور آب سنگین اراک زدیم؟ با اینکه ۱۰ سال از زمان ساخت آن می گذرد، هنوز ۱۰ سال دیگر زمان لازم است تا طبق برجام تغییر کند و به راه بیفتد.
  • هزینه ساخت راکتور بوشهر چه میزان بوده است و چرا راکتور بوشهر هنوز ۲۰ سال بعد از امضا قرارداد بطور کامل کار نمی‌کند؟
  • امکاناتی که ایران از دست داده و سودی که کشورهای مختلف خصوصا در ۱۵ سال اخیر از رهگذر سیاست هسته‌ای کشور برده اند چه میزان بوده است؟  هزینه این سیاستها در ۱۵ سال اخیر چه اندازه بوده است؟ وقتی اقای ترکان می گوید روزی ۱۰۰ میلیون دلار ضرر می کنیم، چگونه محاسبه کرده ‌است؟ بنابر محاسبه او، در ۱۵ سال اخیر، بالغ بر ۵۰۰ میلیارد دلار ضرر به ایران وارد شده‌است. مسئول این زیان – که تمام زیان وارده به کشور نیست – کیست؟
  • اگر بجای این هزینه ها در بخشهای دیگر همچون نفت و گاز و انرژی خورشیدی و بادی سرمایه گذاری شده بود، آیا کشور الگوی کشورهای جهان در تأمین انرژی سالم نمی‌شد؟ آیا از ضررها مصون نمی‌ماند؟

و سئوالهای بسیاری دیگر که حداقل می بایستی در کمیسیونهای مختلف از دیگاه اقتصادی مورد بررسی قرار م گرفتند. اما مجلس ولایت فقیه مجلس شورا نیست و نمایندگانش ابزاری در دست «رهبر» هستند. این مجلس توان رسیدگی به این گونه مسائل  را ندارد. جالب است که نماینگان حتی یکبار این سئوال را از خود نمی‌کنند که چرا قبل از برجام یکبار هم به مسئله هسته‌ای رسیدگی نکرده اند. کمیسیونی که ۴ سال پیش برای اینکار تشکیل شد هرگز یکبار هم گزارش کار خود را نداد.

بدینقرار مجلس رژیم نقش خود را در بازی قدرت بازی کرد و برجام از ۲۱ مهرماه وارد مرحله اجرائی می شود.  برجام و رسیدگی به آن نشان از فلج دو طرف دعوا دارد. طرفداران برجام بنام بهتر شدن وضعیت افتصادی با برداشته شدن تحریمها از آن دفاع می‌کنند با اینکه می دانند با توافقی که صورت گرفته است در اصل آن گذشته کنار گذاشته شده است اما جرات نمی‌کنند که از گذشته برنامه هسته‌ای ایراد  بگیرند و مدعی هستند که ایران همان برنامه را حدودا ادامه می دهد و دستاوردهای هسته‌ای از سوی جهان برسمیت شناخته شده اند! دلواپسان که نگرانی حود را از کنار گذاشتن خطوط قرمز ابراز می‌کنند نمی‌توانند از دستاوردهای برنامه هسته‌ای سالهای قبل دفاع کنند. بعنوان مثال وقتی صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی صریحا در مجلس می گوید “ما اورانیومی نداریم که غنی کنیم” دلواپسان سکوت می‌کنند. هر دو گروه فلج هستند برای اینکه سیاست هسته‌ای ایران نه قبل از برجام و نه بعد از برجام قابل دفاع نیست و هچ عقل سلیمی نمی‌تواند دلیلی بر راستی و درستی این سیاستها ارائه کند. هر دو جناح واقعیت را پنهان می‌کنند زیرا در گذشته در تدارک این سیاست شریک بوده اند و هیچیکدام از دو طرف مدتهای مدید نمی‌خواست اعتراضهای دلسوزانه در باره سیاست هسته‌ای را بشنود. برای آینده نیز اگر اختلافی در باره سیاست هسته‌ای بین دو جریان وجود دارد بر سر چگونگی دفاع از اصل نظام  است که گویا حفظش اوجب واجبات است. نه اینکه آیا سیاست هسته‌ای جدید ـ یعنی ادامه غنی سازی، ادامه ساختن راکتور آب سنگین و ادامه خرید راکتورهای جدید از روسیه ـ برای وطن سودی در بردارد یا نه؟

اگر جامعه مدنی، دانشجویان و متخصصان و دلسوزان وطن گمان می‌کنند با سکوت در باره فاجعه‌ای بزرگ بنام سیاست هسته‌ای می‌توانند جلوی تشدید وضعیت بحرانی را بگیرند تا اجرای برجام بتواند راهگشا شود در اشتباه بزرگی بسر می‌برند. سکوت در مقابل سیاستهای دیکتاتور حاکم که جز منافع خود چیزی نمی‌بیند، او را حریص‌تر می‌کند. رفتار آقای خامنه‌ای و سخنان تند و بی‌معنی او بعد از توافق وین و شدت اعتیاد او به بحران سازی و بحران بازی گواهی بر این امر است. ایستادن بر حقوق انسانی و ملی و تنها ایستادن بر این حقوق است که می‌تواند به ما کمک کند تا از گرداب بحرانها رها شویم.

آیا توافق هسته ای افق جدیدی برای مسائل خاورمیانه باز می کند؟

 آیا توافق هسته ای افق جدیدی برای مسائل خاورمیانه باز می کند؟

موضوع بحث برنامه افق تاثیر توافق در خاورمیانه و همکاری دولتها بود. افتخار آشنائی با مجری برنامه خانم حیدری را تاکنون نداشتم. اما به نوع برگزاری برنامه انتقاد جدی دارم . وقت اصلا منصفانه تقسیم نشد و گاهی پس از پاسخ به سئوالها خود خانم حیدری هم یکی از پایه های بحث می شدند. بهرحال قضاوت باشماست.

پخش صوتی