بایگانی ماهیانه: جولای 2013

میزان مشارکت واقعی مردم و وظیفه رأی دهندگان

so09_iran_electionاین توضیح لازم است که در این مقاله کوتاه قصد دفاع از موضع سیاسی ندارم بلکه تنها هدفم در اینجا روشن کردن میزان مشارکت مردم در انتخابات است. بار واصله از ایران می گفت بخش مهمی از شرکت کنندگان در چند روز آخر و حتی ساعتهای آخر روز رای گیری امید به رای به آقای روحانی بستند. البته تبلیغات وسیعی از سوی رژیم صورت گرفت که انتخابات را حماسه سیاسی جلوه دهد و حماسه سازی از انتخابات بطور سیستماتیک از سوی همه جناحهای رژیم صورت پذیرفت. اما هنوز از میزان واقعی مشارکت مردم اطلاع دقیقی در دست نیست. اخبار مختلف رسیده بیانگر این است که مشارکت این بار کمتر یا بسیار کمتر از سال ۸۸ بوده است. خبرگزاری فارس یک ماه قبل از انتخابات نوشته بود ۷۲ درصد در انتخابات شرکت خواهند کرد و نتیجه هم همان پیش بینی خبرگزاری فارس شد. اما چند ملاحظه در مشارکت مردم مهم است:

ـ آمار ۷۲ درصد مشارکت با در نظر گرفتن این امر است که وزارت کشور آمار جمعیت واجد حق رای در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را حدودا ۵۰.۵ میلیون نفر اعلام کرد و اما مسوولین تعداد کسانی که می‌توانند رای بدهند را کمتر از میزان واقعی اعلام کرده‌اند. محاسبات بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت بالای ۱۸ سال کشور در سال ۱۳۹۲ را حدود ۵۵ میلیون نفر نشان می دهد و تعداد رای اولی‌های این انتخابات تقریبا ۳ میلیون نفر باید باشد. آمار جمعیت ایران بطور رسمی در دست است و هر کس می تواند این آمار را چک کند.

ـ سعید احمدی شهرکی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس درباره مشارکت مردم در انتخابات اظهار داشت: حدود ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در استان تهران واجد شرایط رأی دادن هستند که از این تعداد حدود ۲.۵ میلیون نفر معادل بیش از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت کرده‌اند.

اگر در تهران به گفته وزارت کشور تنها ۵۰ درصد شرکت کرده اند و بقول ناظران مشارکت در شهرهای بزرگ بیشتر بوده است چگونه ۷۲ درصد در سطح ایران رای داده اند؟ اما واقعیت اینست که جمعیت واجد رای استان تهران بسیار بیش از ۵ میلیون و نیم است. یعنی در سطح تهران مشارکت کمتر از ۵۰ درصد بوده است. طبق آمار جمعیت واجدین شرایط رای در استان تهران ۹ میلیون نفر است در اینصورت تعداد شرکت کنندگان ۲۷ درصد واجدین می شود. حال فرض را بر این بگذاریم که گفته سعید احمدی شهرکی که هوز در سایتهای رژیم موجود است صحیح نبوده و فقط اطلاعیه رسمی نتایج در سطح شهرستان تهران صحیح می باشد. در این اطلاعیه صادر شده آمده است “به اطلاع کلیه اهالی شهرستان تهران می‌رساند در نتیجه انجام انتخابات که در روز جمعه مورخ ۹۲/۰۳/۲۴ در شهرستان تهران به عمل آمده جمع رأی مآخوذه ۲۸۶۲۷۷۶ برگ بود که در نتیجه اشخاص زیر:
۱- آقای حسن روحانی دارای ۱۳۲۶۹۶۴ رأی.
۲- آقای محمدباقر قالیباف دارای ۷۲۵۸۵۴ رأی.
۳- آقای سعید جلیلی دارای ۳۲۱۳۲۴ رأی.
۴- آقای اکبر ولایتی دارای ۱۷۹۳۷۱ رأی.
۵- آقای محسن رضائی میرقائد دارای ۱۷۳۷۶۱ رأی.
۶- آقای سید محمدغرضی دارای ۳۵۶۰۰ رأی

جمعیت شهرستان تهران در سال ۹۰، ۸٬۲۹۳٬۱۴۰ بوده است. اگر جمعیت را در سال ۹۲ با توجه به نرخ رشد یک درصدی محاسبه کنیم، ۸ میلیون ۵۰۰ هزار نفر میشود. جمعیت واجدین رای در شهرستان تهران ۵ میلیون ۸۰۰ هزار نفر می شود و در نتیجه درصد رای دهندگان در شهرستان تهران در بهترین صورت ۴۸ درصد می شود.

ـ از سوی دیگر محاسبه تعداد صندوقها، مدت رای دادن و خلوت بودن برخی از حوزه ها بخصوص در صبح روز رای میزان مشارکت را بسیار کمتر از آنچه رژیم بیان کرده است می نمایاند. تعداد کل صندوقهای رای گیری برای انتخابات ریاست جمهوری در سراسر ایران یعنی ۵۷۸۰۰ هزار بوده است. با در نظر گرفتن مدت زمان باز بودن حوزه های رای گیری به میزان حدود ۱۳ ساعت [که خود بسیار بالاتر از واقعیت است] ، مدت زمان لازم برای اینکه هر یک از ۳۶ میلیون و ۷۰۴ هزار و ۱۵۶ که رژیم اعلام کرده است رای دهند کمتر از ۷۵ ثانیه می شود! آیا چنین امری ممکن است؟ ایا کسانی که رای داده اند توانسته اند در مدت زمان ۷۵ ثانیه رای دهند؟ حال محاسبه را برای استان تهران انجام دهیم فرض را بر این می گذاریم که اطلاعات داده شده توسط رژیم در باره انتخابات استان تهران درست است.

ـ در شهرهای مهم خارج از کشور که شاهدان عینی حضور داشتند جمعیت رای دهنده بسیار کمتر از ۴ سال پیش بوده است آمار شرکت کنندگان در لندن و پاریس بیانگر شرکتی بسیار کمتر از ۵۰ درصد دفعه قبل است. لازم به یادآوری است که در اغلب موارد تعداد شرکت کنندگان در خارج از کشور با داخل کشور همخوانی داشته است. بالاخره اینکه میزان رای های باطله اعلام شده نیز نسبتا بالاست. احتمالا این میزان بالا مربوط به کسانی است که برای اینکه در امور اداری و تحصیلی خود مشکل پیدا نکنند رای داده اند.

ـ کسانی که برنده این انتخابات محسوب شده اند متاسفانه بدنبال این مسئله نیستند که میزان مشارکت مردم چه اندازه بوده است. البته در کشوری مانند ایران حتی شرکت ۴۰ درصد مردم میزان بالایی از مشارکت است اما شرکت ۷۲ درصدی در این انتخابات بیشتر به یک شوخی شبیه است. هدف نگارنده این نیست که بخواهم ثابت کنم کسانی که شرکت نکرده اند همه طرفدار تحریم بوده اند. اصولا در هر انتخاباتی، حتی در کشورهای دمکراتیک عده ای به عللی رای نمی دهند. در ایران قبول نداشتن رژیم در کلیتش و عدم اعتماد در شمارش آرا از این علل هستند اما نه تنها علت. به مسئله میزان شرکت واقعی مردم باید بدون حب و بغض هایی که این چند روز در شبکه های اجتماعی بین رای دهندگان و تحریمی ها دیده می شود نگریست. خصوصا کسانی که رای داده اند باید در اینباره بیشتر اطلاع رسانی کنند. بدون شک آقای خامنه ای و کارگزارانش همه تلاش خود را کرده اند که بگویند با مشارکت بالا حماسه سیاسی ایشان صورت پذیرفته است. اما آیا این “حماسه” واقعیت دارد؟

اگر اقای هاشمی رفسنجانی فردای روز رای گیری اعلام میکند: «اگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران ذره‌ای انصاف داشته باشند، باید بپذیرند که ایران دموکرات‌ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبهه‌ای نمی‌توانند به آن وارد کنند.» از او تعجبی نیست که بگوید که این انتخابات را دمکراتیک ترین انتخابات دنیا بخواند از کسانی تعجب است که بنام پیشبرد اهداف دمکراتیک و استفاده از فرصتها در رای گیری شرکت کردند اما در باره این گفته سکوت میکنند. وظیفه آنهاست که اگر واقعا بدنبال پیشبرد امر دمکراسی هستند از رای های داده نشده نیز صیانت کنند. مگر در سال ۸۸ فردای انتخابات و بعد از تقلب بزرگ تحریمهای آن روز به خیابانها نیامدند و شعار کودتای انتخاباتی را سر ندادند چرا امروز رای دهندگان انتخابات ۹۲ بدنبال این نیستند که بفهمند تقلب شده است یا نه؟ از دید نگارنده تمامی شواهد گویای تقلب در انتخابات است نه به این معنی که آقای روحانی اکثریت آرا را بدست نیاورده بلکه بدین معنی که در باره میزان شرکت کنندگان دروغ گفته شده و حتی در بین شرکت کنندگان نیز میزان رای آقای روحانی بالاتر از ۵۰ دردصد بوده است. طبق آمار رژیم آقای روحانی با رای اندکی بیش از ۵۰ درصد انتخاب شده است. چرا با اینکه رژیم قول داده بود که اینبار از دفعه قبل نتیجه ها سریعتر را اعلام خواهد کرد، این نوبت، رای شماری بسیار بیشتر بطول انجامید؟ چرا رای آقای روحانی را نزدیک به ۵۰ درصد نگاه داشته شد؟ آیا تصمیم برای رفتن به دور دوم و یا نرفتن مشکل برگذار کنندگان بوده است؟ این در حالی است که نزدیکان آقای روحانی میزان رای او را ۶۲ درصد اعلام می کردند و آقای ناطق نوری با دانستن این اطلاع از صبح روز رای گیری اعلام کرد که کار در همان دور اول تمام است. بهرحال بنظر می رسد از دید نظام برای اینکه او قدرت مانور کمی داشته باشد و راحت تر قابل کنترل باشد رای او نزدیک ۵۰ دردص اعلام شد.

امیدوارم که همه قبول داشته باشند که صیانت از رای صیانت از “رای” عدم شرکت کنندگان در انتخابات نیز هست. شاید حداقل در اینکار بتوان رای دهندگان و تحریم کنندگان با هم همکاری کنند و در فضایی مناسب خارج از توهین به انتخاب یکدیگر شکاف بزرگی را که از دید اینجانب حاکمیت توانست بین مخالفین بیاندازد مقداری پر کنند. اگر آمار آورده شده در این مطلب که سعی شده است با دقت تهیه شود صحیح نیست خوانندگان محترم می توانند توضیح دهند و نویسنده متشکر آنها خواهد بود.