بایگانی نویسنده: mehran

واکاوی سیاست اتمی ایران از دید حقوق بشر

Plasma-lamp_2وقتی سخن از حقوق بشر در ایران می شود در اولین واکنش یاد اعدامی ها، زندانیان سیاسی، تبعیدیها، محرومان مختلف و تبعیضهای رنگارنگ رژیم می افتیم و احکام اعدام، زندان و تبعید و تبعیض رژیم حاکم را محکوم می کنیم. اما نیک روشن است که رسیدگی به حقوق انسان تنها محدود به این امور هر چند مهم نمی شود. گاه می شود برخی از تصمیمهای سیاسی کلان حاکمان بدون اینکه توجه دقیقی به آن شود، بهای سنگینی به مردم تحمیل می‌کند و باعث می شود مردم از حقوق انسانی و ملی خود محروم شوند. هدف این تصمیمها نه احقاق حقوق مردم بلکه تثبیت قدرت حاکمان است. سیاست اتمی ایران از آغاز چنین روندی را داشته است. ایران و مردم ایران بخاطر سیاستهای اتمی ویرانگر هزینه های بزرگی پرداخته اند. از نظر مادی تخمین زده می شود که بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار مستقیما به اقتصاد ایران ضرر وارد آمده است،i افزون بر آن نسلی بخاطر تحریمها از بسیاری از امکانات محروم شده، موج فرار مغزها از ایران در این سالها تشدید شده، فقر و فسادی بزرگی بر جامعه سایه افکنده و بالاخره زحمات متخصصان و مهندسان و کارگران ایرانی که اکثریت آنها با انگیزه پیشرفت کشور در صنایع اتمی تلاش کرده اند، به بازی گرفته شده است. همه این مصائب از جمله نتیجه سیاست اتمی ضد حقوق بشری و ضد حقوق ملی آقای خامنه ای است. سیاستی که در این ده سال، هر روز آرام و بی صدا قربانی گرفته و هنوز با ماسک فریب پیش می رود. حتی زمانی که در ژنو تسلیم شدند باز هم به سیاست فریب ادامه می دهند و مدعی می شوند: «جهان حق مردم ایران را در توافقنامه ژنو بازشناخت»!ii

پیشتر در مقاله های متعدد سیاستهای فریب رژیم در مورد “نیاز ایران به تامین انرژی از طریق هسته ای”، “نیاز به صنعت غنی سازی” و نیاز “به راکتور آب سنگین اراک” را توضیح داده ام.iii,iv نیازهایی که همگی ساخته سیاست فریب بوده است. فریبکاری قدرتهای خارجی برای سوء استفاده هر چه بیشتر از موقعیت، با گفتن اینکه “ایران تا اندی دیگر بمب اتمی می سازد” را نیز به تفصیل توضیح داده امv,vi، اما در این نوشته روی سخن با فعالان سیاسی، روشنفکران و فعالان حقوق بشری است که برخی از آنها در این موضوع به مسئولیت خود توجه کافی مبذول نداشته اند. در اینجا به مهمترین و رایج ترین شعاری که رژیم در باره سیاستهای اتمی اش انتخاب کرده است، می پردازم و از دید حقوق بشر شعار «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» را مورد بررسی قرار می دهم. شعاری که نه تنها رژیم حاکم به تکرار از آن استفاده کرده و می‌کند بلکه حتی بخشی از مخالفان حاکمیت و فعالان حقوق بشری نیز این شعار را یا به کل پذیرفتند و یا برای تخفیف دادن آن گفته‌اند: «بله، انرژی هسته ای حق مسلم ماست اما ما حقوق دیگر نیز داریم». اما واقعیت کدام است و آیا «انرژی اتمی» حق است؟

در هیچ کجای جهان “داشتن انرژی هسته‌ای” نه تنها حق مسلمی نیست بلکه حق نیز نیست. در سه کلمه “حق”، “مسلم” و “ما” فریب نهفته است. انرژی اتمی حق نیست زیرا افزون بر‌ اینکه بعنوان انرژی آلاینده، می تواند ناحق هم به شمار برود، آنچه حق است، حاکمیت مردم و تعیین انتخاب از سوی آنهاست. پس اگر حتی مردم یا منتخبان آزاد آنها رأی به استفاده از انرژی اتمی بدهند، باز هم موضوع انتخاب مردم حق محسوب نمی شود زیرا هر انتخابی می‌تواند درست یا نادرست باشد، آنچه که حق محسوب می شود حق حاکمیت مردم است. به سخن دیگر، در بهترین صورت اگر مردم ایران در رفراندومی [ابراز حاکمیت بطور مستقیم] یا از طریق نمایندگان منتخب خود در یک انتخابات آزاد [ابراز حاکمیت بصورت غیر مستقیم]، تصمیم به استفاده از انرژی هسته‌ای بگیرند و حکومت تصمیم آنها را به اجرا بگذارد، حاکمیت و پروسه انتخاب آزادانه مردم حق محسوب می شود، نه انرژی هسته‌ای. از این‌رو گفتن اینکه انرژی هسته ای حق و آنهم حق مسلم است، ضد حق است. “مسلم” یعنی درباره این حق نمی توان حتی گفتگو یا کم و زیادی کرد زیرا “مسلم” است! در اصل، کلمه “مسلم” در این شعار برای سرکوب کاربرد دارد زیرا جرائت زیادی می خواهد کسی در برابر حقی که “مسلم” شمرده می شود، بایستد یا با آن مخالفت کند. کلمه سوم در این شعار ضمیر “ما” است، از آنجا که این “ما” در مقابل قدرتهای خارجی بکار برده می‌شود، ملت ایران یا حداقل اکثریت ملت ایران، معنی می دهد. بکار بردن این کلمه در این شعار، ادعایی را واقعیت و حقیقت جلوه می‌دهد و القا می کند که کس، گروه یا کسانی که این شعار را می دهند بیانگر نظر ملت یا اکثریت ملت ایران هستند که این فریبی بزرگ است زیرا در مورد برنامه هسته ای ایران هرگز نظری از مردم ایران پرسیده نشده است.
بدین‌ترتیب، حاکمیتی که هرگز اجازه نداده است مردم در جریان سیاستهای هسته‌ای قرار بگیرد و حتی سیاسیون درون حاکمیت نیز حق بحث در باره آن‌ را ندارند و کوچکترین اطلاع رسانی در این باره نکرده و تنها بعد از تسلیم در ژنو مقدار کمی درباره کم و زیاد سیاست اتمی ایران سخن گفته می شود، با این شعار بر جای ملت ایران یا حداقل اکثریت ملت ایران می‌نشیند و بنام آنها سیاست ویرانگر خود را پیش می‌برد. سیاستی که از دید اینجانب بخاطر هزینه‌های انسانی و مادی بسیار عظیمی که به بار آورده‌ است، یکی از مهمترین سیاستهای ضد بشری ۱۰ سال اخیر رژیم جمهوری اسلامی بوده ‌است.

از این‌رو این شعار از آغاز فریبی بود که به آن، بگونه‌ای بایسته و شایسته رسیدگی نشد. پوششی بود برای پنهان کردن حقایقی که گفتنی نبودند. اندک بودند کسانی که از آغاز به این امر توجه کردند. براستی آیا کسی به یاد دارد که رژیم جمهوری اسلامی درباره موضوع دیگری جز اتم، از اصطلاح “حق مسلم ما” استفاده کرده‌ باشد؟ آیا کسانی که برای تخفیف دادن شعار رژیم می‌گفتند: «بله، حق مسلم ماست اما ما حقوق دیگر نیز داریم»، ضد حق دست ساخت رژیم را حق نمی‌گردانند و نمی‌باورانند؟ درحقیقت، با این گفته خود، با پذیرفتن قسمت اول جمله (شعار رژیم) بعنوان حق، ضد حق را پذیرفته و کار ناصواب رژیم را در شمار حقهای دیگر قرارمی‌دهند. آنچه درباره این شعار اشاره شد، حتی اگر تحلیل من در رد سیاستهای  اتمی ایران، درست نباشد و سیاست حاکمان مورد قبول باشد باز هم صدق می کند یعنی این شعار دولتی از دید حقوق بشری خطاست و انرژی هسته ای نمی تواند “حق مسلم ما” باشد.

از این‌ رو در زمینه سیاستهای اتمی رژیم و همچنین برخورد قدرتهای خارجی با آن شفاف سازی و اطلاع رسانی صحیح و خارج از حب و بغض‌های سیاسی از جمله وظیفه ای برای پیشبرد حقوق بشر در ایران است. بسیار متاسفم که در این باره بسیار کم گفته می شود و بسیار کم نوشته می شود. در آنچه مربوط به فرد فرد مردم ایران می شود، مسئله اساسی این است که هرگز با کسانی که بخاطر منافع سیاسی خود، بحرانهای عظیم بوجود آورده اند، برخورد نکرده ایم و به محض اینکه به هر نوعی تظاهر کرده‌اند که می‌خواهند به بحران پایان دهند برایشان دست هم زده ایم! مسلما منظور، انتقامگیری و فردی کردن مسئله نیست، بلکه رسیدگی و ریشه یابی مسائل و شفاف کردن آنهاست تا راه حل مناسب برای جامعه شناخته شود، و در آینده بنوعی دیگر دچار بحران دیگری نشویم. براستی اگر روزی که گروگانهای امریکایی آزاد شدند، بجای اینکه بگوییم: «الان وقت چرتکه انداختن نیست»،vii می پرسیدیم چرا بعد ۴۴۴ روز آزاد شدند و این “مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی” چقدر برای ایران هزینه داشته است؟ و اگر روزی که آقای خمینی جام زهر را نوشید و مجبور شد قطعنامه سازمان ملل برای آتش بس با عراق را بپذیرد، بجای اینکه دل خوش کنیم که جنگ پایان یافته است، می پرسیدیم چرا الان؟ آیا قبلا فرصتهایی برای پایان جنگ فراهم شده بود؟ اگر آری، آنها کدامها بودند و چرا از آنها استفاده نکردند؟ چرا ۸ سال طول کشید و چه میزان به ایران زیان وارد شد و چه کسانی مسبب ادامه این جنگ بودند، دچار بحران اتمی نمی شدیم. اکنون نیز درباره بحران حاضر بجای سپردن سکان سیاست بدست حاکمان و در انتظار نشستن و یا دست زدن برای آقایان خامنه ای و رفسنجانی و روحانی که خود عامل بوجود آمدن وضعیت امروز ایران هستند اگر به اصل و ریشه مسئله نپردازیم فردا باز هم با بحران دیگری روبرو خواهیم شد !براستی هیچ سیاستی بر اساس دروغ و فریب بنفع مردم و حقوق مردم پیش نرفته است و اینگونه سیاستمداری به غیر از بن بست به جایی دیگری راه نخواهد برد. حق دانستن، حق سئوال کردن، حق انتخاب و تعیین سرنوشت از حقوق ما هستند، آیا در سیاست اتمی از  این حقوق خود استفاده کرده ایم؟ چرا؟

منابع

۱. http://www.youtube.com/watch?v=yswHPLR22Fc

۲.در اینمورد به پیام آقای روحانی به آقای خامنه ای مراجعه کنید http://www.tabnak.ir/fa/news/359789/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%98%D9%86%D9%88-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8

۳.http://news.gooya.com/columnists/archives/139171.php

http://news.gooya.eu/columnists/archives/112812.php 

http://news.gooya.eu/columnists/archives/113110.php

۴. https://soundcloud.com/a-banisadr/mostafavi-92-05-24

۵. http://news.gooya.com/politics/archives/2013/10/169203.php

۶. یک نمونه از اینگونه تحریفات و تبلیغات : ایران در آخرین مرحله تولید بمب اتم، تیتر روزنامه ماریف به زبان عبری، ۲۵ آوریل ۱۹۸۴
‘Iran in final stage of production of nuclear bomb:’
Maariv headline، April 25، ۱۹۸۴ — in Israel.

۷. ناگفته​های صادق طباطبایی درباره حواشی اشغال سفارت آمریکا، نقش رجایی و نبوی در شکست مذاکرات ایران با کارتر و تاثیر بیت آیت الله منتظری در عدم پیگیری وضعیت امام موسی صدر
http://www.khabaronline.ir/detail/256047

میزان مشارکت واقعی مردم و وظیفه رأی دهندگان

so09_iran_electionاین توضیح لازم است که در این مقاله کوتاه قصد دفاع از موضع سیاسی ندارم بلکه تنها هدفم در اینجا روشن کردن میزان مشارکت مردم در انتخابات است. بار واصله از ایران می گفت بخش مهمی از شرکت کنندگان در چند روز آخر و حتی ساعتهای آخر روز رای گیری امید به رای به آقای روحانی بستند. البته تبلیغات وسیعی از سوی رژیم صورت گرفت که انتخابات را حماسه سیاسی جلوه دهد و حماسه سازی از انتخابات بطور سیستماتیک از سوی همه جناحهای رژیم صورت پذیرفت. اما هنوز از میزان واقعی مشارکت مردم اطلاع دقیقی در دست نیست. اخبار مختلف رسیده بیانگر این است که مشارکت این بار کمتر یا بسیار کمتر از سال ۸۸ بوده است. خبرگزاری فارس یک ماه قبل از انتخابات نوشته بود ۷۲ درصد در انتخابات شرکت خواهند کرد و نتیجه هم همان پیش بینی خبرگزاری فارس شد. اما چند ملاحظه در مشارکت مردم مهم است:

ـ آمار ۷۲ درصد مشارکت با در نظر گرفتن این امر است که وزارت کشور آمار جمعیت واجد حق رای در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را حدودا ۵۰.۵ میلیون نفر اعلام کرد و اما مسوولین تعداد کسانی که می‌توانند رای بدهند را کمتر از میزان واقعی اعلام کرده‌اند. محاسبات بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت بالای ۱۸ سال کشور در سال ۱۳۹۲ را حدود ۵۵ میلیون نفر نشان می دهد و تعداد رای اولی‌های این انتخابات تقریبا ۳ میلیون نفر باید باشد. آمار جمعیت ایران بطور رسمی در دست است و هر کس می تواند این آمار را چک کند.

ـ سعید احمدی شهرکی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس درباره مشارکت مردم در انتخابات اظهار داشت: حدود ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در استان تهران واجد شرایط رأی دادن هستند که از این تعداد حدود ۲.۵ میلیون نفر معادل بیش از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت کرده‌اند.

اگر در تهران به گفته وزارت کشور تنها ۵۰ درصد شرکت کرده اند و بقول ناظران مشارکت در شهرهای بزرگ بیشتر بوده است چگونه ۷۲ درصد در سطح ایران رای داده اند؟ اما واقعیت اینست که جمعیت واجد رای استان تهران بسیار بیش از ۵ میلیون و نیم است. یعنی در سطح تهران مشارکت کمتر از ۵۰ درصد بوده است. طبق آمار جمعیت واجدین شرایط رای در استان تهران ۹ میلیون نفر است در اینصورت تعداد شرکت کنندگان ۲۷ درصد واجدین می شود. حال فرض را بر این بگذاریم که گفته سعید احمدی شهرکی که هوز در سایتهای رژیم موجود است صحیح نبوده و فقط اطلاعیه رسمی نتایج در سطح شهرستان تهران صحیح می باشد. در این اطلاعیه صادر شده آمده است “به اطلاع کلیه اهالی شهرستان تهران می‌رساند در نتیجه انجام انتخابات که در روز جمعه مورخ ۹۲/۰۳/۲۴ در شهرستان تهران به عمل آمده جمع رأی مآخوذه ۲۸۶۲۷۷۶ برگ بود که در نتیجه اشخاص زیر:
۱- آقای حسن روحانی دارای ۱۳۲۶۹۶۴ رأی.
۲- آقای محمدباقر قالیباف دارای ۷۲۵۸۵۴ رأی.
۳- آقای سعید جلیلی دارای ۳۲۱۳۲۴ رأی.
۴- آقای اکبر ولایتی دارای ۱۷۹۳۷۱ رأی.
۵- آقای محسن رضائی میرقائد دارای ۱۷۳۷۶۱ رأی.
۶- آقای سید محمدغرضی دارای ۳۵۶۰۰ رأی

جمعیت شهرستان تهران در سال ۹۰، ۸٬۲۹۳٬۱۴۰ بوده است. اگر جمعیت را در سال ۹۲ با توجه به نرخ رشد یک درصدی محاسبه کنیم، ۸ میلیون ۵۰۰ هزار نفر میشود. جمعیت واجدین رای در شهرستان تهران ۵ میلیون ۸۰۰ هزار نفر می شود و در نتیجه درصد رای دهندگان در شهرستان تهران در بهترین صورت ۴۸ درصد می شود.

ـ از سوی دیگر محاسبه تعداد صندوقها، مدت رای دادن و خلوت بودن برخی از حوزه ها بخصوص در صبح روز رای میزان مشارکت را بسیار کمتر از آنچه رژیم بیان کرده است می نمایاند. تعداد کل صندوقهای رای گیری برای انتخابات ریاست جمهوری در سراسر ایران یعنی ۵۷۸۰۰ هزار بوده است. با در نظر گرفتن مدت زمان باز بودن حوزه های رای گیری به میزان حدود ۱۳ ساعت [که خود بسیار بالاتر از واقعیت است] ، مدت زمان لازم برای اینکه هر یک از ۳۶ میلیون و ۷۰۴ هزار و ۱۵۶ که رژیم اعلام کرده است رای دهند کمتر از ۷۵ ثانیه می شود! آیا چنین امری ممکن است؟ ایا کسانی که رای داده اند توانسته اند در مدت زمان ۷۵ ثانیه رای دهند؟ حال محاسبه را برای استان تهران انجام دهیم فرض را بر این می گذاریم که اطلاعات داده شده توسط رژیم در باره انتخابات استان تهران درست است.

ـ در شهرهای مهم خارج از کشور که شاهدان عینی حضور داشتند جمعیت رای دهنده بسیار کمتر از ۴ سال پیش بوده است آمار شرکت کنندگان در لندن و پاریس بیانگر شرکتی بسیار کمتر از ۵۰ درصد دفعه قبل است. لازم به یادآوری است که در اغلب موارد تعداد شرکت کنندگان در خارج از کشور با داخل کشور همخوانی داشته است. بالاخره اینکه میزان رای های باطله اعلام شده نیز نسبتا بالاست. احتمالا این میزان بالا مربوط به کسانی است که برای اینکه در امور اداری و تحصیلی خود مشکل پیدا نکنند رای داده اند.

ـ کسانی که برنده این انتخابات محسوب شده اند متاسفانه بدنبال این مسئله نیستند که میزان مشارکت مردم چه اندازه بوده است. البته در کشوری مانند ایران حتی شرکت ۴۰ درصد مردم میزان بالایی از مشارکت است اما شرکت ۷۲ درصدی در این انتخابات بیشتر به یک شوخی شبیه است. هدف نگارنده این نیست که بخواهم ثابت کنم کسانی که شرکت نکرده اند همه طرفدار تحریم بوده اند. اصولا در هر انتخاباتی، حتی در کشورهای دمکراتیک عده ای به عللی رای نمی دهند. در ایران قبول نداشتن رژیم در کلیتش و عدم اعتماد در شمارش آرا از این علل هستند اما نه تنها علت. به مسئله میزان شرکت واقعی مردم باید بدون حب و بغض هایی که این چند روز در شبکه های اجتماعی بین رای دهندگان و تحریمی ها دیده می شود نگریست. خصوصا کسانی که رای داده اند باید در اینباره بیشتر اطلاع رسانی کنند. بدون شک آقای خامنه ای و کارگزارانش همه تلاش خود را کرده اند که بگویند با مشارکت بالا حماسه سیاسی ایشان صورت پذیرفته است. اما آیا این “حماسه” واقعیت دارد؟

اگر اقای هاشمی رفسنجانی فردای روز رای گیری اعلام میکند: «اگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران ذره‌ای انصاف داشته باشند، باید بپذیرند که ایران دموکرات‌ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبهه‌ای نمی‌توانند به آن وارد کنند.» از او تعجبی نیست که بگوید که این انتخابات را دمکراتیک ترین انتخابات دنیا بخواند از کسانی تعجب است که بنام پیشبرد اهداف دمکراتیک و استفاده از فرصتها در رای گیری شرکت کردند اما در باره این گفته سکوت میکنند. وظیفه آنهاست که اگر واقعا بدنبال پیشبرد امر دمکراسی هستند از رای های داده نشده نیز صیانت کنند. مگر در سال ۸۸ فردای انتخابات و بعد از تقلب بزرگ تحریمهای آن روز به خیابانها نیامدند و شعار کودتای انتخاباتی را سر ندادند چرا امروز رای دهندگان انتخابات ۹۲ بدنبال این نیستند که بفهمند تقلب شده است یا نه؟ از دید نگارنده تمامی شواهد گویای تقلب در انتخابات است نه به این معنی که آقای روحانی اکثریت آرا را بدست نیاورده بلکه بدین معنی که در باره میزان شرکت کنندگان دروغ گفته شده و حتی در بین شرکت کنندگان نیز میزان رای آقای روحانی بالاتر از ۵۰ دردصد بوده است. طبق آمار رژیم آقای روحانی با رای اندکی بیش از ۵۰ درصد انتخاب شده است. چرا با اینکه رژیم قول داده بود که اینبار از دفعه قبل نتیجه ها سریعتر را اعلام خواهد کرد، این نوبت، رای شماری بسیار بیشتر بطول انجامید؟ چرا رای آقای روحانی را نزدیک به ۵۰ درصد نگاه داشته شد؟ آیا تصمیم برای رفتن به دور دوم و یا نرفتن مشکل برگذار کنندگان بوده است؟ این در حالی است که نزدیکان آقای روحانی میزان رای او را ۶۲ درصد اعلام می کردند و آقای ناطق نوری با دانستن این اطلاع از صبح روز رای گیری اعلام کرد که کار در همان دور اول تمام است. بهرحال بنظر می رسد از دید نظام برای اینکه او قدرت مانور کمی داشته باشد و راحت تر قابل کنترل باشد رای او نزدیک ۵۰ دردص اعلام شد.

امیدوارم که همه قبول داشته باشند که صیانت از رای صیانت از “رای” عدم شرکت کنندگان در انتخابات نیز هست. شاید حداقل در اینکار بتوان رای دهندگان و تحریم کنندگان با هم همکاری کنند و در فضایی مناسب خارج از توهین به انتخاب یکدیگر شکاف بزرگی را که از دید اینجانب حاکمیت توانست بین مخالفین بیاندازد مقداری پر کنند. اگر آمار آورده شده در این مطلب که سعی شده است با دقت تهیه شود صحیح نیست خوانندگان محترم می توانند توضیح دهند و نویسنده متشکر آنها خواهد بود.