بایگانی برچسب: s

ناکجا آباد هشدارآمیز پروژه‌ هسته‌ای در برجام…

Untitled-1

توافق هسته‌ای ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک| ۱۴ ژوییه ۲۰۱۵؛ وین Reuters©

پس از صدور قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر پایان تحقیقات آژانس به روی ابعاد نظامی برنامه اتمی جمهوری اسلامی، برخی رسانه‌ها تلاش کردند به آن مفادی که تاییدی بر اقدامات و ماجراجویی‌های نظامی/ اتمی رژیم ایران بود، نپردازند.

هر چند در گزارش آمانو، وی با اشاره به اسناد موجود، از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران تا سال ۲۰۰۳ و حتی در مواردی همراه با  ابهام تا سال ۲۰۰۹خبر داد.

برای بررسی این موضوع پای صحبت و نظرات دکتر مهران مصطفوی، کارشناس انرژی اتمی، نشستم.

– آقای مصطفوی، چه تناقضاتی در آنچه در رسانه‌ها و تریبون‌های دولتی بیان می‌شود با آنچه در گزارش آژانس آمده می‌بینید؟

– اینکه اطلاعات غلط ارائه می‌شود یک مقوله است اما عدم پرداختن به ابعاد تاثیرات این سند در تاریخ معاصر ما مبحث دیگری است که با زیرکی تمام بیشتر رسانه‌ها از کنار آن می‌گذرند. موضوعی که در تمام جهات از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از دید من آنچه در گزارش نهائی آژانس درباره فعالیت‌های احتمالا نظامی ایران اهمیت بسزایی دارد و کمتر به آن اشاره شده این است که ایران تا پیش از سال ۲۰۰۳ میلادی برنامه هماهنگ و سازماندهی شده‌ای برای پیشبرد و دسترسی به تکنولوژی  نظامیاتمی در دستور کار خود داشته و حتی برخی از این فعالیت‌ها البته به صورت حاشیه‌ای تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته است.

– چرا اسناد موجود و گزارش‌های آژانس اهمیت ویژه‌ای دارد؟

– ما پیش از این داده‌هایی داشتیم که من با اشاره به این داده‌ها به نتیجه‌گیری و پاسخ سوال شما خواهم رسید.

اول اینکه محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه در اواخر جنگ نامه‌ای رسمی به خمینی می‌نویسد، این همان نامه‌ای است که در قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران تاثیر مهمی داشت و خمینی  را مجبور کرد که جام زهر را سر بکشد. این نامه تنها سند رسمی است که بعدها هم در کتاب آقای منتظری آمد اما بخشی از نامه که از سلاح هسته‌ای سخن می‌گفت  پاک شد. در این نامه آمده که «سپاه برای ادامه جنگ به تانک‌ها و هواپیماها و اسلحه لیزری و اتمی نیاز دارد».

باید توجه کنیم که یک مقام رسمی این نامه را به رهبری نوشته است که ما به سلاح هسته‌ای نیاز داریم. این چنین مساله‌ای نمی‌تواند بدون هیچ پیشینه‌ای مطرح شده باشد و بالطبع تلاش‌هایی در این زمینه و جود داشته و تحقیقاتی در دستور کار بوده که به این نتیجه‌گیری ختم شده است.

دوم کتاب خاطرات آقای علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دوران جنگ است که در این کتاب خاطرات با افتخار آمده که ایشان در سال ۱۳۶۵ یعنی حدود ۱۰ سال قبل از اینکه اصولا قراردادی برای ساختن راکتور بوشهر بسته شده باشد اولین سانتریفیوژ را مخفیانه از پاکستان به ایران آوردند.

سوم اینکه در سال ۲۰۰۱ واشنگتن پست در مطلبی  آورد که شمخانی در سال ۶۸ برای دریافت بمب اتمی به پاکستان می‌رود و خانم بوتو موافقت نمی‌کند اما از آنجایی‌که قول‌هایی رد بدل شده بوده، با استناد به واشنگتن پست،  پاکستان در مقابل ۱۰ میلیارد دلار تکنولوژی هسته‌ای را به ایران منتقل می‌کند.

چهارم  صحبت‌های هاشمی رفسنجانی در ۲۳ آذر ۱۳۸۰ (باید توجه داشت که این سخنان پیش از سال ۲۰۰۳ و آغاز گفتگوهای اتمی و برملا شدن ابعاد نظامی ایران برای غرب ایراد شده است). در این سخنرانی هاشمی رفسنجانی می‌گوید تداوم اسرائیل بستگی به حمایت‌های استکبار دارد و چون اسرائیل سلاح‌های غیر متعارف دارد کسی نمی‌تواند در مقابل اسرائیل قد علم کند، اما اگر دنیای اسلام به بمب اتمی دست یابد این استراتژی تغییر می‌کند. در زمان ایراد این سخنرانی همه در دنیا می‌دانستند که پاکستان رسما بمب اتمی دارد و پاکستان هم بخشی از دنیای اسلام بوده و هست. پس منظور آقای هاشمی از این سخنان چه بوده و در پس سخنان ایشان چه نهفته است؟ ایشان به طور غیر مستقیم به فعالیت‌های خود رژیم اشاره دارد. 

اینها چهار مورد داده‌های تاریخی است.

گزارش آمانو نشان می‌دهد که رژیم ایران به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است Reuters©

اما گزارش آژانس تایید می‌کند که ایران تا سال ۲۰۰۳ به طور سیستماتیک دنبال بمب بوده است. حالا اهمیت تاریخی این برای ما ایرانی‌ها در چیست؟ اهمیت‌ این موضوع در این است که سیاست فلاکت‌بار رژیم که در طی بیست سال گذشته بیش از صدها میلیارد دلار هزینه به اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده است. علت‌اش انتخاب‌هایی بوده که رژیم ایران کرده، نه برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بلکه بر پایه تامین سلاح هسته‌ای و در راستای تضمین بقای رژیمراه‌اندازی نیروگاه بوشهر و صنعت غنی‌سازی و راکتور اراک هیچ توجیه اقتصادی ندارد و تنها دلیلی که می‌تواند این انتخاب‌ها را توجیه کند این است که این انتخاب زمانی صورت گرفته که ایران به جدّ به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است. در سال ۲۰۰۳  فعالیت‌های تاسیسات اراک و نطنز آشکار  می‌شود، این زمانی است که خاتمی رئیس جمهور و حسن روحانی رئیس شورای امنیت ملی است. در دوران تصدی حسن روحانی بر شورای امنیت ملی است که برنامه هسته ای/ نظامی ایران آشکار می‌شود و  با شروع مذاکرات، ایران مجبور می‌شود پروژه نظامی را کنار بگذارد.

یک سند دیگر خاطرات فرانسوا نیکولو سفیر پیشین فرانسه در ایران است که در کتاب خود می نویسد: «با روحانی گفتگو می‌کردیم و روحانی هم گفت ما خودمان هم اطلاع نداشتیم و پاسدارها دنبال ساختن بمب اتمی بودند، به آقای خامنه‌ای مراجعه کردیم و جلوی بمب را گرفتیم.» پس این هم تصدیق دیگری بر نظامی بودن برنامه اتمی است اما روحانی می‌خواهد مثل قتل‌های زنجیره‌ای پروژه سلاح هسته‌ای را هم گردن عوامل خودسر بیاندازد.

رژیم ده‌ها میلیارد دلار هزینه ماجراجویی اتمی کرده است و اقتصاد را به ورشکستگی کشانده و فرصت رشد را از نسلی گرفته است و حال در تلاش است تمام این افتضاحات را انکار کند.

– اما رویکرد برجام به این گذشته ماجراجویانه چیست؟

– برجام یعنی تمام این تلاش‌ها را کنار بگذارید. عملا تنها چیزی که در بر جام پذیرفته شده پنج هزار سانتریفیوژِ نیم قرن پیش است که تا ۱۲ سال آینده تنها این سانتریفیوژها حق دارند بچرخند که حتی یک درصد نیاز سوخت نیروگاه بوشهر را هم نمی‌توانند تامین کنند. راکتور اراک را تغییر کاربری می‌دهند و به نوعی به آب سبک تبدیل می‌کنند ولی باز در آن آب سنگین به کار می‌برند که خط قرمز آقای خامنه‌ای رعایت شود و تمام ذخیره اورانیوم غنی شده را هم از کشور خارج کرده و نظارت بی‌قید و شرط را هم می‌پذیرند.

– اگر  راکتور آب سنگین را به آب سبک تغییر دهند پس چطور باز آب سنگین به کار می‌برند؟ چطور برجام با این عملکرد زیر پا گذاشته نمی‌شود و چطور خط قرمز رهبر جمهوری اسلام هم رعایت می‌شود؟

روحانی و آمانو

در کانادا راکتورها آب سنگین وجود دارند چون کانادا نمی‌خواست وارد پروسه غنی‌سازی شود اما در ایران که این همه هزینه برای غنی‌سازی شده چرا راکتوری می‌سازند که به اورانیوم غنی شده نیاز ندارد؟ هیچ توجیه علمی و منطقی برای این عملکرد و جود ندارد به جز وجود برنامه‌ای نظامی.

– پس موضوع بتون ریختن در قلب راکتور چیست؟

– این همان راکتور است که در آن اورانیوم خام به کار می‌رود. این قلب راکتور باید خارج شود و طبق برجام، بتون ریزی شود و قلب جدیدی با قابلیت سوخت غنی شده جایگزین آن شود.

– واکنش رژیم و هر دو طرف دعوا یعنی اصول‌گرایان و دولت را نسبت به گزارش آژانس چگونه می‌بینید؟

– از دید من این گزارش برای رژیم یک شکست سیاسی بود چرا که رژیم ایران این گزارش را قبول کرده است. اگر قبول نکرده بود مثل همیشه که عادت دارند و در رویکرد دیپلماتیک رژیم مرسوم است، رسما این موارد را اتهام می خواندند و رد می کرند، اما چنین اقدامی نشده پس رژیم گزارش آژانس را پذیرفته و به نوعی بر تاکید قبلی خود بر عدم وجود برنامه هسته‌ای خط باطل کشیده و دروغ‌گویی مقامات ایرانی در این سال‌ها اثبات شده است.

آژانس می‌گوید شما دنبال بمب بوده‌اید و رژیم هیچ اعتراضی نکرده و تنها برخی از مقامات گفتند این گزارش سیاه و سفیدی هایی دارد اما سفیدی‌هایش بیشتر است، در جایی این گزارش، از دید رژیم، تماما سیاهی است چرا که تخلف و تلاش برای رسیدن به سلاح هسته‌ای در گذشته توسط رژیم ایران را تایید می‌کند. به یاد شما می‌آورم که دولت ایران سال‌ها مدعی بود که هر سندی که درباره فعالیت‌های نظامیـ هسته‌ای منتشر شود جعلی است. این گزارش سندی تاریخی است مبنی بر اینکه تمامی انتخاب‌های رژیم معطوف به دسترسی سلاح هسته‌ای بوده نه برای تولید انرژی. این نکته بارها و بارها با ادله کافی از سوی ناظران فن بیان شده که ایران اساسا نیازی به تولید انرژی اتمی ندارد.

– چه کارهای دیگری باید انجام شود تا برخی از تحریم‌ها لغو و برخی تعلیق شود؟

– یکی اینکه ۹۷ درصد از ۱۰ تن اورانیوم غنی شده را بفرستند به روسیه و به قول خودشان «صادر کنند» که الان در حال انجام است و تنها ایران حق دارد۳۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده را نگاه دارد که به نظر من این مقدار مضحک است و تنها به صورت نمادین باقی می‌ماند. دوم، باید همه سانتریفیوژها را اسقاط کند و تنها ۵ هزار سانتریفیوژ در نطنز در گردش باقی بماند و هزار عدد در فُردو که آنها هم نباید عملیاتی باشند. تغییر کاربری راکتور تأسیسات اراک که آن هم پنج سال طول می‌کشد.

– با این حساب عملیات مقدماتی اجرای برجام چه مدت زمان می‌برد؟

– ببینید، این سه کار اساسی یعنی فرستادن اورانیوم به روسیه، پیاده کردن سانتریفیوژها و تغییر کاربری راکتور اراک در حال انجام است. آمریکایی‌ها فکر می‌کردند ایران سه ماه زمان نیاز دارد که این مقدمات را انجام دهد اما از آنجایی‌که ایران برای رفع تحریم‌ها عجله دارد از قبل شروع به یک سری اقدامات کرده است. فرستادن  اورانیوم غنی شده به روسیه و بازکردن سانتریفیوژها کار مشکلی نیست کما اینکه پس از بازکردن سانتریفیوژها این قطعات دیگر کارآیی ندارند و اسقاط به حساب می‌آیند. باز کردن قلب راکتور اراک هم کار مشکلی نیست؛ کلا خراب کردن کار مشکلی نیست. با اقداماتی که ایران انجام داده تا پایان ژانویه مقدمات اجرایی شدن برجام انجام شده است. البته با در نظر گرفتن آغاز و انجام نظارت‌ها به نظر من زودتر از ماه مارس به روز اجرا خواهیم رسید.

اما یک گزارش دیگر پیش از اجرا لازم است. بعد از این اقدامات آژانس مجددا باید گزارشی بر تکمیل این اقدامات ارائه دهد. در گزارش آژانس، خبر اقدامات ایران برای اجرایی کردن مقدمات آمده بود اما هنوز نیاز به گزارش تاییدی آژانس از تکمیل مقدمات است تا به روز اجرا برسیم. تبلیغات ایران مبنی بر اجرایی کردن مقدمات التزامی بر اجرای برجام نیست و تنها با گزارش نهایی آژانس بر تکمیل اقدامات، روز اجرا خواهد رسید.

به نظر من در چند هفته آینده گزارش آژانس بر تکمیل اقدامات منتشر خواهد شد و این تنها پیش‌شرط دیگر اجرایی شدن بر جام استمساله بر سر این است که رژیم مجبور شده در عمل تمامی خطوط قرمزش را زیر پا بگذارد تا به اجرایی شدن برجام برسد و رفع تحریم شود.

مرحله بعد، برداشتن تحریم‌ها است که خود زمان‌بر است. دو طرف ماجرا مدام در حال تبادل اطلاعات هستند و آمریکایی‌ها هم برای سرعت بخشیدن به امور، در حال اجرایی کردن اقدامات اولیه برای رفع تحریم‌ها هستند.

– تا چه اندازه گزارش آژانس درباره بستن پرونده بررسی ابعاد نظامی برنامه اتمی ایران را سیاسی می‌دانید؟

– همه از ابتدا می‌دانستند که ایران فعالیت‌های نظامیهسته‌ای داشته و همه می‌دانستند که ایران مجبور شده این پروژه را کنار بگذارد. این ابهامات برای عامه بوده است. در صورتی‌که طرفین مذاکرات با استناد با آنچه در گزارش‌ها آمده از ابتدا واقف به امور بوده‌اند و با استناد به آن برنامه‌ریزی‌های لازم را در گفتگوهای متعددشان تنظیم نمودند. اگر به خاطر داشته باشید، جان کری در میانه مذاکرات حدودا شش ماه پیش گفت: «ما به گذشته نباید نگاه کنیم . گذشته نباید مانع پیشرفت این مذاکرات شود». ایران همواره ادعا می‌کرد که فعالیت نظامی نداشته که حال با استناد به گزارش آژانس مشخص شد که دولت ایران دروغ می‌گفته است. این گزارش می‌توانست دو برآیند داشته باشد یکی اینکه برجام اجرا نشود چرا که ایران دروغ گفته و قابل اعتماد نیست، دیگر اینکه با یک انتخاب سیاسی که شاهد بودیم برجام با تاکید بر اقدامات گذشته ادامه یابد که غرب راه دوم را برگزید.

– بنا بر این حرف عراقچی مطرح می‌شود که آژانس یا برجام را انتخاب کند یا پی ام دی را؟

– بله دقیقا همین است و رژیم نمی‌خواست در گزارش آژانس چیزی در رابطه با فعالیت نظامی مندرج شود که شد. به همین خاطر می‌گویم این  سند تاریخی است چرا که دروغ‌گویی سران در سال‌های مختلف را افشا می‌کند

روحانی و خامنه‌ای و ظریف

به روی خود نمی‌آورند که آشکارا دروغ می‌گویند

– اگر آژانس تصمیم می‌گرفت به جای برجام، پی ام دی را دنبال کند چه می‌شد؟

– این سند آژانس یک گزارش بود نه راهکار، این تصمیم آمریکا و غرب بود که با وجود شواهد تایید شده مبنی بر فعالیت‌های نظامی/ هسته‌ای باز هم برجام را دنبال کند. این تصمیم کاملا سیاسی بود چون گزارش آژانس اقدامات نظامی ایران را تایید کرد نه تکذیب. اما به دلایل سیاسی غرب تصمیم گرفته گذشته را نادیده بگیرد و به جلو حرکت کند اما این امر نشان‌دهنده صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران در گذشته نبوده و نیست.

– چه تناقضاتی بین گفته‌های دو طرف می‌بینید؟

– تناقض اینجاست که ایران با وجود چنین متن معتبری هنوز دروغ می‌گوید. در جایی که آژانس می‌گوید ایران به دنبال سلاح اتمی بوده اما در کمال بی‌شرمی و در مقابل یک سند معتبر باز آقای ظریف می‌گوید که معلوم شد ادعاهای غرب دروغ بوده است! در صورتی‌که این سند معتبر بیانگر دروغ‌گویی و فرافکنی ایران در بیش از ۱۲ سال است. این موضوع  می‌بایست برای مردم ایران اهمیت داشته باشد چرا که نشانگر آن است که رژیم با دنبال کردن یک پروژه نظامی و سپس تسلیم شدن مقابل خواسته غرب میلیاردها دلار ثروت ملی را روانه زباله‌دان کرده است. در برنامه هسته‌ای، رژیم به دنبال تأمین انرژی نبوده و هنوز به فریب‌کاری‌اش ادامه می‌دهد و تنها دست‌آورد این پروژه شکست خورده، ۵ هزار سانتریفیوژ ۵۰ سال پیش است که تا ۱۲ سال دیگر باید بیهوده بچرخند، فقط برای اینکه بگویند درست عمل کرده‌ایم.

درباره اینکه برجام به شکلی که انجام گرفته جلوی ضرر را نمی‌گیرد بارها نوشته‌ام که از جمله یکی از ضررها ادامه برنامه هسته‌ای است. از جمله تأکید کرده‌ام که در برجام هر کشور سهمی دارد و سهم روسیه ادامه ساخت نیروگاه‌های جدید در ایران است. امروز خبرها می‌گویند که کار ساخت دو نیروگاه توسط روس‌ها در ایران آغاز می‌شود. همزمان با این خبر اقای زنگنه وزیر نفت گفته است از صنعت نفت چیزی جز دو پالایشگاه آبادان و اراک باقی نمانده است که هر که می‌خواهد حاضریم آن را هم رایگان تقدیم کنیم! این دو خبر نمونه‌ای دیگر از پروژه‌های سیاه دولت‌های مختلف نظام ولایت فقیه است. ایران در صنعت نفت به دلایل تاریخی بسیار جلو بود ولی اکنون بسیار عقب افتاده است. به هر گوشه‌ای از انتخاب‌های سیاسی- اقتصادی رژیم نظر کنیم فاجعه است. هشدار و هشدار که ساخت دو نیروگاه هسته‌ای دیگر توسط روس‌ها ما را وارد مرحله‌ای خواهد کرد که عقب نشستن از آن حتی در یک دولت عادی نیز مشکل خواهد بود. به جای اینکه از سرمایه‌ها در صنعت نفت و گاز و خورشید و باد استفاده شود به جایی می‌روند که برای کشوری چون ایران به غیر از هزینه چیزی در بر ندارد.

-با سپاس از شما جناب مصطفوی به خاطر وقتی که در اختیار کیهان لندن قرار دادید.


اتم، دروغ و مسئولیت – بحثی در حاشیه گزارش نهایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

sdf56g456sdfg

به زمان اجرای رسمی برجام نزدیک می‌شویم. نظر نهایی آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای جمهور اسلامی اعلام شده است. در این مقاله به گزارش آژانس و موضعگیری‌های مختلف در طول حداقل ده سال اخیر می‌پردازم. از دید من سیاست هسته‌ای ویرانگر رژیم ایران بعنوان سومین بحران بزرگ − پس از گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا و تداوم جنگ با عراق با هدف متوهمانه “رفع فتنه از عالم” – تأثیر مهمی بر سیاست داخلی کشور داشته است.

گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی از این جهت اهمیت دارد که به گفته خود آژانس به بررسی آنچه در گذشته روی داده، پایان می‌دهد. از این به بعد کار آژانس تنها رسیدگی به فعالیتهای کنونی و آتی ایران است و اعمال مراقبت در کادر برجام است.

خلاصه تحقیقات آژانس این است که ایران تا قبل از سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) درگیر یک سلسله فعالیت‌های مرتبط با طراحی یک سلاح هسته‌ای اورانیومی بوده و این فعالیت‌ها تا قبل از سال ۲۰۰۳ سازمان‌یافته بوده است. فرمول‌بندی گزارش آژانس چنین است: «آژانس ارزیابی می‌کند که طیفی از فعالیت‌های مرتبط با توسعه یک وسیله انفجاری هسته‌ای در ایران قبل از پایان سال ۲۰۰۳ میلادی بعنوان تلاشی هماهنگ انجام شده، و برخی فعالیت‌ها بعد از سال ۲۰۰۳ میلادی اتفاق افتاده است. آژانس همچنین ارزیابی می‌کند که این فعالیتها فراتر از امکان سنجی و مطالعات علمی، و کسب مهارتها و توانمندی‌های فنی مرتبط و مشخص، پیشرفتی نداشته است. آژانس نشانه‌های معتبری از فعالیت‌ها در ایران در ارتباط با توسعه وسیله انفجاری هسته‌ای بعد از سال ۲۰۰۹ میلادی در اختیار ندارد.»

چهار دروغ بزرگ

سالهاست به تکرار نوشته‌ام که بحران اتمی با ۴ دروغ بزرگ همراه بوده‌است که در مقاله‌های مختلف هر یک را با ذکر جزئیات شرح کرده‌ام. برای یادآوری ۴ دروغ بزرگ را خلاصه می‌کنم:

۲- فریب دوم این است که ایران برای تولید انرژی هسته‌ای نیاز به صنعت غنی سازی اورانیوم دارد.۱ ـ اولین خلاف حقیقت که حدود ۲۵ سال است حاکمیت آن را تکرار می‌کند این است که ایران به انرژی هسته‌ای نیاز دارد.[۱]

۳ـ دروغ سوم درباره با انتخاب تکنولوژی آب سنگین برای راکتور اراک است. واقعیت این است که ایران نیازی به انتخاب چنین تکنولوژی‌ای نداشته است. راه حل‌های بسیار افتصادی‌تر و عاقلانه‌تر برای تولید آب سنگین وجود دارد، چنانکه دولت ایران با قبول برجام همان راه حل‌ها را قبول کرده است اما با هزینه‌های بسیار بیشتر.

۴ـ اما نوشته‌ام دروغ چهارمی نیز وجود دارد که در آن ‌سوی مرزهای ایران ساخته شده است و خلاصه این دروغ این است که «ایران تا اندکی دیگر بمب اتمی می‌سازد». از دید نگارنده با توجه به گزارشی که ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا در سال ۱۳۹۰ منتشر کردند و اطلاعاتی که از ایران به دست می‌آمد، واضح بود که رژیم ایران از سال ۲۰۰۳ پیش بردن پروژه ساختن سلاح اتمی را کنار گذاشته است. در ضمن رئیس پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، هانس بلیکس تردید خود را نسبت به صحت اطلاعات و گزارش‌ها در باره برنامه اتمی ایران نیز ابراز کرده و هشدار داده بود که دروغ‌ها برای وارد کردن فشار دیپلماتیک به ایران ساخته شده‌اند.

نگارنده بارها قبل از آغاز مذاکرات هشدار می‌دادم که چون ایران برای پیشبرد سیاست‌های خود از بحران هسته‌ای استفاده می‌کند، غرب نیز با انگشت گذاشتن بر روی خطر ساختن بمب هسته‌ای، به ایران فشار می‌آورد تا از موضع قدرت وارد مذاکره شود. هشدار این بود که ایران بجای فرو رفتن در مرداب مذاکرات خود داوطلبانه اقدام کند و ابتکار را بدست گیرد.[۲] اما گوش شنوایی نبود، و سراجام غرب با توافق ژنو موفق شد جام زهر را به آقای خامنه‌ای بنوشاند.

البته بر این عقیده بودم و هستم که بدون سه دروغ اول ممکن نبود اسرائیل و محافظه کاران جدید و برخی از دولت‌های غربی بتوانند دروغ چهارم را بسازند. بارها و بارها نشریات اسرائیلی و غربی از قول مسئولان رسمی و غیر رسمی خود اعلام کردند که ایران تا «چند سال دیگر»، «تا یکسال و یا تا چند ماه دیگر» می‌تواند بمب اتمی بسازد. برخی از نشریات اسرائیل تبلیغ را از سال‌های اولیه فعالیتهای ایران در دهه ۶۰ انجام می‌دادند. یعنی از ۲۵ سال پیش، زمانی که اصولا ایران حداقل دو دهه با ساخت بمب فاصله داشت. مسئولان غرب به خوبی از این امر آگاه بودند که ایران تنها تا قبل از سال ۲۰۰۳ فعالیتهایی برای ساختن بمب انجام داده و بسیار از ساختن بمب دور است. اما آنها در قماری که رژیم ولایت فقیه آغازکرده بود یرگ یرنده را در دست داشتند و با استفاده از تله‌ای که رژیم ایران در آن افتاده بود تا توانستند در مذاکرات وین از رژیم امتیاز گرفتند و قرارداد وین را به ایران تحمیل کردند.

موضع‌های مختلف در قبال برنامه بمب‌سازی

حال با توجه به انتشار گزارش آژانس و با در نظر گرفتن این امر که اراده دو طرف بر اجرای برجام است و می‌توان به درستی گزارش اخیر در کلیاتش اعتماد کرد، به مواضع مختلفی بپردازیم که در باره ساختن بمب گرفته شده است:

۱ـ در تمامی دوره بحران هسته‌ای، موضع اصلی رژیم این بوده که برنامه هسته‌ای ایران از ابتدا با اهداف صلح‌آمیز توسعه داده شده و این اهداف هرگز در هیچ کجای مسیر انحراف نداشته است. رژیم ایران هرگونه اطلاعی گویای این امر را که در کار پیش بردن پروژه ساخت وسیله انفجاری هسته‌ای بوده، بهتان و دروغ دانسته و هر سندی در این باره را جعلی خوانده است. اما اکنون یک هفته از انتشار گزارش آژانس می‌گذرد و مسئولان ایرانی موضع شفافی در باره گزارش آژانس نگرفته‌اند؛ به کلی‌گویی اکتفا کرده اما آن‌ رارد نکرده‌اند. حتی چنین به نظر می‌رسد که توافقی هم بر سر محتوای گزارش بین ایران و دیگر کشورها صورت گرفته باشد.

با توجه به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در باره فعالیت‌های اتمی، هم از آغاز، رژیم بنابر ساختن بمب اتمی داشته ‌است. ولو، بنابر قول او، بطور جدی به این کار پرداخته نشده‌ است. بنابر خاطرات آقای فرانسوا نیکولو، سفیر اسبق فرانسه در ایران، سپاه دست اندر کار ساختن بمب اتمی بوده و زمانی که آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی شده و از ماجرا آگاه گشته، به خامنه‌ای مراجعه کرده و دریافته او نیز اطلاع ندارد و با زحمت بسیار جلو ادامه کار را گرفته است. اما آقای صالحی، نیز تصدیق کرده که فعالیت‌هایی برای تولید بمب اتمی انجام گرفته‌ است. این سخنان ما را به یاد «خودسر» بودن عاملان قتلهای زنجیره‌ای می‌اندازد. با توجه به حساس بودن موضوع در زمینه هسته‌ای، رژیم قادر نیست، بطور رسمی، حقیقت را بازگوید. قول هاشمی رفسنجانی نوشته نیکولو را دقیق می‌کند: در پنهان، برنامه تولید بمب اتمی پیش برده می‌شده ‌است.[۳] نتیجه اینکه نه تنها رژیم ایران سالها نیرو و انرژی هدر داده، بلکه، سرانجام، مجبور شده‌است بطور نیمه رسمی، قبول کند که به فعالیتهای هسته‌ای غیر صلح آمیر نیز ـ حداقل تا میزانی ـ مشغول بوده‌ است.

گزارش آژانس بعنوان یک سند مهم باقی می‌ماند و سیاست عدم اعتماد به رژیم ایران و وضع تحریم‌ها و محدودیت‌های استثنایی و تحمیل قرارداد وین را توجیه می‌کند. مشخص است که برای رژیم راه حل دیگری ممکن بود، اما از آنجا که استبداد توانایی قبول واقعیت‌ها را ندارد و نمی‌تواند روند دراز مدت را در نظر بگیرد، از یک اشتباه به اشتباه دیگر رو می‌کند. اکنون آقای خامنه‌ای گمان می‌کند با امضای قرارداد وین − قراردادی از نوعی که آماده بود بدان تن دهد، یعنی بدون عادی سازی رابطه با امریکا و بدون قبول گشایشی در داخل − توانسته است آینده رژیم را تامین کند. او نمی‌داند که تاریخ فراوان از اینگونه موارد را بخود دیده‌ است. یاد آور می‌شود که چند ماه قبل از انقلاب کارتر گفت: «ایران به خاطر رهبری فوق‌العاده شاه، در یکی از پرمخاطره‌ترین نقاط دنیا، به یک جزیره ثبات تبدیل شده است.» حالا هم آقای خامنه‌ای ایران را جزیره ثبات و قدرت منطقه می‌پندارد و گمان می‌کند می‌تواند نقش مهمی در منطقه بازی کند و این بازی رژیم او را تثبیت می‌کند. مستبد متوجه نیست که مردمی نیز در ایران زندگی می‌کنند و آنها هستند که می‌توانند تصمیم بگیرند.

۲ ـ برخی از مخالفان مدعی بودند که رژیم حتی تا امروز نیر بدنبال به دست آوردن بمب است و فعالیت‌هایی که می‌کند در این زمینه و با این هدف است. این مخالفان نیز در ساختن دروغ و ریختن هیزم به آتش بحران، در آنچه بر سر ایران آمد، دخیل بودند. البته در این گروه طیف‌های متفاوت وجود دارند. افرادی هستند که مستقیما برای قدرت‌های خارجی کار می‌کنند و یا کسانی که بر این باورند که بدون فشارهای همه جانبه قدرت‌های خارجی به رژیم، تغییری در ایران روی نمی‌دهد. از این‌رو، همان طور که رژیم به مسئله هسته‌ای، از دید تثیبت حیات خود می‌نگریست و می‌نگرد، این گونه گروه‌ها نیز، به مسئله هسته‌ای، بعنوان اهرم فشار برای تغییر رژیم می‌نگریستند و در تبلیغات خود توانایی‌های هسته‌ای ایران را بسیار بزرگ جلوه می‌دادند و یا خطر ساخته شدن بمب را، نوبت به نوبت، یادآوری می‌کردند. گزارش اخیر آژانس نشان داد که این افراد بر ناحق بوده‌اند و دانسته و یا ندانسته خلاف حقیقت را نشر میداده‌اند.

۳ ـ برخی دیگر با اینکه از طیف‌های گوناگون مخالفان رژیم هستند مدعی بودند که ایران با توجه به موقعیت منطقه باید فعالیت کند تا در آستانه ساختن بمب هسته‌ای قرار گیرد. آنان هزینه‌ها و پیامدهای منفی این کار را مهم ندانسته و در نظر نمی‌گرفتند که داشتن بمب برای ایران توانایی نمی‌آورد و به غیر از هدر دادن نیروها و راه انداختن مسابفه تسلیحاتی در ابعادی بسیار بزرگ در منطقه، نتیجه‌ای به حاصل نمی‌کند. با توجه به این امر که اکنون ایران تنها کشوری است که طبق قطعنامه سازمان ملل متعهد است هرگز بمب اتمی نسازد، این افراد کسانی شده‌اند که هم فعالیت‌های رژیم را توجیه کرده‌اند و هم به هدفی که می‌خواستند دست نیافته‌اند. عکس هدف مطلوب آنها متحقق گشته است. می‌دانیم که عضو پادمان شدن و لایحه عدم نشر سلاحهای هسته‌ای را پذیرفتن اختیاری است اما در مورد ایران، برجام قراردادی است که بنابر قطعنامه شورای امنیت، استثنا است و تنها به ایران تحمیل شده ‌است. علاوه بر قرارداد، قطعنامه شورای امنیت هم با تصویب قرارداد و هم با بنابر متن خود، ایران را ملزم به نساختن بمب برای همیشه می‌کند. این تنها مورد برجام است که تاریخ پایان ندارد.

اکنون گزارش آژانس در باره فعالیت‌های ایران با نظر کسانی همسانی دارد که مدعی بودند ایران در آغاز از برنامه هسته‌ای اهداف امنیتی ـ نظامی داشته‌است، اما مجبور شده‌است آن را کنار بگذارد. ولی بخاطر پایبندی به اهداف اولیه، دایم به دنبال توجیه انتخاب‌هایی است که از نظر استفاده صلح آمیر غیر قابل توجیه هستند. به این کار، حتی در برجام نیز ادامه داده است. نماد آن ادامه سیاست غنی سازی اورانیوم با ۵۰۰۰ سانتریفوژ ۵۰ سال پیش است.

مسئولیت

مسئولیت کامل اتخاذ و اجرای سیاست سیاه هسته‌ای با رژیم ولایت فقیه است. رژیم این سیاست خانمانسوز را با دروغ و فریب آغاز کرد و همچنان قصد دارد واقعیتهای تلخ فرآورده این سیاست را بپوشاند. آقای عراقچی گفته‌است گزارش آژانس بیشتر سفید است تا سیاه. اما زمستان می‌رود و رو سیاهی به زغال می‌ماند. امروز همه ناظران منصف می‌دانند سیاست هسته‌ای سیاه بوده ‌است و روزی هم خواهد رسید که مردم ایران آشکارتر از امروز خواهند دید که سیاهی این سیاست از زغال هم سیاه‌تر بوده‌است. با این‌حال، از فرصت استفاده می‌کنم و خطاب به آن دسته از ایرانیانی که در حاکمیت نیستند، اما برخی از آنها مدعی بودند که فعالیت‌های ایران همگی صلح آمیز بوده‌اند، و جمعی دیگر مدعی بودند ایران تا امروز بدنبال ساخت بمب بوده ‌است، می‌گویم شما هم مسئول هستید. تنها رژیم ایران نیست که فاجعه را آفریده است؛ شما هم در ساختن و پرداختن دروغ‌ها مسئولیت دارید. با رژیم فاسد و دروغساز و جنایتکار ایران با دروغ نمی‌توان مبارزه کرد و برای تغییر، راهی به غیر از ایستادگی بر حق و راستی و درستی را زبان و روش کردن نیست. ما نه می‌خواهیم از جنس رژیم باشیم و نه از جنس ضد رژیم به هر قیمت. ما باید برای کسب استقلال و آزادی و دمکراسی و عدالت معرف ارزشها باشیم.

در این سالها سعی کرده‌ام آنچه در باره سیاست هسته‌ای ایران می‌گویم و می‌نویسم، از روی حب و بغض نباشد تا واقعیت‌ها آن‌سان که هستند روشن شوند. همچنان بر این باور هستم که باید با جدیت تحقیق شود تا معلوم گردد چه کسانی بانی سیاست هسته‌ای و ادامه دهندگان این سیاست بحران‌انگیز پر هزینه بوده‌اند. روشن شدن این مسئله بسیار مهم است. زیرا سازندگان بحران‌ها از انقلاب بدین‌سو، مسببان وضعیت کنونی هستند. هرگاه شناخته گردند و جامعه ایرانی و مردم منطقه و مردم جهان آنها را نیک بشناسند و شبکه روابط آنها با شرکای خارجی آنها نیز شناسایی شوند، دست کم فرصت ایجاد یک بحرانی ویران‌گر  دیگر را نخواهند یافت.


[۱] نگاه کنید به این مقاله: آیا سوخت اتمی برای ایران ضروری است؟

[۲] در این باره نگاه کنید به این مقاله: سیاست اتمی، گناه اولیه و راه حلی ممکن

[۳] سفیر سابق فرانسه: روحانی برنامه تولید بمب اتمی را متوقف کرد

نیرنگهای خامنه ای در سیاست هسته ای

مصاحبه تلویزیون صدای آمریکا برنامه آقای فلاحتی بتاریخ  ۶ توامبر ۲۰۱۵ در باره برجام و سیاست هسته ای ایران.

این مصاحبه را در پایین گوش کنید.

سوت پایان بازی رسیدگی به برجام در مجلس و تصویب تبصره مهم

6sdf4g5sdfgبالاخره همانطور که انتظار می رفت مجلس برجام [برنامه جامع اقدام مشترک] را بنوعی تصویب کرد که نه سیخ  بسوزد و نه کباب. یعنی نه جلوی اجرای برجام گرفته شود و نه کارت تبریک به مذاکره کنندگان و نه کارت سفید به حکومت روحانی داده شود. یعنی همان راهی که رهبر در پیش پای نمایندگانش گذاشته بود. تصویب توافقی که نه گشایشی در داخل بوجود آورد و نه رابطه ایران با غرب خصوصا امریکا را عادی کند. او تنها به دنبال این بود حفظ ظاهری از برنامه هسته‌ای بشود، فشارتحریمها کم گردد و به میزانی هم برای آینده رژیمش کسب اطمینان شده باشد. این همان توافقی بود که خامنه‌ای می‌خواست. اما از آنجا که خامنه‌ای شهامت آن را نداشت و ندارد که مسئولیت شکست در سیاست هسته‌ای را برعهده بگیرد با اینکه خود مذاکرات را آغاز کرد و با اینکه برجام را پذیرفته است اما می‌خواهد طوری وانمود کند که موافق تام و تمام برجام نیست و ایراداتی به آن دارد و فصد دارد ایرادات را بپای حکومت روحانی و وضعیت سخت افتصادی بنویسد. دلواپسان که در کمیسیون مجلس برای رسیدگی به برجام اکثریت را داشتند از آنجا که می‌دانستند رهبری پشتیبان مذاکره کننده‌ها و حاصل کارشان است، با اینکه از دید خود دلایل زیادی آورده اند که برجام نافی “منافع ایران” است، اما جرائت نکردند قدمی جدی علیه برجام بردارند. خصوصا که لاریجانی در طرفدارای از مذاکره کنندگان در مجلس نفش مهمی بازی کرد. بالاخره روز یکشنبه گذشته، مخبر کمیسیون متنی را قرائت کرد. این متن بسیار طولانی است. شامل مقدمه و نکات کلی گزارش است. بعد به بررسی جنبه حقوقی و علمی، فنی و تحقیقاتی برجام پرداخته و جنبه های دفاعی ـ امنیتی، و اقتصادی به‌ویژه مسئله تحریم‌ها را تحلیل کرده است. و در انتها ۱۰ پیشنهاد داده است که تنها بند اول آن پیشنهاد است بقیه حالت سفارش دارد. در بند اول آمده است:

۱٫ شایسته بود دولت محترم برای اجرای برجام و رفع موانع قانونی آن اقدام به ارائه لایحه می‌نمود ولی با عنایت به عدم انجام این امر قانونی از سوی دولت، مجلس شورای اسلامی می‌بایست برای امکان اجرای درست برجام اقدام به ارائه طرحی دو فوریتی با الزاماتی دقیق برای رفع موانع اجرای برجام، متناظرسازی و متناسب‌سازی فعالیت کشورهای اطراف برجام و تضمین‌کننده انجام تعهدات طرف مقابل و مسدودکننده راههای نفوذ و کاهش آسیب‌پذیری در حوزه‌های مختلف پیرامون آن خصوصاً حوزه‌های سیاسی و فرهنگی نماید.

در ۱۰ پیشنهاد آمده‌است که هیچ مورد دقیق و مشخصی در باره برجام ندارد آنهم در مقابل برجامی که بند بند آن با عدد و رقم از سوی دول خارجی مشخص شده است. پس از قرائت گزارش کمیسیون رسیدگی به برجام ، ۵ تن از اعضا آن نیز استعفا دادند. آنها مدعی شدند متن فرائت شده در خارج از مجلس نوشته شده است و از انتشار متن ابراز نارضایتی کردند. اعضای مستعفی متنی بیرون دادند که در آن نوشته شده است:

“ما امضاکنندگان اعتقاد داریم بیانیه قرائت شده منطبق بر منافع ملت نبوده و آثار بسیار مثبت برجام که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات جاری کشور باشد نادیده گرفته شده است. در جهت بیان واقعیت‌های برجام ضمن رد گزارش ارائه شده به پیوست گزارش آثار مثبت و یا دستیافت‌های برجام را تقدیم ملت شریف ایران می‌نماییم و از عموم سیاسیون و ملت ایران درخواست می نماییم حسب فرمایش مقام معظم رهبری که برجام عامل وحدت جامعه گردد، عمل نمایند”.

آنها سپس در گزارش خود بعنوان دفاع از برجام  ۱۶۵ دستاورد جمهوری اسلامی ایران! که گویا در توافق وجود دارند را برشمرده اند. البته ۱۶۵ دست آورد، جملگی شعار و در متن توافق دست‌آوردی موجود نیست. یکی از نویسندگان این متن علاءالدین بروجردی است که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. او برنامه جامع اقدام مشترک را مورد تاکید قرار داده است و بهمراه لاریجانی تلاش فراوان کرد تا جلوی دلواپسان در مجلس گرفته شود و هر بار هم کم می آورد از خامنه‌ای در دفاع از برجام نقل قول می کرد. پس از فرائت متن اعتراضی کمیسیون طرح دو فوریتی ای قرائت شد که نسبتی با متن گزارش اولیه نداشت. بلکه بیشتر شبیه یک بیانیه انشاوار است که برجام را عملا به همان شکل که هست قبول می‌کند. مهم اینکه در این طرح دو فوریتی در اصل تصمیم در باره برجام را به عهده شورای عالی امنیت گذاشته اند. متن طرح دو فوریتی به قرار زیر است:

“دولت در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی در صورتی می‌تواند به شکل داوطلبانه برنامه جامع اقدام مشترک برجام را اجرا کند که احکام و تکالیف زیر را در فرایند اجرا رعایت نماید:

۱ـ  بر اساس فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی هیچ دولتی در ایران حق تولید و بکار گیری سلاح کشتار جمعی را ندارد و دولت موظف است سیاست خلع سلاح هسته‌ای جهانی را به طور فعال دنبال نموده و در کلیه تلاش‌های بین المللی ،حقوقی و دیپلماتیک برای نجات بشریت از خطر سلاح‌های هسته‌ای و اشاعه آنها ،از جمله از طریق ایجاد مناطق عاری از سلاح‌های کشتار جمعی به ویژه در ایجاد ائتلاف خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای، فعالانه مشارکت نماید.

۲- پایه برنامه جامع اقدام مشترک بر همکاری و احترام متقابل قرار دارد و هر گونه اقدام مبتنی بر فشار و تهدید به هر بهانه‌ای با تشخیص شورای عالی امنیت ملی موجب تجدید نظر در این همکاری خواهد شد و لازم است در آن صورت مطابق مصوبات این شورا اقدامات متقابل در نظر گرفته شود.

۳- دولت موظف است هر گونه عدم پای بندی طرف مقابل را در زمینه لغو موثر تحریم‌ها یا بازگرداندن تحریم های لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر را به دقت رصد کرده و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام داده و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هسته‌ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد به طوری که ظرف مدت دو سال ظرفیت غنی سازی کشور به ۱۹۰ هزار سو افزایش یابد.شورای عالی امنیت ملی مرجع رسیدگی به این موضوع می باشد.

۴- دولت موظف است برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را با چشم اندازی تجاری ـ صنعتی، از جمله در حوزه غنی سازی و تحقیق و توسعه منطبق با طرح درازمدت سازمان انرژی اتمی دنبال نماید. سازمان انرژی اتمی کشور باید طرح درازمدت ۱۵ ساله کشور در حوزه غنی سازی و تحقیق و توسعه را حداکثر ظرف مدت دو ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب شورای عالی امنیت ملی رسانده و سپس به آژانس بین المللی انرژی اتمی ارایه نماید به نحوی که پاسخگوی نیاز کشور برای سوخت رآکتورهای قدرت و تحقیقاتی باشد.

۵- با طرح رآکتور آب سنگین اراک و همچنین در صورت ضرورت تبادل ذخایر غنی شده منوط به انعقاد قراردادهای قطعی و مطمئن جایگزین و حصول اطمینان نسبت به اجرای آنها باشد.

۶- نظارت های آژانس در چارچوب مقررات بین المللی و با رعایت مصالح امنیت ملی کشور که شورای عالی امنیت ملی مشخص می‌کند انجام پذیرد و دولت باید مراقبت نماید که در مسیر اجرای برجام پس از آن، حفاظت کامل از اسرار و اطلاعات طبقه بندی شده به ویژه در حوزه نظامی و امنیتی صورت گیرد. میزان همکاری با اژانس منوط به اقدامات احتیاطی لازم برای تضمین این امر توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی است. همچنین هیچگونه دسترسی نظارتی آژانس به مراکز نظامی و اشخاص حقیقی به بهانه برجام مجاز نمی باشد مگر آن که موارد به صورت جداگانه و با جزییات به تصویب شورای عالی امنیت ملی برسد.

۷- دولت و قوای مسلح موظفند به منظور حراست از امنیت و منافع ملی کشور و حمایت از متحدین در مقابله با تروریسم، تدابیر لازم را نسبت به تقویت توانمندی های دفاعی جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه های آفندی و پدافندی از جمله هوایی، دریایی، زمینی، موشکی و ایجاد پدافند در مقابل حملات هسته‌ای و ساخت پیش ران ها، باتری های هسته‌ای، تصویربرداری نوترونی و پزشکی هسته‌ای با قوت و جدیت برنامه ریزی و اقدام کنند.

۸- دولت و سایر دستگاه های حاکمیتی و عمومی موظفند در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی تدابیر لازم را در نظر بگیرند تا در اثر اجرایی شدن برجام به هیچ وجه اجازه فرصت طلبی و سوء استفاده در داخل کشور به آمریکا یا دیگر دولت های خارجی داده نشود و فرصتی برای نفوذ یا سوء استفاده سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در اختیار استکبار جهانی قرار نگیرد.

۹- دولت موظف است منابع آزاد شده را در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی و رونق تولید، سرمایه گذاری‌های ضروری و با اولویت نیازهای بخش خصوصی و تقویت صندوق توسعه ملی، فرض کند.

تبصره ۱- وزیر امورخارجه موظف است روند اجرای توافقنامه را هر ۶ ماه یک بار به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گزارش دهد.

تبصره ۲- با اجرای این قانون، (قانون الزام دولت به تعلیق اقدامات داوطلبانه در صورت ارجاع با گزارش روند هسته‌ای به شورای امنیت) مصوب آذرماه ۱۳۸۴، (قانون الزام دولت به تجدیدنظر در همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی) مصوب دی ماه ۱۳۸۵، (قانون صیانت از دستاودهای صلح آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی) مصوب تیرماه ۱۳۸۹ و (قانون الزام دولت بر حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران) مصوب تیرماه ۱۳۹۴ لغو می شود.”

می گویند مرحوم مدرس پس از تنظیم قرارداد استعماری ۱۹۱۹ با دولت انگلیس به مخالفت سرسختانه با آن برخاست. زمانی که وثوق الدوله به خانه ایشان میرود از او می پرسد: “آقا شنیده ام با پیمان تنظیمی بین ما و دولت انگلیس مخالفت کرده اید. مدرس گفت بلی! وثوق الدوله پرسید: “دلیل مخالفت شما چیست؟” بنابر بند اول، دولت انگلیس استقلال ما را به رسمیت شناخته است”. مدرس باصراحت پاسخ می دهد: “به دلیل  همین بند مخالفم. وقتی در بند اول، انگلستان استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسد، یعنی این که قرارداد ناقض استقلال است. اگر نه چه حاجت به این بند بود؟ چرا در بند اول نیامده‌ است که ایران استقلال انگلیس را برسمیت می‌شناسد؟”

حال این متن نیز آشکارا گویای نقض شدن استقلال ایران در توافق وین است. اگر نه، چرا باید دولت موظف می‌شد مانع از آن شود که از طریق برجام در ایران نفوذ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نکنند؟  این طرح مجلس نشان می دهد که هدف بحث در مجلس و تشکیل کمیسیون نه تعیین تکالیفی مشخص برای دولت در ۹ بند است بلکه عمدتا هدف همان تبصره آخری است که در آخر طرح دو فوریتی آمده است. یعنی لغو قوانین گذشته مجلس در باره سیاست هسته‌ای.  قوانینی که در آنها با شدت و حدت تمام از سیاست هسته‌ای و خطوط قرمزی که دیگر رنگی از آنها در برجام نیست دفاع شده بود و می بایستی طوری از دست آنها خلاص می شدند. براستی این مجلس همان مجلسی است که قانون الزام دولت بر “حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت”  را در تیرماه ۱۳۹۴ تصویب کرده بود چه شد که حال آنرا لغو می کند؟ برای اطلاع خوانندگان و برای یادآوری “قانون الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای ملت ایران” را  که در تاریخ ۱۳۹۴٫۴٫۳  به تأیید شورای نگهبان رسید را در ریز می آورم:

“ماده واحده – در راستای صیانت از منافع ملی و رعایت مقررات پادمان معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، هرگونه نتایج مذاکرات هسته‌ای با کشورهای ۱+۵ در صورتی معتبر است که الزامات زیر به‌ صورت شفاف رعایت شود:

۱- لغو تحریم‌ها باید بطور یکجا و کامل در متن توافقنامه درج شده و در روز آغاز اجرای تعهدات جمهوری اسلامی ایران انجام شود.

۲- آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چهارچوب توافقنامه پادمان، مجاز به انجام نظارت‌های متعارف از سایت‌های هسته‌ای است و دسترسی به اماکن نظامی، امنیتی و حساس غیرهسته‌ای، اسناد و دانشمندان ممنوع است و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.

۳- هیچ محدودیتی برای کسب دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای و تحقیق و توسعه، پذیرفته نیست و باید مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی رعایت شود.”

لاریجانی در جلسه غیرعلنی مجلس که نگران “کش دادن” جریان شده بود برای انجام رای گیری گفته بود که: “از دفتر رهبری زنگ زدند که چرا زودتر تصمیم‌گیری نمی‌کنید”.

قبل از آن «اکبر ترکان» مشاور ارشد رییس جمهوری با تاکید بر ضرورت گذر هر چه زودتر برجام از مجلس تصریح کرده بود:

“هر روز تاخیر در اجرای موافقتنامه ی وین ۱۰۰ میلیون دلار به ایران ضربه وارد می‌کند.”

بهنگام رای گیری به طرح دو فوریتی بالا، ۱۵۹ رای نماینده رای موافق دادند که اما برای دو فوریتی شدن طرح نیاز به ۱۶۴ رای داشت یعنی ۵ رای کم آورد. از اینرو طرفداران برجام درخواست رای گیری دوباره کردند! که با توجه به تشنجی که بوجود آورد امکان قبول آن از طرف لاریجانی نبود. افرادی مانند آقای حمید رسائی که یک لمپن به تمام معناست تا یک نماینده مجلس، جوی درست کردند که لاریجانی مجبور شد به قبول رای داده شده تن دهد. بدینفرار اکثریت نمایندگان مجلس که حامی توافق اند نتوانستند موافقت دوسوم نمایندگان را برای تایید فوریت طرح ۲ فوریتی به دست آورند و در نتیجه طرح به کمیسیون رفته و قرار است هفته آینده در مجلس به رای گیری گذاشته شود. اما با توجه به رای داده شده به دو فوریت، طرح بالا تصویب خواهد شد و مجلس بعد از چند هفته بازی با این امر بس خطیر، به همان نتیجه باز خواهد رسید: اگر شورای عالی امنیت ملی برجام را بپذیرد دولت باید آن را اجرا کند و شورای امنیت ملی نیز آنرا از قبل پذیرفته است. در واقع، سوت پایان بازی در مجلس زده شد و رهبر گفته است کشش ندهند تنها باید قوانین قبلی فسخ می شد که برای “نرمش قهرمانانه” دست و پاگیر بودند. تعیین سیاست هسته ای بار دیگر مشخص کرد که مجلس در این نظام نقشی ندارد.

اما اگر مجلس، مجلس نمایندگان مردم بود و می خواست به درستی به مسئله هسته‌ای رسیدگی کند قبل از رسیدگی به برجام باید می پرسید:

  • چرا در ایران از سالهای بسیار پیش خصوصا از زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی صنعت غنی سازی را راه انداختیم؟ چرا با اینکه به اندازه کافی اورانیوم نداریم دست به ایجاد تأسیسات غنی سازی زدیم؟
  • چرا با وجود امکان ساده تر ساخت یک راکتور آب سبک دست به راه انداختن راکتور آب سنگین اراک زدیم؟ با اینکه ۱۰ سال از زمان ساخت آن می گذرد، هنوز ۱۰ سال دیگر زمان لازم است تا طبق برجام تغییر کند و به راه بیفتد.
  • هزینه ساخت راکتور بوشهر چه میزان بوده است و چرا راکتور بوشهر هنوز ۲۰ سال بعد از امضا قرارداد بطور کامل کار نمی‌کند؟
  • امکاناتی که ایران از دست داده و سودی که کشورهای مختلف خصوصا در ۱۵ سال اخیر از رهگذر سیاست هسته‌ای کشور برده اند چه میزان بوده است؟  هزینه این سیاستها در ۱۵ سال اخیر چه اندازه بوده است؟ وقتی اقای ترکان می گوید روزی ۱۰۰ میلیون دلار ضرر می کنیم، چگونه محاسبه کرده ‌است؟ بنابر محاسبه او، در ۱۵ سال اخیر، بالغ بر ۵۰۰ میلیارد دلار ضرر به ایران وارد شده‌است. مسئول این زیان – که تمام زیان وارده به کشور نیست – کیست؟
  • اگر بجای این هزینه ها در بخشهای دیگر همچون نفت و گاز و انرژی خورشیدی و بادی سرمایه گذاری شده بود، آیا کشور الگوی کشورهای جهان در تأمین انرژی سالم نمی‌شد؟ آیا از ضررها مصون نمی‌ماند؟

و سئوالهای بسیاری دیگر که حداقل می بایستی در کمیسیونهای مختلف از دیگاه اقتصادی مورد بررسی قرار م گرفتند. اما مجلس ولایت فقیه مجلس شورا نیست و نمایندگانش ابزاری در دست «رهبر» هستند. این مجلس توان رسیدگی به این گونه مسائل  را ندارد. جالب است که نماینگان حتی یکبار این سئوال را از خود نمی‌کنند که چرا قبل از برجام یکبار هم به مسئله هسته‌ای رسیدگی نکرده اند. کمیسیونی که ۴ سال پیش برای اینکار تشکیل شد هرگز یکبار هم گزارش کار خود را نداد.

بدینقرار مجلس رژیم نقش خود را در بازی قدرت بازی کرد و برجام از ۲۱ مهرماه وارد مرحله اجرائی می شود.  برجام و رسیدگی به آن نشان از فلج دو طرف دعوا دارد. طرفداران برجام بنام بهتر شدن وضعیت افتصادی با برداشته شدن تحریمها از آن دفاع می‌کنند با اینکه می دانند با توافقی که صورت گرفته است در اصل آن گذشته کنار گذاشته شده است اما جرات نمی‌کنند که از گذشته برنامه هسته‌ای ایراد  بگیرند و مدعی هستند که ایران همان برنامه را حدودا ادامه می دهد و دستاوردهای هسته‌ای از سوی جهان برسمیت شناخته شده اند! دلواپسان که نگرانی حود را از کنار گذاشتن خطوط قرمز ابراز می‌کنند نمی‌توانند از دستاوردهای برنامه هسته‌ای سالهای قبل دفاع کنند. بعنوان مثال وقتی صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی صریحا در مجلس می گوید “ما اورانیومی نداریم که غنی کنیم” دلواپسان سکوت می‌کنند. هر دو گروه فلج هستند برای اینکه سیاست هسته‌ای ایران نه قبل از برجام و نه بعد از برجام قابل دفاع نیست و هچ عقل سلیمی نمی‌تواند دلیلی بر راستی و درستی این سیاستها ارائه کند. هر دو جناح واقعیت را پنهان می‌کنند زیرا در گذشته در تدارک این سیاست شریک بوده اند و هیچیکدام از دو طرف مدتهای مدید نمی‌خواست اعتراضهای دلسوزانه در باره سیاست هسته‌ای را بشنود. برای آینده نیز اگر اختلافی در باره سیاست هسته‌ای بین دو جریان وجود دارد بر سر چگونگی دفاع از اصل نظام  است که گویا حفظش اوجب واجبات است. نه اینکه آیا سیاست هسته‌ای جدید ـ یعنی ادامه غنی سازی، ادامه ساختن راکتور آب سنگین و ادامه خرید راکتورهای جدید از روسیه ـ برای وطن سودی در بردارد یا نه؟

اگر جامعه مدنی، دانشجویان و متخصصان و دلسوزان وطن گمان می‌کنند با سکوت در باره فاجعه‌ای بزرگ بنام سیاست هسته‌ای می‌توانند جلوی تشدید وضعیت بحرانی را بگیرند تا اجرای برجام بتواند راهگشا شود در اشتباه بزرگی بسر می‌برند. سکوت در مقابل سیاستهای دیکتاتور حاکم که جز منافع خود چیزی نمی‌بیند، او را حریص‌تر می‌کند. رفتار آقای خامنه‌ای و سخنان تند و بی‌معنی او بعد از توافق وین و شدت اعتیاد او به بحران سازی و بحران بازی گواهی بر این امر است. ایستادن بر حقوق انسانی و ملی و تنها ایستادن بر این حقوق است که می‌تواند به ما کمک کند تا از گرداب بحرانها رها شویم.

چالشی بزرگ پیشاروی صنعت هسته ای

d4d4d4d5

نیروگاه بوشهر قبل از بهره برداری

کشور فرانسه با ۵۸ راکتور هسته ای از بزرگترین تولید کنندگان برق هسته ای در دنیامی باشد. ۷۶ درصد برق فرانسه از طریق راکتورهای هسته ای تولید می شود، درصدی که در کشورهای بزرگ دنیا بی نظیر است. گرچه تولید برق هسته ای آمریکا از فرانسه بیشتر است وامریکا با تولید بیش از ۱۰۰ گیگاوات بزرگترین تولید کننده برق هسته ای در جهان است اما درصد برق هسته ای در امریکا تنها ۲۰ درصد کل تولید برق است. در کشورهای کوچک هم درصد برق هسته ای می تواند بالا باشد چون با چند راکتور هم می توان بخش مهمی از برق کشورهای کوچک را تولید کرد. کشورهای مانند اسلونی، اسلواکی، سوئیس، بلژیک یا چک کشورهایی از این نمونه هستند. برخی از کشورها مانند اوکراین و ارمنستان که نسبتا برق هسته ای بالایی دارند نیز وارٍث سیاست هسته ای شوروی سابق هستند

کشور مگاوات برق  درصد برق هسته ای
فرانسه ۶۳۴۷۳ ۷۶,۲ %
اسلواکی ۱۶۸۸ ۵۶,۴ %
بلژیک ۵۷۲۸ ۵۳,۸ %
اوکراین ۱۳۱۶۸ ۴۷,۴ %
ارمنستان ۳۷۶ ۴۳,۵ %
سوئد ۹۱۰۴ ۴۲ %
اسلونی ۶۹۶ ۴۱,۷ %
سوئیس ۳۲۳۷ ۳۹,۲ %
مجارستان ۱۸۲۶ ۳۷,۲ %
کره جنوبی ۱۷۷۱۶ ۳۵,۶ %
بلغارستان ۱۹۰۶ ۳۲,۹ %
آلمان ۲۰۳۳۹ ۲۸,۳ %
چکی ۳۶۸۶ ۲۵ %
فنلاند ۲۶۹۶ ۲۲ %
آمریکا ۱۰۱۱۱۹ ۱۹,۷ %
تایوان ۴۹۱۶ ۱۹,۳ %
اسپانیا ۷۴۴۸ ۱۸,۳ %
رومانی ۱۳۱۰ ۱۷,۵ %
روسیه ۲۱۷۴۳ ۱۶,۹ %
کانادا ۱۲۶۵۲ ۱۴,۸ %
انگلستان ۱۱۰۳۵ ۱۳,۵ %
کوراسی ۶۹۶ ۸ %
آرژانتین ۹۳۵ ۶,۲ %
آفریقای جنوبی ۱۸۴۲ ۵,۳ %
مکزیک ۱۳۱۰ ۴ %
هلند ۴۸۵ ۳,۸ %
برزیل ۱۹۰۱ ۳,۱ %
پاکستان ۴۲۵ ۲,۴ %
چین ۸۵۸۷ ۲,۲ %
هند ۳۷۷۹ ۲ %

کشورفرانسه که کشوری نسبتا پرجمعیت و بزرگ و صنعتی است نمونه منحصر بفردی می باشد. گسترش صنعت هسته ای فرانسه اندکى بعد از جنگ جهانی دوم صورت گرفت. این سیاست هم جنبه نظامی داشت و هم جنبه تولید انرژی. برای اینکه فرانسه امریکا و انگلستان از سویی و روسیه شوروی از سوی دیگر عقب نماند ژنرال دوگل سرمایه گذاری بزرگی در صنعت هسته ای انجام داد بخشی از این سیاستها چون جنبه نظامی داشتند کاملا محرمانه بودند. بعد از او هم ژیسکاردستن این سیاست را خصوصا در زمینه تولید انرژی تقویت کرد. بحران کمبود نفت در دهه ۷۰، بالا رفتن قیمت آن و نیاز فرانسه به مستقل بودن در زمینه هسته ای، خصوصا فاصله سیاسی ای که در دهه هاى بعد از جنگ از هم پیمانانش در ناتو گرفت و همچنین حضور نظامی اش در افریقا که به او اجازه می داد براحتی به منابع مهم اورانیوم آفریقا دسترسی داشته باشد باعث شد فرانسه تقریبا تمامی هم و غم خود را در تقویت سیاست هسته ای قرار دهد،  اما اکنون این سئوال مهم در فرانسه مطرح شده است که آیا باید به این سیاست ادامه داد یا نه؟ برای اولین بار در زمان فرانسوا هولاند رئیس جمهوری فعلی فرانسه، تصمیم گرفته شد که تولید برق هسته ای از میزان فعلى (بیش از ۷۶) درصد به ۵۰ درصد کاهش یابد. البته طبق برنامه اعلام شده این کاهش ظرف ۱۵ سال آینده صورت خواهد پذیرفت. تحقیقات مختلف در سالهای اخیر بیش از پیش کارایی و بازدهى مطلوب صنعت هسته ای را زیر سئوال برده است. تصمیم آلمان دال بر پایان دادن استفاده از انرژی هسته تا سال ٢٠٢٢، حادثه فوکوشیما و قبل از آن چرنوبیل از مواردى بودند که در تصمیم اخیر فرانسه موثر واقع شده اند .اما اکنون به غیر از مسئله ایمنی نیروگاههای هسته ای واقعیت اقتصادی مهمی نیز بر آن افزوده شده است و آن اینکه برای اولین بار محاسبات مختلف نشان می دهند که در آینده نزدیک برقی که از طریق انرژی های تجدید پذیر مانند آفتاب و باد بدست می اید هزینه بیشترى از برق هسته ای نخواهد داشت. تا چند سال پیش همه بر این نظر بودند که هزینه تولید انرژی های تجدیدپذیر بسیار گران تمام می شود و حتی تا چند برابر برق هسته ای برآورد می شد. اما اکنون پیشرفت تکنولوژى های مختلف باعث پایین آمدن هزینه تولید این نوع انرژى ها اعم از برق خورشیدی، بادی و غیره شده است.

مطالعه آژانس محیط زیست و کنترل انرژی فرانسه  [et de la maîtrise de l’énergie environnementAgence de de’  (Ademe)]  در باره هزینه تولید برٍق در فرانسه بنا بود در ماه آوریل گذشته منتشر شود اما به بهانه اینکه این گزارش هنوز کامل نشده است، انتشار ان به تعویق افتاد. همین امر باعث شد که دو روز پیش سایت خبری مستقل “مدیاپارت” دست به انتشار تحقیق مزبور بزند. نتیجه مهم این تحقیق این است که اگر فرانسه تا سال ۲۰۵۰ از انرژی هسته ای کاملا چشم پوشی کند می تواند بدون هزینه ای بیشتر برق خود را از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تولید کند. این برای اولین بار است که مسئله کنار گذاشتن کامل انرژی هسته ای در فرانسه مطرح می شود و در این زمینه نه تنها انجمنهای مدنی بلکه یک آژانس دولتی، تحقیقى را منتشر نموده که توسط محققان و اندیشمندان بین المللی مورد بررسی قرار گرفته است. طبق این پروژه در سال ۲۰۵۰ فرانسه می تواند برقش را ۶۳ درصد از طریق باد، ۱۷ درصد از طریق خورشید، ۱۳ دزصد از طریق سد و ۷ درصد از طریق گرمایی [مانند چوب و گرمای زیرزمینی] تهیه کند. بدین قرار امکان اینکه در فرانسه تولید انرژی هسته ای کاملا حذف شود بطور جدى تحت بررسی قرار گرفته شده است.

در فرانسه گروه هاى صاحب نفوذ جانبدار انرژى هسته ای بسیار قوی هستند و علاوه بر این گذران زندگى هزاران نفر به صنعت هسته ای وابسته است اما امروزه هیچکدام توان پاسخگویى به استدلالهای طرفداران انرژیهای تجدید پذیر را ندارند. آنها تا چند سال پیش مدعی بودند که تولید برق هسته ای هم ارزان است و هم باعث گرمی کره زمین نمی شود چون اثر گلخانه ای آن بسیار ناچیز است. اما در حال حاضر هم تولید انرژیهای تجدیدپذیر  ارزان شده و هم اثر گلخانه ای شان بسیار ناچیز است. از اینرو آخرین استدلالهای جانبداران صنعت هسته ای دیگر کار ارایی خود را از دست داده اند. باید اضافه کرد که قبلا جانبداران صاحب نفوذصنعت هسته اى در استدلال هاى خود گوشزد می نمودند که این صنعت به لحاظ نظامی نیز امری استراتژیک برای فرانسه می باشد اما اکنون برآورد شده که  کشورهایی که بمب هسته ای دارند از جهت نگهدارى و هزینه به دلیل تعداد و حجم زیاد این تسلیحات دچار مشکل اساسى می باشند.  بمبهائی که تعداد آنها آنچنان زیاد است که می توانند کلیه کره زمین را چندین و چند بار از بین ببرند. جالب است که بدانیم برای اولین بار میشل روکار نخست وزیر اسبق فرانسه که خود فرزند یکی از پدران بمب اتمی فرانسه است دو سال پیش در مقاله ای مدعی شد که کشور فرانسه باید از تسلیحات هسته ای اش چشم پوشى کند زیرا هزینه نگهداری این سلاح بسیار بالاست و به کشور فشار اقتصادی زیادى را تحمیل می کند. یک ژنرال فرانسوی نیر همین نظریه را ارایه داده بود، اما چندان مورد  توجه قرار نگرفت. هر چند وقتى نخست وزیر سابق فرانسه نیز  به این نظر اشاره می کند،  می تواند دال بر این باشد که  سلاح هسته ای اکنون دیگر آن اثر قدیم دوران جنگ سرد را ندارد و ارتش کشورها بیشتر نیاز به سلاحهایی دارند که بتوانند براحتی و بسرعت و بطور محلی از آنها استفاده کنند کاری که با بمبهای اتمی ممکن نیست. از اینرو فرانسه در سالهای آینده با چالشی بزرگ روبرو خواهد بود و سیاستمداران فرانسه باید تصمیم های  مهمی اتخاذ کنند. بخشی از صنعت هسته ای فرانسه برای ادامه حیات، امید خود را به کشورهای جهان سوم بسته است. کشورهائی مانند عربستان که قصد دارند تا چند سال آینده تعداد زیادی راکتور بسازند می توانند به کمک این بخش از صنعت فرانسه بیایند. اما این مسئله نیز حتمی نیست. بهرحال  انچه مسلم است این است که فرانسه دیگر در دهه های ۷۰ و ۸۰  (سالهای شکوفائی صنعت هسته ای) قرار ندارد.  اگر سناریوی کنار گذاشتن تدریجی صنعت انرژی هسته ای در فرانسه عملی شود تاثیری مهم در کشورهای دیگر خصوصا در کشورهای جهان سوم خواهد گذاشت و این سئوال مطرح خواهد شد که چرا باید از کشوری که مهمترین کشورهای هسته ای بوده است و حال می خواهد آن را کنار بگذارد باید نیروگاه هسته ای خرید.

تجربه فرانسه را در این مطلب مطرح کرده ام اما دل در وطن دارم و هدفم این  است که یادآوری کنم خرید نیروگاههای جدید از روسیه از سوی رژیم ولایت فقیه در شرایط فعلی کاملآ غیر معقول به نظر میرسد. متاسفانه در اینباره اطلاعات درست در اختیار مردم ایران قرار نمی گیرد. این تصمیم، همانند تصمیم براه انداختن صنعت غنی سازی که منجر به فاجعه ای غیر قابل جبران برای ایران شد، صرفا از نوع تصمیمهای سیاسی از جانب رژیم می باشد که در آن محاسبات اقتصادى و راه حلهای درست و منطقى را در نظر نمی گیرند.  در این محاسبات  تنها اصلی که در مد نظر میباشد اصل “حفظ نظام از اوجب واجبات است” می باشد. توسعه صنعت هسته ای در ایران توجیه افتصادی  نداشته و ندارد. با توجه به شرایط جغرافیائى و إمکانات طبیعى، برای ایران بیش از فرانسه سرمایه گذاری در نیروگاههای گازی، خورشیدی و بادی و پیشبرد سیاست صرفه جوئی در مصرف می باید در الویت قرا گیرد.