بایگانی نویسنده: مهران مصطفوی

ناکجا آباد هشدارآمیز پروژه‌ هسته‌ای در برجام…

Untitled-1

توافق هسته‌ای ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک| ۱۴ ژوییه ۲۰۱۵؛ وین Reuters©

پس از صدور قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر پایان تحقیقات آژانس به روی ابعاد نظامی برنامه اتمی جمهوری اسلامی، برخی رسانه‌ها تلاش کردند به آن مفادی که تاییدی بر اقدامات و ماجراجویی‌های نظامی/ اتمی رژیم ایران بود، نپردازند.

هر چند در گزارش آمانو، وی با اشاره به اسناد موجود، از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران تا سال ۲۰۰۳ و حتی در مواردی همراه با  ابهام تا سال ۲۰۰۹خبر داد.

برای بررسی این موضوع پای صحبت و نظرات دکتر مهران مصطفوی، کارشناس انرژی اتمی، نشستم.

– آقای مصطفوی، چه تناقضاتی در آنچه در رسانه‌ها و تریبون‌های دولتی بیان می‌شود با آنچه در گزارش آژانس آمده می‌بینید؟

– اینکه اطلاعات غلط ارائه می‌شود یک مقوله است اما عدم پرداختن به ابعاد تاثیرات این سند در تاریخ معاصر ما مبحث دیگری است که با زیرکی تمام بیشتر رسانه‌ها از کنار آن می‌گذرند. موضوعی که در تمام جهات از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از دید من آنچه در گزارش نهائی آژانس درباره فعالیت‌های احتمالا نظامی ایران اهمیت بسزایی دارد و کمتر به آن اشاره شده این است که ایران تا پیش از سال ۲۰۰۳ میلادی برنامه هماهنگ و سازماندهی شده‌ای برای پیشبرد و دسترسی به تکنولوژی  نظامیاتمی در دستور کار خود داشته و حتی برخی از این فعالیت‌ها البته به صورت حاشیه‌ای تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته است.

– چرا اسناد موجود و گزارش‌های آژانس اهمیت ویژه‌ای دارد؟

– ما پیش از این داده‌هایی داشتیم که من با اشاره به این داده‌ها به نتیجه‌گیری و پاسخ سوال شما خواهم رسید.

اول اینکه محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه در اواخر جنگ نامه‌ای رسمی به خمینی می‌نویسد، این همان نامه‌ای است که در قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران تاثیر مهمی داشت و خمینی  را مجبور کرد که جام زهر را سر بکشد. این نامه تنها سند رسمی است که بعدها هم در کتاب آقای منتظری آمد اما بخشی از نامه که از سلاح هسته‌ای سخن می‌گفت  پاک شد. در این نامه آمده که «سپاه برای ادامه جنگ به تانک‌ها و هواپیماها و اسلحه لیزری و اتمی نیاز دارد».

باید توجه کنیم که یک مقام رسمی این نامه را به رهبری نوشته است که ما به سلاح هسته‌ای نیاز داریم. این چنین مساله‌ای نمی‌تواند بدون هیچ پیشینه‌ای مطرح شده باشد و بالطبع تلاش‌هایی در این زمینه و جود داشته و تحقیقاتی در دستور کار بوده که به این نتیجه‌گیری ختم شده است.

دوم کتاب خاطرات آقای علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دوران جنگ است که در این کتاب خاطرات با افتخار آمده که ایشان در سال ۱۳۶۵ یعنی حدود ۱۰ سال قبل از اینکه اصولا قراردادی برای ساختن راکتور بوشهر بسته شده باشد اولین سانتریفیوژ را مخفیانه از پاکستان به ایران آوردند.

سوم اینکه در سال ۲۰۰۱ واشنگتن پست در مطلبی  آورد که شمخانی در سال ۶۸ برای دریافت بمب اتمی به پاکستان می‌رود و خانم بوتو موافقت نمی‌کند اما از آنجایی‌که قول‌هایی رد بدل شده بوده، با استناد به واشنگتن پست،  پاکستان در مقابل ۱۰ میلیارد دلار تکنولوژی هسته‌ای را به ایران منتقل می‌کند.

چهارم  صحبت‌های هاشمی رفسنجانی در ۲۳ آذر ۱۳۸۰ (باید توجه داشت که این سخنان پیش از سال ۲۰۰۳ و آغاز گفتگوهای اتمی و برملا شدن ابعاد نظامی ایران برای غرب ایراد شده است). در این سخنرانی هاشمی رفسنجانی می‌گوید تداوم اسرائیل بستگی به حمایت‌های استکبار دارد و چون اسرائیل سلاح‌های غیر متعارف دارد کسی نمی‌تواند در مقابل اسرائیل قد علم کند، اما اگر دنیای اسلام به بمب اتمی دست یابد این استراتژی تغییر می‌کند. در زمان ایراد این سخنرانی همه در دنیا می‌دانستند که پاکستان رسما بمب اتمی دارد و پاکستان هم بخشی از دنیای اسلام بوده و هست. پس منظور آقای هاشمی از این سخنان چه بوده و در پس سخنان ایشان چه نهفته است؟ ایشان به طور غیر مستقیم به فعالیت‌های خود رژیم اشاره دارد. 

اینها چهار مورد داده‌های تاریخی است.

گزارش آمانو نشان می‌دهد که رژیم ایران به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است Reuters©

اما گزارش آژانس تایید می‌کند که ایران تا سال ۲۰۰۳ به طور سیستماتیک دنبال بمب بوده است. حالا اهمیت تاریخی این برای ما ایرانی‌ها در چیست؟ اهمیت‌ این موضوع در این است که سیاست فلاکت‌بار رژیم که در طی بیست سال گذشته بیش از صدها میلیارد دلار هزینه به اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده است. علت‌اش انتخاب‌هایی بوده که رژیم ایران کرده، نه برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای بلکه بر پایه تامین سلاح هسته‌ای و در راستای تضمین بقای رژیمراه‌اندازی نیروگاه بوشهر و صنعت غنی‌سازی و راکتور اراک هیچ توجیه اقتصادی ندارد و تنها دلیلی که می‌تواند این انتخاب‌ها را توجیه کند این است که این انتخاب زمانی صورت گرفته که ایران به جدّ به دنبال سلاح هسته‌ای بوده است. در سال ۲۰۰۳  فعالیت‌های تاسیسات اراک و نطنز آشکار  می‌شود، این زمانی است که خاتمی رئیس جمهور و حسن روحانی رئیس شورای امنیت ملی است. در دوران تصدی حسن روحانی بر شورای امنیت ملی است که برنامه هسته ای/ نظامی ایران آشکار می‌شود و  با شروع مذاکرات، ایران مجبور می‌شود پروژه نظامی را کنار بگذارد.

یک سند دیگر خاطرات فرانسوا نیکولو سفیر پیشین فرانسه در ایران است که در کتاب خود می نویسد: «با روحانی گفتگو می‌کردیم و روحانی هم گفت ما خودمان هم اطلاع نداشتیم و پاسدارها دنبال ساختن بمب اتمی بودند، به آقای خامنه‌ای مراجعه کردیم و جلوی بمب را گرفتیم.» پس این هم تصدیق دیگری بر نظامی بودن برنامه اتمی است اما روحانی می‌خواهد مثل قتل‌های زنجیره‌ای پروژه سلاح هسته‌ای را هم گردن عوامل خودسر بیاندازد.

رژیم ده‌ها میلیارد دلار هزینه ماجراجویی اتمی کرده است و اقتصاد را به ورشکستگی کشانده و فرصت رشد را از نسلی گرفته است و حال در تلاش است تمام این افتضاحات را انکار کند.

– اما رویکرد برجام به این گذشته ماجراجویانه چیست؟

– برجام یعنی تمام این تلاش‌ها را کنار بگذارید. عملا تنها چیزی که در بر جام پذیرفته شده پنج هزار سانتریفیوژِ نیم قرن پیش است که تا ۱۲ سال آینده تنها این سانتریفیوژها حق دارند بچرخند که حتی یک درصد نیاز سوخت نیروگاه بوشهر را هم نمی‌توانند تامین کنند. راکتور اراک را تغییر کاربری می‌دهند و به نوعی به آب سبک تبدیل می‌کنند ولی باز در آن آب سنگین به کار می‌برند که خط قرمز آقای خامنه‌ای رعایت شود و تمام ذخیره اورانیوم غنی شده را هم از کشور خارج کرده و نظارت بی‌قید و شرط را هم می‌پذیرند.

– اگر  راکتور آب سنگین را به آب سبک تغییر دهند پس چطور باز آب سنگین به کار می‌برند؟ چطور برجام با این عملکرد زیر پا گذاشته نمی‌شود و چطور خط قرمز رهبر جمهوری اسلام هم رعایت می‌شود؟

روحانی و آمانو

در کانادا راکتورها آب سنگین وجود دارند چون کانادا نمی‌خواست وارد پروسه غنی‌سازی شود اما در ایران که این همه هزینه برای غنی‌سازی شده چرا راکتوری می‌سازند که به اورانیوم غنی شده نیاز ندارد؟ هیچ توجیه علمی و منطقی برای این عملکرد و جود ندارد به جز وجود برنامه‌ای نظامی.

– پس موضوع بتون ریختن در قلب راکتور چیست؟

– این همان راکتور است که در آن اورانیوم خام به کار می‌رود. این قلب راکتور باید خارج شود و طبق برجام، بتون ریزی شود و قلب جدیدی با قابلیت سوخت غنی شده جایگزین آن شود.

– واکنش رژیم و هر دو طرف دعوا یعنی اصول‌گرایان و دولت را نسبت به گزارش آژانس چگونه می‌بینید؟

– از دید من این گزارش برای رژیم یک شکست سیاسی بود چرا که رژیم ایران این گزارش را قبول کرده است. اگر قبول نکرده بود مثل همیشه که عادت دارند و در رویکرد دیپلماتیک رژیم مرسوم است، رسما این موارد را اتهام می خواندند و رد می کرند، اما چنین اقدامی نشده پس رژیم گزارش آژانس را پذیرفته و به نوعی بر تاکید قبلی خود بر عدم وجود برنامه هسته‌ای خط باطل کشیده و دروغ‌گویی مقامات ایرانی در این سال‌ها اثبات شده است.

آژانس می‌گوید شما دنبال بمب بوده‌اید و رژیم هیچ اعتراضی نکرده و تنها برخی از مقامات گفتند این گزارش سیاه و سفیدی هایی دارد اما سفیدی‌هایش بیشتر است، در جایی این گزارش، از دید رژیم، تماما سیاهی است چرا که تخلف و تلاش برای رسیدن به سلاح هسته‌ای در گذشته توسط رژیم ایران را تایید می‌کند. به یاد شما می‌آورم که دولت ایران سال‌ها مدعی بود که هر سندی که درباره فعالیت‌های نظامیـ هسته‌ای منتشر شود جعلی است. این گزارش سندی تاریخی است مبنی بر اینکه تمامی انتخاب‌های رژیم معطوف به دسترسی سلاح هسته‌ای بوده نه برای تولید انرژی. این نکته بارها و بارها با ادله کافی از سوی ناظران فن بیان شده که ایران اساسا نیازی به تولید انرژی اتمی ندارد.

– چه کارهای دیگری باید انجام شود تا برخی از تحریم‌ها لغو و برخی تعلیق شود؟

– یکی اینکه ۹۷ درصد از ۱۰ تن اورانیوم غنی شده را بفرستند به روسیه و به قول خودشان «صادر کنند» که الان در حال انجام است و تنها ایران حق دارد۳۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده را نگاه دارد که به نظر من این مقدار مضحک است و تنها به صورت نمادین باقی می‌ماند. دوم، باید همه سانتریفیوژها را اسقاط کند و تنها ۵ هزار سانتریفیوژ در نطنز در گردش باقی بماند و هزار عدد در فُردو که آنها هم نباید عملیاتی باشند. تغییر کاربری راکتور تأسیسات اراک که آن هم پنج سال طول می‌کشد.

– با این حساب عملیات مقدماتی اجرای برجام چه مدت زمان می‌برد؟

– ببینید، این سه کار اساسی یعنی فرستادن اورانیوم به روسیه، پیاده کردن سانتریفیوژها و تغییر کاربری راکتور اراک در حال انجام است. آمریکایی‌ها فکر می‌کردند ایران سه ماه زمان نیاز دارد که این مقدمات را انجام دهد اما از آنجایی‌که ایران برای رفع تحریم‌ها عجله دارد از قبل شروع به یک سری اقدامات کرده است. فرستادن  اورانیوم غنی شده به روسیه و بازکردن سانتریفیوژها کار مشکلی نیست کما اینکه پس از بازکردن سانتریفیوژها این قطعات دیگر کارآیی ندارند و اسقاط به حساب می‌آیند. باز کردن قلب راکتور اراک هم کار مشکلی نیست؛ کلا خراب کردن کار مشکلی نیست. با اقداماتی که ایران انجام داده تا پایان ژانویه مقدمات اجرایی شدن برجام انجام شده است. البته با در نظر گرفتن آغاز و انجام نظارت‌ها به نظر من زودتر از ماه مارس به روز اجرا خواهیم رسید.

اما یک گزارش دیگر پیش از اجرا لازم است. بعد از این اقدامات آژانس مجددا باید گزارشی بر تکمیل این اقدامات ارائه دهد. در گزارش آژانس، خبر اقدامات ایران برای اجرایی کردن مقدمات آمده بود اما هنوز نیاز به گزارش تاییدی آژانس از تکمیل مقدمات است تا به روز اجرا برسیم. تبلیغات ایران مبنی بر اجرایی کردن مقدمات التزامی بر اجرای برجام نیست و تنها با گزارش نهایی آژانس بر تکمیل اقدامات، روز اجرا خواهد رسید.

به نظر من در چند هفته آینده گزارش آژانس بر تکمیل اقدامات منتشر خواهد شد و این تنها پیش‌شرط دیگر اجرایی شدن بر جام استمساله بر سر این است که رژیم مجبور شده در عمل تمامی خطوط قرمزش را زیر پا بگذارد تا به اجرایی شدن برجام برسد و رفع تحریم شود.

مرحله بعد، برداشتن تحریم‌ها است که خود زمان‌بر است. دو طرف ماجرا مدام در حال تبادل اطلاعات هستند و آمریکایی‌ها هم برای سرعت بخشیدن به امور، در حال اجرایی کردن اقدامات اولیه برای رفع تحریم‌ها هستند.

– تا چه اندازه گزارش آژانس درباره بستن پرونده بررسی ابعاد نظامی برنامه اتمی ایران را سیاسی می‌دانید؟

– همه از ابتدا می‌دانستند که ایران فعالیت‌های نظامیهسته‌ای داشته و همه می‌دانستند که ایران مجبور شده این پروژه را کنار بگذارد. این ابهامات برای عامه بوده است. در صورتی‌که طرفین مذاکرات با استناد با آنچه در گزارش‌ها آمده از ابتدا واقف به امور بوده‌اند و با استناد به آن برنامه‌ریزی‌های لازم را در گفتگوهای متعددشان تنظیم نمودند. اگر به خاطر داشته باشید، جان کری در میانه مذاکرات حدودا شش ماه پیش گفت: «ما به گذشته نباید نگاه کنیم . گذشته نباید مانع پیشرفت این مذاکرات شود». ایران همواره ادعا می‌کرد که فعالیت نظامی نداشته که حال با استناد به گزارش آژانس مشخص شد که دولت ایران دروغ می‌گفته است. این گزارش می‌توانست دو برآیند داشته باشد یکی اینکه برجام اجرا نشود چرا که ایران دروغ گفته و قابل اعتماد نیست، دیگر اینکه با یک انتخاب سیاسی که شاهد بودیم برجام با تاکید بر اقدامات گذشته ادامه یابد که غرب راه دوم را برگزید.

– بنا بر این حرف عراقچی مطرح می‌شود که آژانس یا برجام را انتخاب کند یا پی ام دی را؟

– بله دقیقا همین است و رژیم نمی‌خواست در گزارش آژانس چیزی در رابطه با فعالیت نظامی مندرج شود که شد. به همین خاطر می‌گویم این  سند تاریخی است چرا که دروغ‌گویی سران در سال‌های مختلف را افشا می‌کند

روحانی و خامنه‌ای و ظریف

به روی خود نمی‌آورند که آشکارا دروغ می‌گویند

– اگر آژانس تصمیم می‌گرفت به جای برجام، پی ام دی را دنبال کند چه می‌شد؟

– این سند آژانس یک گزارش بود نه راهکار، این تصمیم آمریکا و غرب بود که با وجود شواهد تایید شده مبنی بر فعالیت‌های نظامی/ هسته‌ای باز هم برجام را دنبال کند. این تصمیم کاملا سیاسی بود چون گزارش آژانس اقدامات نظامی ایران را تایید کرد نه تکذیب. اما به دلایل سیاسی غرب تصمیم گرفته گذشته را نادیده بگیرد و به جلو حرکت کند اما این امر نشان‌دهنده صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران در گذشته نبوده و نیست.

– چه تناقضاتی بین گفته‌های دو طرف می‌بینید؟

– تناقض اینجاست که ایران با وجود چنین متن معتبری هنوز دروغ می‌گوید. در جایی که آژانس می‌گوید ایران به دنبال سلاح اتمی بوده اما در کمال بی‌شرمی و در مقابل یک سند معتبر باز آقای ظریف می‌گوید که معلوم شد ادعاهای غرب دروغ بوده است! در صورتی‌که این سند معتبر بیانگر دروغ‌گویی و فرافکنی ایران در بیش از ۱۲ سال است. این موضوع  می‌بایست برای مردم ایران اهمیت داشته باشد چرا که نشانگر آن است که رژیم با دنبال کردن یک پروژه نظامی و سپس تسلیم شدن مقابل خواسته غرب میلیاردها دلار ثروت ملی را روانه زباله‌دان کرده است. در برنامه هسته‌ای، رژیم به دنبال تأمین انرژی نبوده و هنوز به فریب‌کاری‌اش ادامه می‌دهد و تنها دست‌آورد این پروژه شکست خورده، ۵ هزار سانتریفیوژ ۵۰ سال پیش است که تا ۱۲ سال دیگر باید بیهوده بچرخند، فقط برای اینکه بگویند درست عمل کرده‌ایم.

درباره اینکه برجام به شکلی که انجام گرفته جلوی ضرر را نمی‌گیرد بارها نوشته‌ام که از جمله یکی از ضررها ادامه برنامه هسته‌ای است. از جمله تأکید کرده‌ام که در برجام هر کشور سهمی دارد و سهم روسیه ادامه ساخت نیروگاه‌های جدید در ایران است. امروز خبرها می‌گویند که کار ساخت دو نیروگاه توسط روس‌ها در ایران آغاز می‌شود. همزمان با این خبر اقای زنگنه وزیر نفت گفته است از صنعت نفت چیزی جز دو پالایشگاه آبادان و اراک باقی نمانده است که هر که می‌خواهد حاضریم آن را هم رایگان تقدیم کنیم! این دو خبر نمونه‌ای دیگر از پروژه‌های سیاه دولت‌های مختلف نظام ولایت فقیه است. ایران در صنعت نفت به دلایل تاریخی بسیار جلو بود ولی اکنون بسیار عقب افتاده است. به هر گوشه‌ای از انتخاب‌های سیاسی- اقتصادی رژیم نظر کنیم فاجعه است. هشدار و هشدار که ساخت دو نیروگاه هسته‌ای دیگر توسط روس‌ها ما را وارد مرحله‌ای خواهد کرد که عقب نشستن از آن حتی در یک دولت عادی نیز مشکل خواهد بود. به جای اینکه از سرمایه‌ها در صنعت نفت و گاز و خورشید و باد استفاده شود به جایی می‌روند که برای کشوری چون ایران به غیر از هزینه چیزی در بر ندارد.

-با سپاس از شما جناب مصطفوی به خاطر وقتی که در اختیار کیهان لندن قرار دادید.


لغو قطعنامه شورای حکام و”پی ام دی”

6qs5d4qsdf

مصاحبه با رادیو عصر جدید پیرامون قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای فعالیتهای نظامی-هسته ای ایران

اتم، دروغ و مسئولیت – بحثی در حاشیه گزارش نهایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

sdf56g456sdfg

به زمان اجرای رسمی برجام نزدیک می‌شویم. نظر نهایی آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای جمهور اسلامی اعلام شده است. در این مقاله به گزارش آژانس و موضعگیری‌های مختلف در طول حداقل ده سال اخیر می‌پردازم. از دید من سیاست هسته‌ای ویرانگر رژیم ایران بعنوان سومین بحران بزرگ − پس از گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا و تداوم جنگ با عراق با هدف متوهمانه “رفع فتنه از عالم” – تأثیر مهمی بر سیاست داخلی کشور داشته است.

گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی از این جهت اهمیت دارد که به گفته خود آژانس به بررسی آنچه در گذشته روی داده، پایان می‌دهد. از این به بعد کار آژانس تنها رسیدگی به فعالیتهای کنونی و آتی ایران است و اعمال مراقبت در کادر برجام است.

خلاصه تحقیقات آژانس این است که ایران تا قبل از سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) درگیر یک سلسله فعالیت‌های مرتبط با طراحی یک سلاح هسته‌ای اورانیومی بوده و این فعالیت‌ها تا قبل از سال ۲۰۰۳ سازمان‌یافته بوده است. فرمول‌بندی گزارش آژانس چنین است: «آژانس ارزیابی می‌کند که طیفی از فعالیت‌های مرتبط با توسعه یک وسیله انفجاری هسته‌ای در ایران قبل از پایان سال ۲۰۰۳ میلادی بعنوان تلاشی هماهنگ انجام شده، و برخی فعالیت‌ها بعد از سال ۲۰۰۳ میلادی اتفاق افتاده است. آژانس همچنین ارزیابی می‌کند که این فعالیتها فراتر از امکان سنجی و مطالعات علمی، و کسب مهارتها و توانمندی‌های فنی مرتبط و مشخص، پیشرفتی نداشته است. آژانس نشانه‌های معتبری از فعالیت‌ها در ایران در ارتباط با توسعه وسیله انفجاری هسته‌ای بعد از سال ۲۰۰۹ میلادی در اختیار ندارد.»

چهار دروغ بزرگ

سالهاست به تکرار نوشته‌ام که بحران اتمی با ۴ دروغ بزرگ همراه بوده‌است که در مقاله‌های مختلف هر یک را با ذکر جزئیات شرح کرده‌ام. برای یادآوری ۴ دروغ بزرگ را خلاصه می‌کنم:

۲- فریب دوم این است که ایران برای تولید انرژی هسته‌ای نیاز به صنعت غنی سازی اورانیوم دارد.۱ ـ اولین خلاف حقیقت که حدود ۲۵ سال است حاکمیت آن را تکرار می‌کند این است که ایران به انرژی هسته‌ای نیاز دارد.[۱]

۳ـ دروغ سوم درباره با انتخاب تکنولوژی آب سنگین برای راکتور اراک است. واقعیت این است که ایران نیازی به انتخاب چنین تکنولوژی‌ای نداشته است. راه حل‌های بسیار افتصادی‌تر و عاقلانه‌تر برای تولید آب سنگین وجود دارد، چنانکه دولت ایران با قبول برجام همان راه حل‌ها را قبول کرده است اما با هزینه‌های بسیار بیشتر.

۴ـ اما نوشته‌ام دروغ چهارمی نیز وجود دارد که در آن ‌سوی مرزهای ایران ساخته شده است و خلاصه این دروغ این است که «ایران تا اندکی دیگر بمب اتمی می‌سازد». از دید نگارنده با توجه به گزارشی که ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا در سال ۱۳۹۰ منتشر کردند و اطلاعاتی که از ایران به دست می‌آمد، واضح بود که رژیم ایران از سال ۲۰۰۳ پیش بردن پروژه ساختن سلاح اتمی را کنار گذاشته است. در ضمن رئیس پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، هانس بلیکس تردید خود را نسبت به صحت اطلاعات و گزارش‌ها در باره برنامه اتمی ایران نیز ابراز کرده و هشدار داده بود که دروغ‌ها برای وارد کردن فشار دیپلماتیک به ایران ساخته شده‌اند.

نگارنده بارها قبل از آغاز مذاکرات هشدار می‌دادم که چون ایران برای پیشبرد سیاست‌های خود از بحران هسته‌ای استفاده می‌کند، غرب نیز با انگشت گذاشتن بر روی خطر ساختن بمب هسته‌ای، به ایران فشار می‌آورد تا از موضع قدرت وارد مذاکره شود. هشدار این بود که ایران بجای فرو رفتن در مرداب مذاکرات خود داوطلبانه اقدام کند و ابتکار را بدست گیرد.[۲] اما گوش شنوایی نبود، و سراجام غرب با توافق ژنو موفق شد جام زهر را به آقای خامنه‌ای بنوشاند.

البته بر این عقیده بودم و هستم که بدون سه دروغ اول ممکن نبود اسرائیل و محافظه کاران جدید و برخی از دولت‌های غربی بتوانند دروغ چهارم را بسازند. بارها و بارها نشریات اسرائیلی و غربی از قول مسئولان رسمی و غیر رسمی خود اعلام کردند که ایران تا «چند سال دیگر»، «تا یکسال و یا تا چند ماه دیگر» می‌تواند بمب اتمی بسازد. برخی از نشریات اسرائیل تبلیغ را از سال‌های اولیه فعالیتهای ایران در دهه ۶۰ انجام می‌دادند. یعنی از ۲۵ سال پیش، زمانی که اصولا ایران حداقل دو دهه با ساخت بمب فاصله داشت. مسئولان غرب به خوبی از این امر آگاه بودند که ایران تنها تا قبل از سال ۲۰۰۳ فعالیتهایی برای ساختن بمب انجام داده و بسیار از ساختن بمب دور است. اما آنها در قماری که رژیم ولایت فقیه آغازکرده بود یرگ یرنده را در دست داشتند و با استفاده از تله‌ای که رژیم ایران در آن افتاده بود تا توانستند در مذاکرات وین از رژیم امتیاز گرفتند و قرارداد وین را به ایران تحمیل کردند.

موضع‌های مختلف در قبال برنامه بمب‌سازی

حال با توجه به انتشار گزارش آژانس و با در نظر گرفتن این امر که اراده دو طرف بر اجرای برجام است و می‌توان به درستی گزارش اخیر در کلیاتش اعتماد کرد، به مواضع مختلفی بپردازیم که در باره ساختن بمب گرفته شده است:

۱ـ در تمامی دوره بحران هسته‌ای، موضع اصلی رژیم این بوده که برنامه هسته‌ای ایران از ابتدا با اهداف صلح‌آمیز توسعه داده شده و این اهداف هرگز در هیچ کجای مسیر انحراف نداشته است. رژیم ایران هرگونه اطلاعی گویای این امر را که در کار پیش بردن پروژه ساخت وسیله انفجاری هسته‌ای بوده، بهتان و دروغ دانسته و هر سندی در این باره را جعلی خوانده است. اما اکنون یک هفته از انتشار گزارش آژانس می‌گذرد و مسئولان ایرانی موضع شفافی در باره گزارش آژانس نگرفته‌اند؛ به کلی‌گویی اکتفا کرده اما آن‌ رارد نکرده‌اند. حتی چنین به نظر می‌رسد که توافقی هم بر سر محتوای گزارش بین ایران و دیگر کشورها صورت گرفته باشد.

با توجه به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در باره فعالیت‌های اتمی، هم از آغاز، رژیم بنابر ساختن بمب اتمی داشته ‌است. ولو، بنابر قول او، بطور جدی به این کار پرداخته نشده‌ است. بنابر خاطرات آقای فرانسوا نیکولو، سفیر اسبق فرانسه در ایران، سپاه دست اندر کار ساختن بمب اتمی بوده و زمانی که آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی شده و از ماجرا آگاه گشته، به خامنه‌ای مراجعه کرده و دریافته او نیز اطلاع ندارد و با زحمت بسیار جلو ادامه کار را گرفته است. اما آقای صالحی، نیز تصدیق کرده که فعالیت‌هایی برای تولید بمب اتمی انجام گرفته‌ است. این سخنان ما را به یاد «خودسر» بودن عاملان قتلهای زنجیره‌ای می‌اندازد. با توجه به حساس بودن موضوع در زمینه هسته‌ای، رژیم قادر نیست، بطور رسمی، حقیقت را بازگوید. قول هاشمی رفسنجانی نوشته نیکولو را دقیق می‌کند: در پنهان، برنامه تولید بمب اتمی پیش برده می‌شده ‌است.[۳] نتیجه اینکه نه تنها رژیم ایران سالها نیرو و انرژی هدر داده، بلکه، سرانجام، مجبور شده‌است بطور نیمه رسمی، قبول کند که به فعالیتهای هسته‌ای غیر صلح آمیر نیز ـ حداقل تا میزانی ـ مشغول بوده‌ است.

گزارش آژانس بعنوان یک سند مهم باقی می‌ماند و سیاست عدم اعتماد به رژیم ایران و وضع تحریم‌ها و محدودیت‌های استثنایی و تحمیل قرارداد وین را توجیه می‌کند. مشخص است که برای رژیم راه حل دیگری ممکن بود، اما از آنجا که استبداد توانایی قبول واقعیت‌ها را ندارد و نمی‌تواند روند دراز مدت را در نظر بگیرد، از یک اشتباه به اشتباه دیگر رو می‌کند. اکنون آقای خامنه‌ای گمان می‌کند با امضای قرارداد وین − قراردادی از نوعی که آماده بود بدان تن دهد، یعنی بدون عادی سازی رابطه با امریکا و بدون قبول گشایشی در داخل − توانسته است آینده رژیم را تامین کند. او نمی‌داند که تاریخ فراوان از اینگونه موارد را بخود دیده‌ است. یاد آور می‌شود که چند ماه قبل از انقلاب کارتر گفت: «ایران به خاطر رهبری فوق‌العاده شاه، در یکی از پرمخاطره‌ترین نقاط دنیا، به یک جزیره ثبات تبدیل شده است.» حالا هم آقای خامنه‌ای ایران را جزیره ثبات و قدرت منطقه می‌پندارد و گمان می‌کند می‌تواند نقش مهمی در منطقه بازی کند و این بازی رژیم او را تثبیت می‌کند. مستبد متوجه نیست که مردمی نیز در ایران زندگی می‌کنند و آنها هستند که می‌توانند تصمیم بگیرند.

۲ ـ برخی از مخالفان مدعی بودند که رژیم حتی تا امروز نیر بدنبال به دست آوردن بمب است و فعالیت‌هایی که می‌کند در این زمینه و با این هدف است. این مخالفان نیز در ساختن دروغ و ریختن هیزم به آتش بحران، در آنچه بر سر ایران آمد، دخیل بودند. البته در این گروه طیف‌های متفاوت وجود دارند. افرادی هستند که مستقیما برای قدرت‌های خارجی کار می‌کنند و یا کسانی که بر این باورند که بدون فشارهای همه جانبه قدرت‌های خارجی به رژیم، تغییری در ایران روی نمی‌دهد. از این‌رو، همان طور که رژیم به مسئله هسته‌ای، از دید تثیبت حیات خود می‌نگریست و می‌نگرد، این گونه گروه‌ها نیز، به مسئله هسته‌ای، بعنوان اهرم فشار برای تغییر رژیم می‌نگریستند و در تبلیغات خود توانایی‌های هسته‌ای ایران را بسیار بزرگ جلوه می‌دادند و یا خطر ساخته شدن بمب را، نوبت به نوبت، یادآوری می‌کردند. گزارش اخیر آژانس نشان داد که این افراد بر ناحق بوده‌اند و دانسته و یا ندانسته خلاف حقیقت را نشر میداده‌اند.

۳ ـ برخی دیگر با اینکه از طیف‌های گوناگون مخالفان رژیم هستند مدعی بودند که ایران با توجه به موقعیت منطقه باید فعالیت کند تا در آستانه ساختن بمب هسته‌ای قرار گیرد. آنان هزینه‌ها و پیامدهای منفی این کار را مهم ندانسته و در نظر نمی‌گرفتند که داشتن بمب برای ایران توانایی نمی‌آورد و به غیر از هدر دادن نیروها و راه انداختن مسابفه تسلیحاتی در ابعادی بسیار بزرگ در منطقه، نتیجه‌ای به حاصل نمی‌کند. با توجه به این امر که اکنون ایران تنها کشوری است که طبق قطعنامه سازمان ملل متعهد است هرگز بمب اتمی نسازد، این افراد کسانی شده‌اند که هم فعالیت‌های رژیم را توجیه کرده‌اند و هم به هدفی که می‌خواستند دست نیافته‌اند. عکس هدف مطلوب آنها متحقق گشته است. می‌دانیم که عضو پادمان شدن و لایحه عدم نشر سلاحهای هسته‌ای را پذیرفتن اختیاری است اما در مورد ایران، برجام قراردادی است که بنابر قطعنامه شورای امنیت، استثنا است و تنها به ایران تحمیل شده ‌است. علاوه بر قرارداد، قطعنامه شورای امنیت هم با تصویب قرارداد و هم با بنابر متن خود، ایران را ملزم به نساختن بمب برای همیشه می‌کند. این تنها مورد برجام است که تاریخ پایان ندارد.

اکنون گزارش آژانس در باره فعالیت‌های ایران با نظر کسانی همسانی دارد که مدعی بودند ایران در آغاز از برنامه هسته‌ای اهداف امنیتی ـ نظامی داشته‌است، اما مجبور شده‌است آن را کنار بگذارد. ولی بخاطر پایبندی به اهداف اولیه، دایم به دنبال توجیه انتخاب‌هایی است که از نظر استفاده صلح آمیر غیر قابل توجیه هستند. به این کار، حتی در برجام نیز ادامه داده است. نماد آن ادامه سیاست غنی سازی اورانیوم با ۵۰۰۰ سانتریفوژ ۵۰ سال پیش است.

مسئولیت

مسئولیت کامل اتخاذ و اجرای سیاست سیاه هسته‌ای با رژیم ولایت فقیه است. رژیم این سیاست خانمانسوز را با دروغ و فریب آغاز کرد و همچنان قصد دارد واقعیتهای تلخ فرآورده این سیاست را بپوشاند. آقای عراقچی گفته‌است گزارش آژانس بیشتر سفید است تا سیاه. اما زمستان می‌رود و رو سیاهی به زغال می‌ماند. امروز همه ناظران منصف می‌دانند سیاست هسته‌ای سیاه بوده ‌است و روزی هم خواهد رسید که مردم ایران آشکارتر از امروز خواهند دید که سیاهی این سیاست از زغال هم سیاه‌تر بوده‌است. با این‌حال، از فرصت استفاده می‌کنم و خطاب به آن دسته از ایرانیانی که در حاکمیت نیستند، اما برخی از آنها مدعی بودند که فعالیت‌های ایران همگی صلح آمیز بوده‌اند، و جمعی دیگر مدعی بودند ایران تا امروز بدنبال ساخت بمب بوده ‌است، می‌گویم شما هم مسئول هستید. تنها رژیم ایران نیست که فاجعه را آفریده است؛ شما هم در ساختن و پرداختن دروغ‌ها مسئولیت دارید. با رژیم فاسد و دروغساز و جنایتکار ایران با دروغ نمی‌توان مبارزه کرد و برای تغییر، راهی به غیر از ایستادگی بر حق و راستی و درستی را زبان و روش کردن نیست. ما نه می‌خواهیم از جنس رژیم باشیم و نه از جنس ضد رژیم به هر قیمت. ما باید برای کسب استقلال و آزادی و دمکراسی و عدالت معرف ارزشها باشیم.

در این سالها سعی کرده‌ام آنچه در باره سیاست هسته‌ای ایران می‌گویم و می‌نویسم، از روی حب و بغض نباشد تا واقعیت‌ها آن‌سان که هستند روشن شوند. همچنان بر این باور هستم که باید با جدیت تحقیق شود تا معلوم گردد چه کسانی بانی سیاست هسته‌ای و ادامه دهندگان این سیاست بحران‌انگیز پر هزینه بوده‌اند. روشن شدن این مسئله بسیار مهم است. زیرا سازندگان بحران‌ها از انقلاب بدین‌سو، مسببان وضعیت کنونی هستند. هرگاه شناخته گردند و جامعه ایرانی و مردم منطقه و مردم جهان آنها را نیک بشناسند و شبکه روابط آنها با شرکای خارجی آنها نیز شناسایی شوند، دست کم فرصت ایجاد یک بحرانی ویران‌گر  دیگر را نخواهند یافت.


[۱] نگاه کنید به این مقاله: آیا سوخت اتمی برای ایران ضروری است؟

[۲] در این باره نگاه کنید به این مقاله: سیاست اتمی، گناه اولیه و راه حلی ممکن

[۳] سفیر سابق فرانسه: روحانی برنامه تولید بمب اتمی را متوقف کرد

سخنان آقای عراقچی مصرف داخلی دارد

مصاحبه تلویزیون صدای آمریکا در رابطه با گزارش آقای آمانو و سخنان آقای عراقچی در باره بسته شدن پرونده هسته ای ایران در شورای حکام

این مصاحبه را در پایین گوش کنید.

چهار ویژگی توافق وین از دید آقای خامنه ای و ویژگی شخص او

مصاحبه آقای رضا گوهر زاده از تلویزیون اندیشه با موضوع چهار ویژگی توافق وین از دید آقای خامنه ای و ویژگی شخص او

این مصاحبه را در پایین گوش کنید.

نیرنگهای خامنه ای در سیاست هسته ای

مصاحبه تلویزیون صدای آمریکا برنامه آقای فلاحتی بتاریخ  ۶ توامبر ۲۰۱۵ در باره برجام و سیاست هسته ای ایران.

این مصاحبه را در پایین گوش کنید.

دیوار دروغ توافق اتمی برجام و اظهارات آقای صالحی- مصاحبه رادیو عصر جدید

دیوار دروغ توافق اتمی برجام و اظهارات آقای صالحی : مصاحبه رادیو عصر جدید با آقای مهران مصطفوی . پنج شنبه ۷ آبان ۱۳۹۴

سرانجام برجام ،ادامه بحران ها، و مساله دمکراسی در ایران

سرانجام برجام ،ادامه بحران ها، و مساله دمکراسی در ایران از تلویزیون سپیده استقلال و آزادی

اعتراف‌های شگرف آقای صالحی باید ما را بیدار کند

+sd9f+gsdfgاین سخنان مهم در هیچیک از سایت‌ها منتشر نشدند تنها یک سایت دانشجوئی خبر را منتشر کرد. سانسور این سخنان حتی در خارج از کشور نیز موضوع مهمی بود. البته به دلایل این سانسور نمی‌پردازیم تنها به این نکته بسنده می‌کنیم که برای بسیاری از فعالان سیاسی که حامی برجام بودند، انتشار اینگونه اطلاعات با مواضع آن‌ها سازگاری ندارد انتشار سخنان شگفت آور اخیر آقای صالحی در گفتگو با یک دانشجو که بطور پنهانی ضبط شده‌اند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برای شنیدن سخنان ایشان می‌توانید به این لینک مراجعه کنید [۱]. جالب است در یابیم که این سخنان مهم در هیچیک از سایت‌ها منتشر نشدند تنها یک سایت دانشجوئی خبر را منتشر کرد. سانسور این سخنان حتی در خارج از کشور نیز موضوع مهمی بود. البته به دلایل این سانسور نمی‌پردازیم تنها به این نکته بسنده می‌کنیم که برای بسیاری از فعالان سیاسی که حامی برجام بودند، انتشار اینگونه اطلاعات با مواضع آن‌ها سازگاری ندارد.

این‌بار آقای صالحی از آنجا که فکر نمی‌کرده است سخنانش منتشر شوند، مسائل مهمی را برای اولین بار به زبان آورده‌است که تاکنون بر زبان مقام‌های رژیم، جاری نشده بودند. سخنان آقای صالحی با گفته‌ای، طی دیدارش با آقای حسینیان در بیمارستان، آغاز می‌شود. در حادثه مجلس آقای صالحی می‌گوید:

«ما رفتیم پیش آیة‌الله حسینیان. به ایشان گفتیم این‌ها همه‌اش بازی سیاسی بود؛ هم تو داشتی بازی می‌کردی هم ما. «
این جمله گویای ماهیت مجلس در رژیم ولایت مطلقه فقیه است. مجلس نمایشگاه است و بازی‌گران در آن، نقش موافق و مخالف سرسخت را چنان بازی می‌کنند که مردم باور کنند که براستی مجلس «بالا‌تر از همه است» (بنابر قول آقای خمینی) و مخالفت‌ها جدی هستند. اما ماهیت مجلس، هم در دوره خمینی و هم در دوره خامنه‌ای همین است که آقای صالحی، تعریفش کرده‌ است. وقتی در نظر بیاوریم که رئیس جمهور هم «تدارکاتچی» بیش نیست، به این نتیجه می‌رسیم که مقام‌های انتخابی بازیگران صحنه‌ای هستند که کارشان پوشاندن ماهیت رژیم استبداد مطلقه از دیدهاست تا بتوانند مردم کشور را در ماندن در دایره بد و بد‌تر و از بیم بد‌تر رأی به بد دادن و در بند امید کاذب به بد و وحشت از بد‌تر نگه دارند. این جمله به صراحت می‌گوید که رژیم رابطه خود با مردم را از راه زور عریان و فریب برقرار می‌کند و بس.
اما آقای صالحی واقعیت‌های بس مهم دیگری را نیز برزبان آورده‌است:

۱ ـ واقعیت مهم اولی که گفته‌است، در باره غنی سازی و امکان ایران در داشتن اورانیوم طبیعی است. آقای صالحی می‌گوید:

» اصلا من خودم رفتم به حضرت آقا گفتم ۱۹۰۰۰۰ سو. و حضرت آقا گقتند که بایستی تا ۱۹۰۰۰۰ سو حداقل باشد. حالا یک عده دوستان می‌ایند می‌گویند چرا ۱۹۰۰۰۰ سو نیست؟ می‌گویم آقا! اصلا الان ما ۱۹۰۰۰۰ سو در دست داریم! من الان یک عصای موسی دستم هست و اینطور و انطور می‌کنم تا شما ۱۹۰۰۰۰ سو داشته باشید. می‌دانید ۱۹۰۰۰۰ سو چقدر خوراک می‌خواهد؟ چقدر خوراک می‌خواهد؟ ۲۸۰۰۰۰ کیلو خوراک هر سال می‌خواهد. امریکا الآن خوشش می‌اید که ما الان ۱۹۰۰۰۰ سو داشته باشیم برای اینکه یک سال کار می‌کند بعد تمام می‌شود. بعد کل سیستم هسته‌ای کشور همه‌اش می‌خوابد. برای اینکه مواد اولیه نداریم، اورانیم طبیعی نداریم.

دانشجو: یعنی فکر نشده برای اینکه داشته باشیم؟

صالحی: نه دیگه. فکر شده ولی بما نمی‌فروشند. نفت که نیست که در داخل داشته باشیم. «

البته زیر حملات سخت دلواپسان که خواستار ادامه سیاستهای سابق بودند آقای سالحی هفاه قبل نظیر هین پاسخ را داد. سالهاست اینجانب، بطور مداوم، در باره این امر توضیح داده‌ام که ایران اورانیوم لازم را حتی برای تهیه سوخت یک راکتور ندارد. واقعیتی که، اول بار، آقای دکتر شیرزاد در ایران مطرح کردند. خوانندگان می‌توانند به مقاله اینجانب [۲] و یا فیلمی که در اینباره تهیه [۳] شده‌است مراجعه کنند. حال این سئوال مطرح است که کشوری که اورانیوم ندارد چرا از ۲۵ سال پیش دست به راه انداختن صنعت غنی سازی اورانیوم زده‌است؟ پاسخگوی وارد شدن صد‌ها میلیارد دلار زیان به ایران برای پیشبرد این سیاست چه کسی است؟. پاسخ سئوال را آقای صالحی این‌طور می‌دهد:

۲ ـ در بخشی دیگر از سخنانش آقای صالحی برای اطمینان دادن به دانشجوئی که با او بحث می‌کند دو نکته را توضیح می‌دهد:

» ما فلز اورانیوم را نیز فبلا ساخته‌ایم و کنار گذاشته‌ایم و به آن‌ها گزارش کرده‌ایم «.
» ما بازفراآوری هم کرده‌ایم ما یکبار کرده‌ایم و جمع کرده‌ایم و به آن‌ها هم گفته‌ایم «.

اولین باری است که صالحی، بمنزله یکی از مقامهای رژیم، آنهم کسی که در رأس سازمان انرژی اتمی است، چنین اعترافی را می‌کند. هر دو کاری که می‌گوید انجام گرفته‌اند، دو کاری هستند که مرتبط به ساختن بمب اتمی هستند. مهم است یادآوری شود که فلز اورانیونم را فقط و فقط برای ساختن بمب اتمی تهیه می‌کنند و هیچ کاربردی در کار غنی سازی و یا تهیه سوخت نیروگاههای هسته‌ای ندارد. بازفراوری سوخت نیز برای بدست آوردن پلوتونیوم است که چون بدون اجازه صورت گرفته برای‌‌ همان هدف بوده است. سخنان او، بار دیگر، یادآور می‌شوند که، در آغاز، فعالیت هسته‌ای ایران نه برای تهیه سوخت بلکه برای هدف امنیتی ـ نظامی بوده است. هدفی که رژیم مجبور شد آن را از سال ۲۰۰۳ بدین سو، کنار بگذارند. اما برای پوشاندن آن، بدروغ، به فعالیت غنی سازی به بهانه تهیه سوخت، ادامه داده‌است.

۳ ـ اعتراف سوم آقای صالحی نیز بسیار مهم است. او می‌گوید:

«باید از این به بعد به مسئله هسته‌ای اقتصادی نگاه کنیم.»

اگر فعالیت‌ها از آغاز برای تهیه سوخت و انرژی هسته‌ای بود باید از آغاز بدان بعنوان امری اقتصادی می‌نگریستند. اگر این کار را نکرده‌اند و حاضر شده‌اند هست و نیست کشور را بر باد بدهند تا نتیجه فعالیتهای هسته‌ای ایران از سوئی راکتوری شود که حتی قادر نیست دو درصد برق ایران را تامین کند و از سوی دیگربدست آوردن حق استفاده از ۵۰۰۰سانتریفوژ ۵۰ سال پیش که حتی قادر نیستند مصرف یک ماه سوخت ان نیروگاه را تهیه کنند، پس هدف دیگری داشته‌اند. بدینسان نمی‌توانند به این سئوال پاسخ دهند که چرا تنها اکنون باید به مسئله هسته‌ای بعنوان مسئله‌ای اقتصادی نگریست؟ بالاخره اینکه در این گفتگو بین صالحی و دانشجو پذیرفته می‌شود که توافق وین جام زهری بود که ناچار باید سرکشید. اما وقتی راه‌کار دیگر وجود داشت و دارد، چرا باید اینجام زهر را سرکشید؟

انتشار این سخنان در هر کشوری دیگری بود، اثر انفجار بمب را داشت و مردم را به اعتراض عمومی به عمل‌کرد مقامات دولت برمی‌انگیخت. اما، در ایران، اکنون سکوت کامل رویه شده است. نه اصلاح طلبان نه اعتدالیون و نه حتی دلواپسان به این موضوع نمی‌پردازند. حتی بخشی از آن‌ها به من ایراد گرفتند که کشور آرامش می‌خواهد و باید از اینگونه نوشته‌ها حودداری کرد! اما همانطور که در نوشته‌های بسیاری گفته‌ام، مسئله هسته‌ای ایران به دمکراسی گره خورده‌است. طرفداران دمکراسی کسانی هستند که به این مسئله بصورت اصولی می‌پردازند و بدنبال کشف حقیقت در این‌باره، که یکی از فجایع بزرگی سیاسی و افتصادی با پی‌آمد بس زیانمند اجتماعی است، می‌باشند. فاجعه‌ای که فرصت مهم و بزرکی را طی ۲۰ سال از ملت ایران گرفته‌است.

در دل تاریک پهنه سیاسی ایران سخنان دانشجویئی که با آقای صالحی بحث می‌کند و نقل قولهائی که از استادان درون ایران می‌شود، بارقه‌های امید هستند. در ایران هر چند اندک کسانی هستند که بدنبال حقیقت مسئله هسته‌ای هستند و بالاخره روزی به یمن ایستادگی بر حقوق شهروندی و ملی حقیقت خواهد درخشید. آنزمان است که جلوی ضرر‌ها گرفته خواهند شد و خواهیم توانست در استقلال و آزادی ایران را آباد کنیم.


[۱]https://soundcloud.com/a-banisadr/salehi
[2]http://mostafavi.fr/1393/02/20/93
[۳]http://mostafavi.fr/1394/07/28/299

دیوار دروغ سیاست غنی سازی فرو می پاشد

 مهران مصطفوی: دیوار دروغ سیاست غنی سازی فرو می پاشد

علی اکبر صالحی: اصلا من خودم  رفتم به حضرت آقا گفتم ۱۹۰۰۰۰ سو. و حضرت آفا گقتند که بایستی تا ۱۹۰۰۰۰ سو حداقل  باشد. حالا یک عده می آیند می گویند چرا ۱۹۰۰۰۰ سو نیست؟ می گویم آقا! اصلا الان ما ۱۹۰۰۰ سو در دست داریم ! من الان یک عصای موسی دستم هست و اینطور و آنطور می کنم و ۱۹۰۰۰۰ سو را داریم. می دانید ۱۹۰۰۰۰ سو چقدر خوراک می خواهد؟ چقدر خوراک می خواهد؟ ۲۸۰۰۰۰ کیلو خوراک هر سال می خواهد. امریکا الان خوشش می آید که ما الان  ۱۹۰۰۰۰ سو داشته باشیم برای اینکه یک سال کار می کند بعد تمام می شود. بعد کل سیستم هسته ای کشور همه اش می خوابد. برای اینکه مواد اولیه نداریم، اورانیوم طبیعی نداریم.

دانشجو: یعنی فکر نشده برای اینکه داشته باشیم؟

علی اکبر صالحی:نه دیگه. فکر شده ولی بما نمی فروشند. نفت که نیست که در داخل داشته باشیم.”