ابراهیم یزدی و حقوق بشر گزینه ای

آقای ابراهیم یزدی که حدود ۷۸ سال سن دارند و از بیماریهای مختلف رنج میبرند اکنون در شرایط بسیار سختی در زندان ولایت فقیه بسر میبرند. نظریه هایی که در عده ای نه چندان کم در پای خبر کمک خواستن خانواده ایشان بروی سایتهای اینترنتی گذاشتند بشدت باعث تاثر شد. دونمونه از این نظریات را در زیر برای خوانندگان درج میکنم که خود مستقیما به وخامت طرز فکر نویسنگان زور مدار آن پی ببرند:

  • ۱- «هیچگاه از انسانهایی که خود بنیانگذار جمهوری ملایان بوده و این حکومت فاشیستی را به مردم تحمیل کرده ؛ کاری ندارم و از انها هم هیچ وقت طرفداری نکرده و نخواهم کرد؛ اگر اینها با دست من از زمین بلند شوند؛ هیچ که بلندشان نخواهم کرد؛ بلکه مشت محکمی هم به انها خواهم زد که دیگر نتوانند بلند شوند. »
  • ۲- «هموطن عزیز من سلطنت طلب هستم و نه ملی مذهبی دوم مسلمان نیستم سوم ضد انقلاب هستم وبه خون امثال یزدی تشنه در خاتمه من در گارد شاهنشاهی خدمت می کردم نه تنها زنده یاد رحیمی بلکه تعداد بیشماری ازبهترین پرسنل گارد شاهنشاهی به دستور ایشان قتل عام شدن من نمی فهمم شما چطور به خودتان این اجازه را داده اید تا این خواسته را از من بکنید.»

این نوع طرزفکرها و نظریات که بیشتر باعث شرمساری هستند، حاکی از آنند که آنها به حقوق بشر و آزادیخواهی اعتقادی ندارند زیرا کسانی که آزاده هستند از حقوق همه دفاع میکنند حتی کسی که دوست نداشته باشند. کسانی که اینجانب را می شناسند و از خط و مشی سیاسی ام با اطلاع هستند نیک میدانند که ایراداتی بسیار جدی به نظریات وعملکردهای نهضت آزادی و خصوصا آقای ابراهیم یزدی دارم. در اینجا نیز هدفم پرداختن به مواضع سیاسی ایشان نیست. آنچه مهم است اینکه آقای دکتر یزدی اکنون بدون دلیل به زندان افتاده اند و خانواده ایشان خبری در باره وضعیت او در زندان و سلامتی اش ندارد و در این قیل و قال عده ای به جای کمک به خانواده او و همدردی با بستگان و دوستانش، با بدترین روش به فکر تصفیه حسابهای سیاسی خود هستند و این بسیار دور از جوانمردی و حقمداری است. آقای یزدی هر کارنامه ای داشته باشد صرف نظر از ارزیابی متبت یا منفی آن ، در این زمان باید از مظلومیتش و از حقوق انسانی او دفاع کنیم.

رژیم ولایت فقیه مطلقه اکنون به حق او تجاوز کرده است و بجای اینکه حق او را بستانیم و در مقابل نظام همانطور که برای دیگران ایستادیم و اعتراض کردیم با روحیه او و خانواده اش بازی میکنیم و این از شرم ، حیا و انصاف بدوراست. آقای یزدی که هیچ، حتی اگر قاضی مرتضوی هم به حقوقش تجاوز شود باید از حقوق او دفاع کنیم. در این گذرگاههاست که طرفداران واقعی آزادی و حقوق انسانی از مدعیان دروغین آن تمیز داده میشوند. شایسته است که مبارزین سیاسی، روشنفکران، اندیشمندان و دانشجویان در قبال اینگونه رفتارها بیاستند و آنها را نکوهش نمایند. اگر واقعا هدف ما این است که در ایران دولتی حقوق مدار داشته باشیم امروز باید به آن حقوق عمل کنیم و هر جا و به هر کس در زمینه حقوق انسانی اش تجاوز شد باید اولین کار دفاع از حقوق او باشد و نه اینکه به کمک جلادان بشتابیم و راه جنایت را برای آنها هموار کنیم. کیست که نداند که حاکمان مستبد و خونریز فعلی همیشه در انتظار کمک باصطلاح “مخالفان” خود برای رسیدن به اهدافشان هستند. آنها منتظرند که ما به تخریب آقای یزدی دست بزنیم که بعنوان مثال «دونمونه از اینگونه طرزفکرها» در بالا آورده ام ویا با سکوت مرگبارخود درمقابل تجاوز به حق او، منتظر حادثه و واقعه ای بشویم تا آنها برضد وی به وخیم ترین عمل غیر انسانی دست بزنند!

نقد ، سنجش و ارزیابی سیاسی به باور من باید در هر زمانی و مکانی باشد و بخصوص لازمه یک جامعه باز، پویا و روبه رشد آینده کشورمان بایستی افکار عمومی ، رسانه ها ، روشنفکران ، احزاب و سندیکاهها و… در نقد دولت ، حکومت و جامعه مدنی شرکت فعال داشته باشند اما نه زمانی که بجای ارزیابی و انتقاد، روش خود را براساس کینه ، عداوت و دشمنی قرار بدهیم وهر لحظه و زمانی منتظر حذف دکتریزدی بدست جلادان رژیم باشیم !

متاسفانه اکثر نوشته ها و نظرات در باره ایشان پر از کینه و دشمنی است که با مبانی حقوق بشر و حقوق انسانی مباینتدارد . به بیان دیگر این نشاندهنده ی آنستکه ما هنوز تا آزادی راه دراز و طولانی در پیش داریم که تا جامعه ملی از نظر فردی و اجتماعی به عاجلترین مطالبات حقوق انسانی و شهروندی خود یعنی آزادی، استقلال رشد و ترقی همراه با عدالت برسد که اساس و پایه ی استقرار یک دولت حقوقمداردر خور و مطلوب دمکراتیک است. باز هم باید تکرار و تکرار کرد که حق وحقوق قابل تفکیک وتقسیم نیست . هشدار و هشدار که اگر از حقوق همه انسانها بدون درنظر گرفتن نژاد ،رنگ پوست ، زبان ، عقیده و مرام دفاع نکنیم یعنی از حقوق هیچکس دفاع نکرده ایم.

بنابراین دفاع از حقوق آقای دکتر یزدی ، دفاع از اصل حقوق ذاتی انسان است که تا حقوق همه ی انسانها در بند ، اسیر و زندانی زیر پای گذاشته نشود.

این مطلب را به اشتراک بگذارید
  • Twitter
  • Facebook
  • Google Reader
  • Tumblr

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *