بایگانی ماهیانه: آگوست 2015

پاسخ به صحبتهای محمد سهیمی

sdfsdf654آقای دکتر محمد سهیمی که خود را ملی مذهبی می دانند مقاله مفصلی در گویا منتشر کرده است و با دفاع از توافق هسته ای حمله های شدیدی به منتقدین و مخالفان توافق کرده است. بروش سایت کلمه همه مخالفان را یکجا همسو خوانده است. اینجانب دیگران را خوب نمی شناسم اما وفتی می بینم در باره خودم دروغهای بسیار گفته است و بیهوده توهین کرده است در باره قضاوتش در باره دیگران هم شدیدا شک می کنم. ایشان از جمله در باره اینجانب چنین نوشته است:

“گروه “سه‌ تفنگدار” مقیم اروپا را داریم که به ناگهان “فوق ملی‌ گرا” شده‌اند. اعضای این گروه مانند سیارات بدور خورشید خود میگردند، و هرچه که ایشان می‌گویند کلمه به کلمه تکرار میکنند. رشته تحصیلی‌ یکی از آنها نه مهندسی‌ هسته‌ای و رشته‌های مهندسی‌ مربوط دیگر است، نه‌ رشته پژوهشی ایشان انرژی، به خصوص انرژی هسته‌ای است، نه‌ حتی یک مقاله به زبان انگلیسی و یا فرانسه در یک مجله و یا وبسایت معتبر در باره این موضوع دارد، و نه‌ حتی اعداد و بزرگی‌ آنها‌را میشناسد و مانند آب خوردن ادعا می‌کند که جمهوری اسلامی ۷۰۰ میلیارد دلار هزینه مستقیم برنامه هسته‌ای داشته است، که البته بخاطر عدم عمیق دانش است. ایشان تا قبل از توافق موقت ژنو در نوامبر ۲۰۱۳ همیشه میگفت که احتیاجی به مذاکره نیست. جمهوری اسلامی باید تمام برنامه هسته‌ای را بطور داوطلبی بر چیند، که البته اینکار، همانند آنچه که مرحوم معمر قذافی انجام داد، تسلیم محض میبود. ولی‌ در همان شب اعلام توافق وین با عجله “مقاله ای” منتشر کرد و ادعا نمود که ایران تسلیم کامل شده است، و این در حالی‌ است که دشمنان ایران، نه‌ فقط جمهوری اسلامی، دائماً به پرزیدنت اوباما حمله میکنند که “تسلیم” ایران شده است و شدیدترین حملات را نیز به کشور ما انجام میدهند تا از آن چهره ای کاملا سیاه بسازند، که نگارنده آنرا در یک مقاله انگلیسی اخیر به تفصیل مورد بحث قرار داد. همین جناب که با آن عجله “مقاله” در محکومیت توافق وین منتشر کرد، حالا دیگران را متهّم می‌کند که متن قرارداد را مطالعه نکرده‌اند، گویا ایشان نسخه ویژه توافق وین را حتی قبل از اعلام آن دریافت کرده و مطالعه کرده بود.

این جناب درباره‌ خود دارای توهّم نیز میباشد، و خودرا بصورت یک “رهبر ملی‌” و یا دستکم یک “رهبر اپوزیسیون” می‌بیند. ایشان در مقالات خود بارها ادعا کرده‌اند که “هموطن، هیچ کس [قبل از من] این حقایق را برای تو نگفته” که البته اشتباه محض است و ناشی‌ از توهّم و عدم آگاهی‌، و یا، “اینجانب به تلاش‌های خود ادامه خواهم داد،” که همان لحنی است که آیت‌الله خامنه‌ای در باره خود بکار میبرد. مقاله با عجله ایشان در شب اعلام توافق وین نیز همانند بیانیه یک “رهبر” اپوزیسیون بود. ایشان ادعا می‌کند که “باید به مردم اتکأ داشت.” صحیح است، ولی‌ اولا، این صحبت را یک رهبر اپوزیسیون که در ایران زندگی‌ می‌کند و در کنار مردم است باید مطرح کند، نه‌ کسانی که در پاریس، لندن، نیو یورک، واشنگتن و لوس انجلس زندگی‌ میکنند و درباره “رهبریت” و “جایگاه” خود توهّم دارند، و ثانیا، اولین شرط “اتکأ بر مردم” صادق بودن با آنهاست، و کسانی که مواضعی شبیه اسرائیل، عربستان سعودی، و راست افراطی آمریکا دارند نمیتوانند با مردم صادق باشند. … بعد نوبت “خورشید” این گروه است که ده‌ها سال است در امنیت کامل در غرب زندگی‌ می‌کند، امنیتی که به او بخاطر مقام سابق ایشان در ایران به ایشان داده شده است، ولی ادعا می‌کند که ایران تسلیم کامل غرب شده است، همان غربی که برای ایشان امنیت را فراهم می‌کند. ایشان از پیش از انقلاب گرفتار توهم خود بزرگ بینی بود. زمانی که ایشان “اقتصاد توحیدی ؟!” را نوشت، اگر منتقدان این اصطلاح بی معنا را به سخره نگرفته بودند، احتمالا حال هم در باره “انرژی هسته ای توحیدی” می نوشت. جالب است که این جنابان و امثال آنها مخالف سرسخت برنامه هسته‌ای هستند، ولی‌ در عین حال برای محدودیت‌های توافق وین “اشک” میریزند و آنرا نقض حاکمیت ملی‌ میدانند. اگر چنین بحثی‌ توسط یک حامی‌ برنامه هسته‌ای مطرح شود، آن ادعا قابل بحث است، ولی‌ کسانیکه توصیه میکردند که ایران از حقوق بین‌المللی خود در باره استفاده صلح آمیز از تکنولوژی هسته‌ای، صرف نظر از مفید بودن و یا نبودن آن برای مملکت، بگذرد و چشم خودرا بر این حقیقت بسته‌اند که در جنگل بی‌ قانون روابط بین‌المللی که آمریکا و متحدان آن برای کشور هایی نظیر ایران ساخته‌اند، اگر کشوری از حقوق قانونی خود حتی بطور موقت گذشت دیگر قادر به بازیابی آن نخواهد بود، حال صحبت از تسلیم، “ترکمن چای دوم” و امثال آن میکنند. اینگونه مواضع نشان از ماکیاولیسم سیاسی و عدم صداقت با مردم دارد که گفتن و انجام هر چیزی را برای رسیدن به هدف قابل قبول میداند . پس فرق این گروه با بنیاد گرایان تهران چیست؟”

آقای دکتر سهیمی که خود را پیرو مهندس بازرگان هم می دانند در این مطلب به غیر از اینکه از خط اخلاق شدیدا دور شده اند چند خلاف حقیقت گقته اند که با اینکه من به ایشان توضیح داده ام و نوشته هایم موجود است اما آنها را تکرار می کنند. منو از شنیدن توهین باکی ندارم و به عقیده ام عمل می کنم و در اینجا تنها برای تنویر افکار عمومی چند مسئله را روشن می کنم.

۱ ـ اقای دکتر سهیمی، اینجانب، آقای تقی زاده و اقای بیات را “سه تفنگدار اروپا” می نامد. این توضیح لازم است که ما سه نفر هرگز با هم تماس نداشته ایم. حداقل اینکه اینجانب با آقایان بیات و تقی زاده هرگز تماسی نداشته ام.

۲ ـ بر خلاف آنچه آقای دکتر سهیمی مرقوم فرموده اند اینجانب ناگهان “ملی گرا” نشده ام. همیشه وطنم را دوست داشته ام و سعی ام در این بوده است که از حقوق ملی ایران دفاع کنم.

۳ ـ بر خلاق نوشته آقای دکتر سهیمی همیشه بر این نظر بوده و هستم که برنامه هسته ای ایران حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار برای ایران هزینه داشته است. اما هرگز نگفته ام که اینها هزینه ها ی مستقیم برنامه هسته ای بوده بلکه این میزان هزینه ها شامل هزینه های وارده بخاطر تحریمها هم می شود. البته این تخمینها را بسیاری زده اند و من مبتکر آن نبوده ام. هزینه مستقیم برنامه هسته ای بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود. در این هزینه ساخت نیروگاه بوشهر و هزینه های تاخیر، هزینه های معادن و غنی سازی و ساخت فردو و هزینه های بدون استفاده ماندن آن و هزینه راکتور اراک و بدون استفاده ماندن برای مدت دراز و حقوق حدود ۱۵۰۰۰ نفر دستگاه سازمان انرژی اتمی است.

۴ ـ ایشان از قول من بدروغ نوشته اند “بارها ادعا کرده‌اند که “هموطن، هیچ کس [قبل از من] این حقایق را برای تو نگفته” که البته اشتباه محض است” من هرگز چنین سخنی نگفته ام. و همیشه اشاره کرده ام که در داخل و خارج کشور تعداد کمی در باره سیاست هسته ای افشاگری کرده اند و همیشه خصوصا از دکتر شیرزاد یاد کرده ام که اولین هشدارها را در ایران داد. اما با افتخار می توانم بگویم که نه وابستگی به جمهوری اسلامی و گروههای مختلف آن دارم و نه وابسته امریکا و اسرائیل و در باره هیچکدام ملاحظه ای نداشته ام. متاسفانه بسیار انگشت شمار هستند کسانی که با این موضع به مسئله هسته ای ایران بطور ممتد و پیگیر پرداخته اند.

۵ ـ نوشته اند که من گفته ام “اینجانب به تلاش‌های خود ادامه خواهم داد،” که این همان لحنی است که آیت‌الله خامنه‌ای در باره خود بکار میبرد. مقاله با عجله ایشان در شب اعلام توافق وین نیز همانند بیانیه یک “رهبر” اپوزیسیون بود. ایشان ادعا می‌کند که “باید به مردم اتکأ داشت.” این واقعا مایه خنده یسیار من شد. آیا نوشتن اینکه من به تلاش خود ادامه می دهم لحن آقای خامنه ای است!!! و یا گفتن اینکه امور کشور باید به اتکا مردم باشد یعنی نگارنده خود را “رهبر اپوریسیون” می داند.!!! واقعا انسان در شگرف می ماند وقتی با چنین استدلالهایی روبرو می شود. بله تکرار می کنم من به تلاش خود برای روشن کردن سیاست هسته ای ایران ادامه خواهم داد و امیدوارم روزی در ایران دولتی متکی به رای ملت داشته باشیم.

۶ ـ آقای دکتر سهیمی راه حلی که اینجانب داده بودم را هم تحریف کرده اند. خلاصه پیشنهاد چند سال پیش من این بود که راه انداختن صنعت غنی سازی در ایران بیهوده است و دولت ایران باید خود غنی سازی را بخاطر اینکه از نظر اقتصادی بصرفه نیست و هزینه های بسیار بر ایران وارد کرده است کنار بگذارد و بعد به مذاکره بپردازد. اما اکنون در خورد غنی سازی در عمل همان کار را کرده اند به غیر از اینکه ۵۰۰۰ سانتریفوژ ۵۰ سال پیش را بخاطر رضایت آقای خامنه ای می توانند بچرخانند. الان متاسفانه وقت ندارم بیشتر توضیح دهم ولی بخاطر اینکه باید حقیقت را هر چه زودتر به زبان اورد میگویم با این برنامه و توافق، ایران ۲۰ سال نیاز دارد تا بتواند فقط سوخت بوشهر را که با چند میلیون دلار می توان خرید را تهیه کند. البته باید اعتراف کنم که آقای دکتر سهیمی هم در زمان احمدی نژاد به کرار می گفتند که غنی سازی برای ایران جز ضرر ندارد اما از وقتی که آقای روحانی را منجی ایران و آقای ظریف را مرد سال خواندند دیگر اصراری بر این قسمت ماجرا، که قلب سیاست هسته ای ایران است ندارند. من تغییری نکرده ام از ایشان باید پرسید چرا تغییر کرده اند.

۷ ـ آقای دکتر سهیمی در باره اینجانب نوشته اند “رشته تحصیلی‌ یکی از آنها[منظور اینجانب است] نه مهندسی‌ هسته‌ای و رشته‌های مهندسی‌ مربوط دیگر است، نه‌ رشته پژوهشی ایشان انرژی، به خصوص انرژی هسته‌ای است، نه‌ حتی یک مقاله به زبان انگلیسی و یا فرانسه در یک مجله و یا وبسایت معتبر در باره این موضوع دارد، و نه‌ حتی اعداد و بزرگی‌ آنها‌را میشناسد.” ایشان درست می گویند رشته تحصیلی اینحانب مهندسی هسته ای نیست و من فوق لیسانس و دکترا و فوق دکترای شیمی فیزیک دارم و اکنون استاد دانشگاه با آخرین درجه آن در فرانسه هستم. بنظرم کمتر از آقای دکتر سهیمی در باره مسائل هسته ای و انرژی بی اطلاع نیستم. بخشی از کار من در مرکز ملی تحقیقات علمی در فرانسه رسیدگی به چند راکتور هسته ای است که به دلایل واضح در باره آنها چیزی نمی نویسم و در بطور ممتد در جلسات مختلف در باره سبد انرژی لازم برای کشورها شرکت می کنم. به پیشنهاد اکول مهندسی هسته ای دانشگاه توکیو نیز بعنوان استاد افتخاری دانشگاه توکیو شناخته شدم چون در تحقیقاتی که با آنها می کنم چندین مقاله مهم در باره اثر تشعشعات هسته ای بروی محلولها و واکنشهای شیمیایی آنها منتشر کرده ام. در ضمن هرگز در مصاحبه ها با خبرنگاران عنوانی بخود نداده ام و علتی هم برای اینکار نمی بینم و از اینگونه القاب نیز می پرهیزم. کسانی که بکارهای علمی ام علاقه دارند می توانند در سایتهای تخصصی در اینباره تحقیق کنند. بسیار تعجب کردم که آقای دکتر سهیمی اینگونه استدلال می کنند.

بالاخره اینکه برمن واضح شد که اقای دکتر سهیمی کتاب “اقتصاد توحیدی” آقای بنی صدر را هم نخوانده اند. آن کتاب، کتاب اقتصاد اسلامی مبتنی بر روایات و آیات نیست. کتابی است که زمانی نوشته شده که دنیا بین دو قطب سوسیالیست شوروی و لیبرالیسم امریکا بسر می برد و او تلاش کرد اقتصادی تولید محور، خارج از روابط سلطه گر ـ زیر سلطه را در آن کتاب بیان کند. افسوس که کار شخصی که خود را “ملی ـ مذهبی” می داند مسخره کردن توحید نیز می شود.

بر خوانندگان عزیز است که خود قضاوت کنند. من این توضیحات را نه از جنبه شخصی بلکه چون مربوط به مسئله مهمی می شود نوشتم. یادآوری می کنم که مخالف نقد نیستم و از آن استفاده و استقبال هم می کنم. اما وقتی با اینگونه برخوردها مواجه می شوم و می بینم کسانی که خود را اخلاق مند می دانند اینطور برخورد می کنند بخود می گویم چه زمانی وطن ما از این وضعیت خارج می شود؟ تا کی باید رابطه ها تا این اندازه تخریبی باشد؟ تا کی باید بخاطر موافق نبودن با شخصی بخواهیم باصطلاح او را خرد کنیم. یادآور می شوم من به این اصل که از آقای بنی صدر یاد گرفته ام معتقدم تخریب کننده قبل از هر چیز خود را تخریب می کند. زمان دروغ بسیار کوتاه و زمان حقیقت هر چه کاملتر باشد به طولانی تر است.